انواع و اقسام دانشجو !!!!!!


انواع و اقسام دانشجو !!!!!!



انواع و اقسام دانشجو !!!!!!
مشهد اقسام الدانشجو هو موجود الذی یسکن فی مکانه اسمه خوابگاه لا موجود
فیه الامکانات الاولیه و آبه یقطع مداوماً و هکذا، ما حار کمیات فی شیر آب، آلات البارد والحار (گرمایش و سرمایش) یعمل فی الشتا و الصیف بالعکس.
و هو (دانشجو) یطعم الطعام فقط اسمه طعام. شی نرمتر من السنگ، الذی قادر علی ذهاب من الحلقوم الی الپائین و امله (آرزویش) فی الازدواج الشدید ولیکن لا دست یافتنی و فقط فی خیال البافتنی. الغرض الدانشجو ثلاث الاقسام. اوله تنبل، الذی فی خواب الدائم فی خوابگاه.
دومه عاطل و هو مغرور بسیار و یحمل دائماً فی دسته کیف عجیب اسمه سامسونیت و معمولا خالی من الکتاب و الدفتر و فی داخله شانه، حوله و زیر شلوار.
اما القسم سوم من الدانشجو هوالباطل و مشخصاته چنین. هو لایدرس (درس خواندن) بل یگوش موسیقیه دائم حتی فی الخواب و سرو کاره دائما با شعر و رمان.
افراد من هذا القسم یدود سیگاراً کثیراً. اولئک العاشقون و همیشه بی خیال و یا فی الخیال الباطل. علاوه علی الاینا، اقسام دیگر من الدانشجو موجود. ن
وع الدرس خون من دانشجوالذی نادر مثل یاقوت و نوع الدیگر، هوالذی ملعبت فی ید السیاسیون، نوع الآخر من الدانشجو هو بیکارالذی یکتب و ینتشر نشریه مثل... صف تو صف دانشجویی...

پدرم همیشه دوست داشت مهندس شوم. مادرم می گفت: پسر من باید پزشک بشه. از آن جا که من همیشه احترام به پدر و مادر را واجب می دانم، رشته مهندسی گیاه پزشکی قبول شدم که هم مهندس بشوم هم پزشک. پدرم گفت: کاش همون پزشک می شدی. مادرم گفت: مهندس خالی می شدی بهتر نبود؟ روز اول که وارد دانشگاه شدم، دیدم یک صف کشیده اند که نه سر دارد، نه ته. گفتم: این صفه چیه؟ یکی گفت: ورودی جدید هستی؟ گفتم: آره، از کجا فهمیدی؟ گفت: معلومه، این صف تکثیر جزوه اس. گفتم: هنوز که سال تحصیلی شروع نشده. همان یکی گفت: نمی دونی این صف آخر ترم چه بلبشویی می شه. سال پیش دو نفر از دانشجوها از این صف کارشون به اورژانس رسید. چهار نفر هم رفتند کلانتری، از همین حالا صف بگیر تا آخر ترم بلایی سرت نیاد. رفتم توی صف ایستادم که یکی دیگر گفت: صف های مهم تر هم هست. بیا بریم تا با اون صف ها آشنات کنم. رفتیم اداره آموزش. چهار تا صف بود. گفت: این صف انتخاب واحده، اون یکی صف تایید انتخاب واحده، سومی صف حذف و اضافه است. چهارمی هم صف تایید حذف و اضافه است. توی صف اول، واحد انتخاب می کنی. توی دومی تایید می شه. بعد می فهمی که ساعت هیچکدوم از واحدها به هم دیگه نمی خوره. می ری همه رو حذف می کنی و واحدهای جدید اضافه می کنی و این پروسه دو سه هفته طول می کشه تا بالاخره به تایید برسه و تازه اونوقت می فهمی که درسی که انتخاب کردی استاد نداره. گفتم: توی همین صف باید بایستم؟ گفت: بیا بریم یه صف مهمه دیگه. رفتیم توی یه اتاق با صف های متقاطع و متوازی فراوان. گفت: اینجا امور فرهنگیه.

اون صف کانون موسیقیه که با کانون ادبی تقاطع دارده. اون یکی که موازی این صفه، کانون فیلم و عکسه که البته با کانون هنرهای تجسمی تقاطع داره که همه این ها با کانون معارف تقاطع دارن که متوازی کانون هلال احمره. از همه این ها مهم تر کانون گردشگریه، که صفش توی این صف ها ادغام شده. امسال هم قول دادن کانون ترک اعتیاد راه اندازی کنند که صفش از دل این صف ها استخراج می شه. کانون تئاتر هم از یکی از این صف ها انشعاب پیدا کرده، کانون گفتگوی تمدن ها هم هست که داره توی همین صف ها انحلال پیدا می کنه. گفتم: عجب! گفت: تازه کانون ازدواج دانشجویی هم هست که حاصل جمع این کانون ها به صف اون کانون می پیونده. گفتم: پیوندشون مبارک. گفت: حالا کم کم به ظهر نزدیک می شیم، بریم تا یکی از مهم ترین صف های زندگی رو نشونت بدم. رفتیم به سلف سرویس. جلوی سلف چند صف تشکیل شده بود. گفت: صف اول، صف ژتون غذاست. صف دوم صف بن دانشجوییه، صف سوم، صف کارت هوشمند غذاست، که معرف دانشگاه و دولت الکترونیکیه. صف چهارم، صف خود غذاست، که البته اون هم به شعباتی تقسیم می شه. بچه های سال دومی، ورودی ها رو تو صف خودشون راه نمی دن. بچه های سال سومی، سال دومی ها رو بچه های فارغ التحصیل هیچکدوم رو. بچه های فوق لیسانس از پنجره روبرویی غذا می گیرند، بچه های دکترا از در پشتی، گربه های سلف هم از دیوار. گفتم: پس صف ما کجاست؟ گفت: شما باید از دریچه کولر وارد بشید. صف مهم بعدی صف خوابگاه بود. توی صف خوابگاه همان یکی دیگر گفت: اینجا خوابگاهه، اتاق های یه تخته تا پنج تخته ش، مال اولیاست، یعنی کسایی که ولی شون اینجا جزو رئیسا هستن. اتاق های پنج تا ده تخته مال اوصیاست، یعنی کسایی که سفارش شدند. اتاق های ده تا پانزده تخته مال بنده های مخلص خداست، یعنی کسایی که پدرشون تو کار اختلاسه. اتاق های بالاتر از پانزده تخته که پای هم اتاقی ت توی دماغ و دهنه توئه مال ما بنده های مفلس خداست. گفتم: عجب صف تو صفیه این دانشگاه! گفت: تازه، صف های دیگه ای هم هست که کم کم خودت باهاشون آشنا می شی، مثل صف بوفه، صف جزوه دادن، صف فارغ التحصیلی و ... یکی از پشت سر گفت: آقا برو توی صف.

یکی دیگر گفت: نزن توی صف. چند نفر داد زدن: هل ندین. صاف شدیم توی صف. مسئول خوابگاه از توی اتاقش گفت: ساعت اداری تموم شد. یکی از ته صف داد زد: ساعت اداری تموم شد، صف رو چرا به هم می زنید؟! علیرضا لبش به کسی که جزوه ام را برد... ای که بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده جز فراموشی ندارم من گناهی، پس بده روسیه گردم بدون جزوه من، در امتحان از برای من گر نخواهی روسیاهی، پس بده روز و شب چشمم به راه جزوه می باشد بیا گر تو هم داری چون من چشمی به راهی ، پس بده صد کله بوقی به سر دارم زفرط تنبلی! تا نرفته بر سرم دیگر کلاهی، پس بده گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را مستقیما گر نمی خواهی، براهی پس بده جان تو مشروط می گردم به جان مادرت لازمش داری نگه دار، ار نخواهی، پس بده جزوه از من می بری؟ من مرکز نشرم مگر ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده گر تو هم مانند من بی جزوه ای، باشد بیا مال تو این جزوه اما گاهگاهی، پس بده چند ماهی مال تو، اما دو روزی نزد من من نمی گویم که آن را چند ماهی پس بده از دعای هر شب و آه سحر اندیشه کن! تا نرفته بر فلک از سینه آهی پس بده من نمی دانم چرا این جزوه را کش رفته ای لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی، پس بده علی زمانی. سنندج تست فعالیت های «امور فرهنگی»

۱) دفتر امور فرهنگی در سال تحصیلی جدید قصد پخش چه چیزی را دارد؟

الف) پخش آش نذری در بین دانشجویان

ب) پخش شاباش در محیط دانشگاه

ج) پخش مستقیم بازیهای جام ملت های آسیا از طریق LCD ۴۶اینچ در هر دانشگاه

د) پخش سرود دانشگاه ها از شبکه های تلویزیونی

۲) در سال تحصیلی جدید، چه قراردادی از سوی دفتر امور فرهنگی منعقد خواهدشد؟

الف) قرارداد ترکمنچای

ب) قرارداد یکساله با الکس فرگوسن جهت هدایت تیم تراکتورسازی تبریز

ج) قرارداد ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر

د) قرارداد همکاری با ۲۵۰مرکز فرهنگی برای سرویس دهی فرهنگ کارت

۳) دفتر امور فرهنگی تصمیم دارد چه نوع باشگاهی را افتتاح نماید؟

الف) باشگاه پرورش اندام و پاورلیفتینگ

ب) باشگاه خبرنگاران کهنسال

ج) باشگاه عروسی

د) باشگاه رفاه دانشجویان

۴) دفتر مذکور، جهت جلوگیری از مصرف موادمخدر در دانشگاه ها چه اقداماتی را انجام خواهد داد؟

الف) بهره گیری از سگ های موادیاب در مبادی ورودی دانشگاه ها

ب) کشیدن گوش، داغ کردن پشت دست و ریختن فلفل در دهان دانشجویان معتاد

ج) ممنوع کردن دانشجویان معتاد از شرکت در کلاس های مختلط

د) تشکیل کمیته پیشگیری از مصرف موادمخدر در دانشگاه ها و برگزاری جشنواره اعتیاد هرگز.

۵) درباره دانشجویان برتر فرهنگی، کمیته مذکور چه اقدامی را در سال تحصیلی جدید انجام خواهدداد؟ الف) اهداء کارت صدآفرین به آنها

ب) دادن کیک و نوشابه با نی به دانشجویان مذکور

ج) یک واحد آپارتمان و یک دستگاه خودرو به آنها نشان خواهد داد

د) اعزام دانشجویان برتر فرهنگی به خارج از کشور

۶) دفتر امور فرهنگی چه چیزی را در سال تحصیلی جدید افتتاح خواهدکرد؟

الف) قطار شهری مشهد

ب) خط تولید ساخت موتورگازی دوگانه سوز تک چرخ زننده

ج) سد سولوقون تپه با گنجایش ۱۰۰۰ قوطی آب معدنی

د) کتابخانه تخصصی پایداری در دانشگاه تهران

۷) درخصوص نشریات دانشجویی چه اقدامی از سوی این کمیته انجام خواهد گرفت؟

الف) کلیه نشریات مذکور توقیف خواهند شد.

ب) نشریات دانشجویی که جنس کاغذشان خوب باشد، جهت استفاده در باقالی فروشی و سبزی فروشی ها جمع آوری خواهند شد.

ج) در فصل زمستان، جهت صرفه جویی در مصرف گاز، گرما بخش منازل خواهند شد.

د) بخش ویژه ای برای آنها در جشنواره مطبوعات درنظر گرفته خواهدشد و از سوی خانه نشریات حمایت خواهند شد.

▪ راهنمایی شماره۱: جهت یافتن گزینه صحیح می توانید از سیستم (ده، بیست، سه پونزده) استفاده نمایید!

▪ راهنمایی شماره۲: گزینه های الف، ب و ج در هیچ کدام از سؤالات صحیح نمی باشد. سعید ترشیزی فرم ارزیابی دانشگاه آزاد

لطفاً به سوالات زیر با دقت و مداد پاسخ دهید:

۱) اگر شما، هم دانشگاه آزاد قبول شوید و هم دولتی، کدام را انتخاب می کنید؟

الف) آزاد

ب) آزاد

ج) آزاد

د) آکسفورد

۲) چرا شهریه دانشگاه آزاد، زیاد است؟

الف) چون باید باشد.

ب) باید باشد چون.

ج) چون باشد باید.

د) هر دو مورد!

۳) کاشف دانشگاه آزاد کیست؟

الف) آقای جاسبی

ب) آقای جاثبی

ج) آقای جاصبی

د) استاد اسدی

۴) سطح علمی دانشگاه آزاد را چگونه ارزیابی می کنید؟

الف) خوب

ب) خیلی خوب

ج) بسیار خوب

د) عالی

ه) خیلی عالی

و) بسیار عالی

ز) فوق العاده

ح) توپ

ط) مشتی

ی) بابا تو دیگه کی هستی؟!

۵) مهم ترین معضل کنونی دانشگاه آزاد چیست؟

الف) فرار مغزها

ب) معظل کنونی

ج) تحقیق و تفحص

د) ندارد

۶) اگر یک روز آقای جاسبی را از نزدیک ببینید، به ایشان چه می گویید؟

الف) سلام

ب) از شدت شوق به گریه می افتم و زبانم بند می آید.

ج) جیم جمالتو جاسبی!

د) همه بود آرزویم که ببینم از تو رویی...

۷) دانشگاه آزاد، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟ الف) شوت آباد ب) قشنگ دره ج) میان دره د) هیچ کدام

۸) دانشگاه آزاد برای پول ما... دوخته است.

الف) کفن

ب) دامن کلوش

ج) کیسه

د) زیرشلواری راه راه

۹) خوشمزه ترین غذای سلف دانشگاه آزاد چیست؟

الف)خورشت گربه سبزی

ب) کوفته برنزی با چمن تازه

ج) ناهار

د) غذای رئیس دانشگاه

۱۰) وضعیت فرهنگی در دانشگاه آزاد...

الف) خوب است.

ب) سلام می رساند

ج) شما چطوری؟

د) دیگه چه خبر؟

۱۱) دانشگاه آزاد چند بخش است؟

الف) ۵

ب) ۴

ج) ۷

د)۶ در پایان از شما درخواست می شود که در این قسمت (.......) چیزی ننویسید. حتی کلمه چشم را هم ننویسید! رضا احسان پور فرهنگ لغت دانشجویی

▪ دانشگاه deneshgah: در سال های قدیم به محل تولید علم گفته می شد. محل گذراندن اوقات فراغت به شیوه ای با کلاس، نوع آزادش در همه جا قدرت رویش دارد! از جمله سرقله قاف)

▪ استاد ostad: دکتر، مهندس، با کلاس، باسواد، زحمت کش، خوب، باقلوا و... (آخر ترم نزدیک شده و من هم باید به فکر نمره باشم!)

▪ جزوه jozve: مطالبی که هر پانزده سال یکبار «upto date» می شوند، دیکته ای که دانشجو هر جلسه یک ساعت باید بنویسد. قانون های بدون استفاده در کشور و آینده دانشجو.

▪ امتحان میان ترم emtehan miyan term : ضد حال وسط ترم، تقلب کردن در آن از تقلب در پایان ترم آسان تر است، برخلاف اسمش دقیقا در وسط ترم انجام نمی گیرد، امتحانی که آخر ترم قدر نمره از دست رفته اش را می فهمید.

▪امتحان پایان ترم emtehan payan term : عذاب آخر سال، یادآور ضرب المثل «جان کندنی را باید کند» و داستان مورچه ای که در طول سال برای زمستان دانه جمع می کرد و ملخ او را مسخره می کرد!

▪ شب امتحان shab e emtehan : سخت ترین و کوتاه ترین شب سال، شبی که در آن فرد تصمیم می گیرد ازترم آینده در طول ترم درس بخواند، اما فردایش فراموش می کند.

▪ تقلب taghalob: نوعی نوشدارو، شمشیر دولبه، در صورت نداشتن عرضه، توصیه نمی شود، در زمان های قدیم عموما روی کف دست یا یک کاغذ کوچک نوشته می شد. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی به روشهای دیگر انجام می شود (که چون بدآموزی دارد چاپ نمی کنیم!)

▪ دانشجو daneshjoo: متأسفانه معنی این یکی را بعد از ۴سال حضور مستمر در دانشگاه هنوز نفهمیدم! ارژنگ حاتمی نامه ای به استاد ... حضور محضر انور حضرت مستطاب، استاد الجن والانس حفظه الله الی یوم القیامه، روحی فداه! ای دکتر فرزانه که بسی در راه علوم و پیشرفت مملکت کلی زحمات کشیدی من چگونه یارای تشکر و دست شما درد نکند را دارا باشم حال آنکه همچون خورشیدی در آسمان دانشگاه نور هدایت از همه جایت خارج می شود و مشعل فروزان المپیک و روشنی بخش طریق علم و دانش و قله های ترقی ما می باشی. از عهده شکرش چه درآید کز عهده شکرش به درآید؟! اگر چه بنده به عنوان یک دانشجو، آینده ساز مملکت و امید ملت بیش نیستم ولی با تاسی به پندهای ارزنده و نصایح گوهربار حضرت عالی کسب علم را سرلوحه ام برنامه داده ام و نمره و این جور چیزهای بی ارزش را به پشیزی نمی نگرم. این سخن شما را همواره در گوشم زمزمه می کنم که فرمودید نردبان ترقی مثل چهار پایه سه پله دارد، علم و دانش! یا شاید هم که فرموده بودید چهارپایه علم و دانش مثل نردبان سه پایه دارد، ترقی! به هر حال توی همین مایه ها بود، اما آنچه مهم است این است که علم و دانش و ترقی خیلی مهمتر از آن است که در محدوده نمره و این چیزهای بی ارزش جا بشود. واقعا من این فراخنای افق دید واسعه حضرت عالی را همیشه می ستایم و معتقدم امروز پیشرفت مملکت و گذر از دروازه ها و اوج قله های بلند مرزهای علم و تخیل کلا در گرو همین گونه تفکر است و ما باید نگاه نمره محور را به گوشه ای پرتاب کنیم و نهال نورسته جوانانمان را با کود مناسب آبیاری کنیم!

خلاصه دکی جون، دنیا دو روزه، ارزش نداره، نمره بده نیفتیم! صالح شخصی توی دانشکده ازدواج آسان است چند سال پیش که هنوز وارد دانشگاه نشده بودم یکی از دوستانم در دانشگاه سنندج قبول شده و راهی کردستان بود. او را به کناری کشیده و گفتم: ترسم نرسی به مدرک ای دانشجو این ره که تو می روی به کردستان است لحظه ای به من نگاه کرد و پاسخ داد: مدرک یک نشانه است تا راه گم نشود، دانشجو، قصد تحصیلی دگر کن. آن روز معنای کلامش بر من آشکار نبود اما اینک پس از ۱۱ ترم تلاش مذبوحانه در راه کسب مدرک به عمق اندیشه اش راه یافته ام و مفتخرم که برای تنبه شما عزیزان نکاتی را ذکر نمایم: دانشجوی عزیز دانشگاه را تنها برای کسب علم و معرفت بنا نکرده اند. مبادا تمام این سالهای خاطره انگیز را در میان تلی از کتاب و جزوه به تورق و تحقیق و تالیف بپردازی. وای بر دانشجویی که فارغ التحصیل گردد اما حقیقت دانشگاه را درک نکرده باشد. دانشجویان سنواتی را دریاب که چراغ راه تواند در این شب سیاه، آنان مانند ستارگانی هستند که در بیابان جهت را نشانت می دهند. خوابگاه را بشناس و خواب را بشناس، آن گاه هشت ترم و هشت مشروطی. از یاد مبر که تو قدم در راه کسانی نهاده ای که نام اصحاب کهف را از کتاب رکوردهای گینس خارج ساخته اند و این رسالتی سنگین است. مبادا زود بخسبی و زود برخیزی که خیانتی است نابخشودنی. جنبنده باش هم در سیاست و هم در غیر از آن. جنبش های سیاسی را رونقی بخش. اعتصاب غذا کن. خودم یواشکی برایت ساندویچ خواهم آورد. پی گیر جنبش های غیرسیاسی نیز باش. سیستم را روشن کن. سی دی را بگذار. دستی برافشان. پایی بکوبان. این شب های شوریدگی را با ما سحر کن. و اما عشق. و اما عشق... از صدای سخن عقش(!) ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند دانشجوی عزیز دانشگاه کانون شیفتگی و دلدادگی است. اینجا میعادگاه پسران شوریده و دختران ترشیده است. خوردن شیره با اسفناج آسان است توی دانشکده ازدواج آسان است و اما از همه این ها که بگذریم به مهم ترین بخش کار یعنی مقوله «افتادن» می رسیم. «افتادگی» آموز اگر طالب فضلی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است (قانون اول رشته کشاورزی) بارزترین خصیصه تمامی دانشجویان واقعی و مجاهدان راه فضیلت افتادن است. از هر درسی و با هر نمره ای که باشد. افتادن هنر مردان با حال است. الف. سنواتی.



طولانیه اما به یه بار خوندنش می ارزه



انشا(خارجي ها)

1:

تایید


قرقره چای سبز!!! (مخصوص بانوان)

2:

سلام
من توضیحی براش ندارم خودتون بخونید

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه
خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13
بی نصیبان از خوابگاه =اجاره نشین ها
امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی
امتحان میان ترم = زنگ خطر
امتحان پایان ترم = آوار
لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی
مسئولین دانشگاه =گرگها
استادان = این گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی
جواب مسئولین = شاید وقتی دیگر
دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد
دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید
دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ
مرگ هستادها = جلادها هم میمیرند
محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی
استاد راهنما = مرد نامرئی
كمك هزینه = بر باد رفته
درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم
دانشجوی دانشگاه صنعتی =بینوایان
برخورد هستادان = زن بابا
اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكی میریزم
تقلب در امتحان = راز بقا
یادگیری = قله قاف
دانشجوی معترض = پسر شجاع
دكتر بهداری = گله بان
تربیت بدنی1 = راكی
تربیت بدنی2 = راكی
خاطرات هستادها = اعترافات یك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصییح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از هستاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری
آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ
هیئت علمی = سامورا یی ها
رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش = هزاردستان

معاون اموزش = دزد دریایی
برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین
موفق باشید


___انواع ازدواج مخصوص ِ آقایان____

3:

دانشجو و منطق ! دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به‏استادش فرمود: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
هستاد جواب ‏داد: بله حتما.


لبخند بزنید، حتی زمانی كه حالش را ندارید .
در غیر اینصورت نمیتوانستم یک هستاد باشم.


ایا میدانید؟

دانشجو ادامه داد: بسیار‏خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میکنم‏در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.
‏استاد قبول‏کرد و دانشجو پرسید: اون چیست که قانونی هست ولی منطقی نیست، منطقی هست ولی قانونی‏نیست و نه قانونی هست و نه منطقی؟
هستاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و‏مجبور شد نمره کامل درس را به اون دانشجو بدهد.
‏سپس مدتی هستاد با بهترین‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید.


دیدگاه ها نسبت به عشق چطوریه؟؟؟
و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی هست ولی منطقی‏نیست.
‏همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی هست ولی قانونی نیست.واین‏حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید اون درس را رد می شد‏ نه قانونی هست و نه منطقی!


پسرای دانشجو....

4:

خیلی جالب بودد ممنون اقا مهیار


دززززززززززززد !!!

5:

روژان عزيز

اولا تشكر

ثانيا نميدونم چرا مطلبتو كه خوندم ياد اين بيت شعر يه شاعر خدابيامرز افتادم:

رگهاي طنز من كه خشكيده بود قلمبه شد دوباره سفت و كبود

فكر كنم طنزدون شما هم كه يه مدتي خشكيده بوده يه هو و به دلايل نامعلوم قلمبه و سفت و كبود و غيره شده و نهايتا طنز تركيدي!!!
ثالثا پدر جان آروم آروم...گاماس گاماس...هول شدي همه طنزاتو تو يه مقاله ريختي بيرون...كوتاه تر بنايشانس تا شيرينيش بيشتر باشه....مگه نشنيدي اون متفكر بزرگ ميگه: هرچي شيرين باشه حتما كوتاه نيست ولي هر كوتاهي ممكنه شيرين باشه يا هرچه كوتاهترباشه شيرن تره!!! گمونم جرج جنرال هستيل بود اسم اون متفكره!!!! شاعر ديگري در ادامه فرمايشات جنرال هستيل فرموده: هرچه او كوتاهتر، شيرين تر هرچه كه شيرين تر، بي دين تر!
پايدار باشي

6:

ها روژان از اين مهيار ياد بگير ...ببين اينش...يعني طنزش هم كوتاهه...هم شيرين...هم ظريف...هم موجز...هم بي ادبي در عين با ادبي و هم غيره....همه اين خوبيا باعث ميشه آدم از عيب كوچيك قديمي بودنش بگذره...راستي بچه ها يه ورژن ديگه هه داره اين طنز مهيار كه البته قديمي تر و بي ادبي تره...كي بلده؟

7:

دانشجو کیست ؟

از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه : (قسمت اول)


- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه هست .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )
- دانشجو فردی هست که باید به موقع و قبل از هستاد سر کلاس حضور داشته باشد
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و سپس کلاس مستقیم بره خونه .
- هر چی هستاد و مسئولین دانشگاه فرمودن بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!

8:

دانشجو کیست ؟ (قسمت دوم)
از دید اساتید محترم و زحمتکش :

- سر کلاس سکوت رعایت شود .
- سوالات سخت مطرح نشود .
- هر کس بیش از 4 جلسه غیبت کند بی تربیت میباشد در نتیجه حذف .
- کسی تیکه نیندازد .
- افراد آخر کلاس ، ندید حذف
- تقلب = مرگ
- پروژه شما کپی هست ، نمره بی نمره
- نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین درس بخونین .


9:

دانشجو کیست (قسمت سوم)
از دید دانشجویان پسر ( بیکاراشون ):

( درتمامی موارد مثبت اندیشی فراموش نشود لطفا" )

- عشق هست دوران دانشجویی مخصوصا" اگه یک شهر دیگه باشی
- شهریه رو که بابا جونی میده خرجمونم که خدا میرسونه
- شب با بر و بچس بریزیم دور هم و تا صبح بگیم و بخندیم
- کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه هست ، روم به دیفال سگ میره کلاس .

( ندید بگیرین این اصطلاحی عامیانه در عین حال نا درست میباشد )
- ساعتهای سرو وعده های غذایی >>>> شام : ساعت 3 صبح به بعد – صبحانه : اگه بیدار بودیم ساعت 12 یک تیکه نون به خاطر رفع بوی نامطبوع دهان میلنبانیم .

– نهار : خدا خیر بده دانشگاه که حداقل یک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهای شهرمون نمیرسه !! ولی شکمتو برای چند ساعتی پر میکنه

مواد غذایی وقت دانشجویی : قلیون هلو نعناع ، تخمه ، مرغ همسایه ، تخم مرغ ( همسایه ) ، سیب زمینی ، سوسیس ، قلیون اینسری با طعم لیب سیمو ( سیب لیمو غنی شده ) ، انواع کنسروجات ، نون بسته ای کپک زده و انواع ترشیجات خونگی
- تفریحات سالم : قلیون - ....

بازی ( فرض کنین حکما" مار و پله منظورمه !! ) - ...

بازی ( دخترانه فکر کنین ، عروسک بازی منظورمه ) - کشتی ( از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج ) ، اس ام اس بازی ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت میشود ) - خدا خیر بده ایرانسل که وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفشش میتونی از بوق ساعت 12 تا خود 6 فکتو نرمش بدی - قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای باطله جلو آینه میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه روییده بسیار نمایان شده و دقت و تمرکز بیشتری لازم دارن – آب بازی تفریح سالمی هست که در هر خونه ای جای خاص خودش داره و باعث تمیزی و شادابی روحیه دانشجویان شرکت نماينده میشه – در وقتهای گذشته دانشجویان هفته ای یک بار برای خلاص شدن از یکنواختی و ایجاد تنوعی در برنامه هاشون مراسم جر دادن داشتن که خوب الان به خاطر تورم و خارج شدن از زندگی غار نشینی کمتر از این مراسم دیده میشه و تقریبا" به منسوخجات پیوسته .

مراسم به صورت خیلی ناگهانی و پنهانی شروع میشد به این صورت که زیر پوش و یا پیراهن همخونه ای عزیز جرانده* میشد و به محض روی دادن چنین اتفاقی همگی باید خودشون آماده جریده* شدن میکردن و آروم به کمک دوست دیگر جرانده* میشدن و در اینجا دوستانی که مقاومت میکردن غیر از هدف اصلی که پیراهن و معمولا" زیرپوششون بود جاهای دیگرشون هم مورد تجرید* برنامه میگرفت و منجرد* میشد ( * صرفهای مختلف جـــر بر وزنهای مختلف )
- مراسم قبل از خواب که بعضی وقتها جلو خواب گرفته و یا آسیبهای جسمی خطیری در پی دارن .

( منظورم همون بالش بازی و یا نمونه غیر انسانی اون به وجود آوردن چندین طبقه انسانی و یا لحاف تشکی بر روی اولین نگون بختی که خوابش ببره )
- ضبط و نوارها و سی دیهای مختلف خوانندگان هم که از نون شب واجب تره .
- حرکات موزونی که گاها" به صورت سمبل در اومده و داخل کلاسهای درس هم نمایان میشه .

عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- نمرات درخشان
- سوز عاشقی
- سینه ای پر آه و پردود
- لباسهایی مستاجر*
- لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند که در طول این دوران به سرشون اومده از قبیل سوراخهای فراوان و دور سوخته به خاطر زغال قلیون ، رنگهای زرد آثار چای و آبهای مخصوص مراسم ، موهای فراوان به علت ریزش شدید موها و پشمونجات
- اعضا و جوارحی مصدوم به علت درگیریهای مختلف
- فراگیری آشپزی مخصوصا" از نوع ماکارونی و پلوتن ( تن ماهی + برنج)
- زخم معده
- بی خوابی مفرط و جغد گونه
- گوش گرفتگی ( طرح بنفش )
- مرض شست گرفتگی ( به علت تعدد اس ام اس )

10:

دانشجو کیست ؟ (قسمت چهارم)
از دید دانشجویان دختر بیکار :

- مخارج شهریه و خورد و خوراک با ددی جون
- چقدر زندگی بدون آقا بالا سر خوش میگذره
- دختران دائما" غیبت میکنن ولی همیشه در سر کلاسها حضور دارن .
- نوشتن جزوه مهمترین کار و حضور در کلاسها مهمترین وظیفه در داخل دانشگاهه ( خدا داند چرا ؟! )
- فراگیری پیشرفته مهمی به نام آمار گیری که در این زمینه مطلب فراوان هست و چندین روز اندر مزایای آمار و آمارگیری در دختران به شخصه میتونم مطلب بدم .

فقط همین بگم که سرعت پخش آمار از سرعت نور بالاتر هست و کافیه یکی از پسران کلاس پاچه شلوارش پشت کفشش گیر کرده باشه ، تا مستخدم خوابگاه متوجه این امر مهم میشه و دلایل پیدایش و رخداد چنین اتفاقی در میزگردهای شبانه مطرح میشه و نتیجه آخر اینه که پسرک عاشق یکی از دختران اون جمع هست .

- تفریحات سالم : میزگردهای شبانه پیرامون پسرهای دانشگاه - گذراندن کلاسهای آرایشگری و گریم – طراحی پوشش و ابداع مد – آشنا شدن با قلیون و طریقه چاغ نمودن و کا دود کردن اون – سر کار گذاشتن پسرها – نقاشی کردن در جزوات و تزئین اونها جهت اهدا به نیازمندان !! – جستجو و تحقیق در علل کنشهای متفاوت پسران – آموزش رذالت و شیطنتهای پسر کش – تمام تفریحاتی که پسران انجام میدن در میان دختران هم رایج شده و کافیه یک دور تفریحات پسران مرور کنین ، با این تفاوت که در دختران آخرش همیشه به گیس و گیس کشی منجر میشه - آشنا شدن با انواع خوراکهای سرد ( فست فود ) و کافی شاپهای شهر – هفته ای هفت شب شرکت در تولد هم اتاقیها – جمع آوری شماره پسرها و ملغب شدن به 118 – تک زنگ زدن بی موقع و شبانه به گوشی پسران – اونهایی هم که خیرخواه هستن برای اینکه دوستشون صبح برای کلاس بیدار کنن تا صبح پلک رو هم نمیذارن – شرکت در تمامی تورهای سیاحتی ، زیارتی ، علمی و تخیلی دانشگاه .




عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- فراگیری هر نوع آرایش و مد لباس
- تغییر قابل توجه از لحاظ ظاهری نسبت به بدو ورود به دانشگاه
- کم آوردن حافظه گوشی جهت درج اس ام اس و شماره دوستان
- تغییر ماهیت از یک دختر آروم به دختری شیطون و بازیگوش
- یادگیری انواع مهارتهای شوهرداری و شوهر فراری
- آشنایی با موارد برخوردهای اجتماعی و معضلات رفتاری
- شکست در عشق
- خیلی وقتها هم متاهل شدن یعنی رسیدن به هدف اصلی و والای دانشگاه
- گوش گرفتگی و شست گرفتگی
- زخم معده و پاشنه پا و ماهیچه های دوگانه فک

11:

دانشجو کیست؟( قسمت آخر)
دانشجویان شاغل ( دختر و پسر فرقی نمیکنه )


- این جیب اون جیب کردن و دویدن برای جور کردن هزینه بالای شهریه
- دنبال رفع تداخل کلاسها و ساعات کار
- گرفتن پاچه اساتید جهت منعطف کردن اونها ( به خاطر اینکه اگه غیبتها زیاد شد حذف نکنن )
- واکس زدن کفش کارفرما به خاطر دادن مرخصی تحصیلی
- انجام دادن هر گونه کارهای محیر العقول برای مشتری و ارباب رجوع ( به خاطر اینکه نپره)
- گرفتن جزوه از هر کس و ناکسی و کپی کردن اون
- برو سر کار ، بیا کلاس ، وسط کلاس زنگ میزنن بیا سر کار ، اگه شد برو خونه ، کلاست دیر شد ، کلاس ، کلاس ، بسه برو خونه بخواب ( با این اوضاع بنزین ...

)
- سرو وعده های غذایی یا ممکن نمیباشد و یا در بین کلاسها یا در بین راه به صورت ضربتی صورت میگیرد .
- خوابیدن در سر کلاس
- فکر پاس کردن چک ، جواب دادن به مسئول ، راه انداختن مشتری و ...

به جای تمرکز روی درس !!
- فکر درس ، تمرین ، پروژه ، میانترم ، پایانترم و ....

به جای تمرکز در کار!!

عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- سر گیجه و موج گرفتگی
- کارت سوخت خالی
- پس انداز منفی و هجوم اقساط
- مدرک
- یک مشت جزوات درهم و برهم که چیزی از توش در نمیاد
- افت شغلی
- زخم معده و لاغری مفرط و چشمانی گود و چهره ای زرد
- کلکسیونی از پاچه اساتید و مسئولین محترم
- کوهی از دیون که تا سالیان دراز باید حملشون کرد
- فراموش کردن هرگونه تمایلات و هنرهای قدیمی و بی میل شدن جهت ادامه اونها
- کم شدن روابط دوستانه و خانوادگی در حد طرد از اون جمع


جیگر آدم خون میشه برای این قبیل دانشجویان .

کیه که به دادمون برسه ...

( عضوی از دانشجویان شاغل )

در مجموع دانشجویی مثل پس گردنی و یا تو گوشی میمونه که هم میتونه از خواب بیدارت کنه و هم میتونه بهت آسیب برسونه این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم .


12:

اولا منم بسی تشکر
دوما منم یه جایی خوندمم خوشم اومد وگرنه من طنزم کجا بودد من جملات قصار طنز در میکنم ولی داستان طنزشش در حیطه تخصص من نیستت
برای من هم تازه بود هم بامزه
ادما با شخصت های متفاوت نوع سلیقه هاشون هم برای همه چیز متفاوتهه حالا ملاک پسندینتون رو پایین بیارین و یکم تخفیف بدین مشتری بشیمم

نوشته اصلي بوسيله soozan mikhi نمايش نوشته ها
ها روژان از اين مهيار ياد بگير ...ببين اينش...يعني طنزش هم كوتاهه...هم شيرين...هم ظريف...هم موجز...هم بي ادبي در عين با ادبي و هم غيره....همه اين خوبيا باعث ميشه آدم از عيب كوچيك قديمي بودنش بگذره...راستي بچه ها يه ورژن ديگه هه داره اين طنز مهيار كه البته قديمي تر و بي ادبي تره...كي بلده؟
چشم دارم از محضر اساتید مخترمم یاد میگیرمم دستشونم درد نکنهه
امر دیگه باشهه !
همه اینا برای من تازگی داشتت ندیده بودم زیاد این ورا نمیامم:
icon_263:

13:

امتحان پایان ترم
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده هست.

بنابراین تصمیم گرفتند هستاد خود را پیدا نمايند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

اونها به هستاد فرمودند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از اونجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت وقت طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

هستاد فکری کرد و پذیرفت که اونها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و هستاد اونها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از اونها خواست که شروع نمايند...

اونها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت.

سوال خیلی آسان بود و به راحتی به اون جواب دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت جواب بدهند.

سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!

14:

چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم؟

همان طور که می دانید ازدواج بر سه قسم هست: ازدواج موقت ، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!
در این نوشتار می خواهیم راه های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی برنامه دهیم.
ازدواج دانشجویی از سه کلمه ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده هست!!
در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر می شوند:
ازدواج : 2 تاشدن ، قاطی مرغ ها شدن ، از دست رفتن! از پا افتادن ، کاری هست خوب که من اون را خیلی دوست می دارم!
دانشجو : نام چیزی هست که این روزها همه هستند! بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند.

انسان علاف از نوع باکلاسش را گویند!!
یی : چنین کلمه ای هنوز کشف نشده هست.!!

.!!

اولین و آسان ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه دار بودن هست.

اگر خودتان مایه دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه دار باشد.

اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید!!!! پاشید برید ازدواج دانشجویی تو نو بکنید!! در این موارد بهتر هست اول مزدوج شده و سپس دانشجو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید ( در واقع بخرید!! ) مطابق میل دوشیزه خانوم باشد!!!

اگر هم مایه دار نیستید خوب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه ی یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند : چه پیامی برای هم سن و سالهایت داری؟

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر هست سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! داشته باشید!!! قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود!! قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد کرد!

بله همکارانم به من اشاره می نمايند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! تو همین فاصله شد دوازده تا!!!

سعی کنید در انتخابات رشته ، به رشته هایی علاقه مند باشید که بیشتر ظرفیت را جنس مخالف تشکیل می دهند! مثلا نسبت 59 به یک از ضریب بالایی برخوردار هست!! ( در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن های علمی و کانون ها و تشکل ها و هلال احمر و گروه سرود و ...

شما را به سرمنزل مقصودتان می رساند!)

اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید.

خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید!

پسر : سلام خانوم! ببخشید می شه با من ازدواج کنید!
بوووووووووووووومب !!!

بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!

به هر حال اگر از اون دسته از دانشجوهایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت میگم ! اگر هم هنوز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر میشه ها!!

کات آقا ! کات ! پسره ی اسکل من فرمودم ایجاد آشنایی ! نفرمودم زرت بری بگی ازدواج که!!!

اگر دختر هستید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط بنویسید!! اگر هم پسرید لازم نیست جزوه بنویسید! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد!! امت چی میگن! مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست!!!

15:

خب راستشو بخاي منم زياد اينورا نميام....حالا يكي بگيره جلايشان اين مهيارو...

به رقت طنز دچار شده!!!!

16:

بابا چیکار داری به امتم !
بزار یکم بخندیمم

17:

نه خب نگران طنزدون رفيقمون هستم...

داغ نكنه بتركه يه هو!!!!!!

18:

خواب راستش رو بخوای با این حرف شما یاد این لطیفه افتادم

سه تا گوجه میرن وسط خیابون
بوم بوم بوم

حالا چه ربطی داشت به 22 بهمن نمیدونم

شاد کردن امت سخت ترین کار روی کره خاکی هست
از خودم


65 out of 100 based on 60 user ratings 985 reviews

@