ازدواج پزشک عمومی با لیسانس علوم تغذیه


ازدواج پزشک عمومی با لیسانس علوم تغذیه



ازدواج پزشک عمومی با لیسانس علوم تغذیه
ازدواج دخترپزشک عمومی با پسر لیسانس علوم نغذیه را صلاح می دانید



مراحل ازدواج

1:

اختلاف سطح مدرک تحصیلی می تواند در روابط زناشویی تاثیر گذار باشد؟؟؟


دختران مجرد! این کار ها را بکنید

2:

احتراما به نظر من، این معیارها موقع تشکیل یک گروه پزشکی سنجیده میشه، نه موقع تشکیل خانواده !
غالبا برای تشکیل خانواده معیارهای دیگه ای رو در نظر میگیرن!


دختران بیشتر عاشق می شوند یا پسران؟

3:

اگه خودشون بخوان اره مگه چی شده؟


خانم ها لطفا این رفتارها را کنار بگذارید

4:

عموما بهتره سطح تحصیلات زن مساوی یا اندکی فقط اندکی کمتر از شوهر باشه

چون دیده شده بعدها شترق میکوبن تو سر مرد که تو بی سوادی

ولی نظر کلی هم نمیشه داد میشناسم زنی رو که به شوهرش افتخار میکنه البته حقم داره

با اینکه شوهرش بی سواده و خودش پزشکه چون معتقده اگه حمایت های شوهرش نبود اون به اینجایی که رسیده نمیرسید همه چیز در اصل به شعور و جنبه ی افراد برمیگرده


تصورات اشتباه درمورد عشق . . .

5:

مهم اینکه که جفتشون تحصیلات دارن،این سوال شما وقتی پیش میاد که یکی تحصیل کرده و دیگری خیر.
باز هم در اون صورت دیدگاه دو طرف مهم هست.
در مورد این دو شخصی هم که شما بیان کردید،مانعی وجود نداره از نظر تحصیلات.


عشق من ؟ چقدر غُر می‌زنی !


مردان چه زنانی را دوست دارند؟

6:


حالا اگه جای زن و شوهر عوض می شد یعنی با کمک های زن مرده دکتر می شد یقین به حتم مرده می رفت با یکی دیگه ازدواج م یکرد


رازهای ابراز عشق در دوران نامزادی

7:

- قبل از اینکه تاپیکتان راه بیفتد عرض کنم که از ارسال مکرر پست (روشی که در تاپیکهایتان دارید) خودداری کنید.

تاپیک خوب نیازی به ارسال مکرر ندارد و به خودی خود فعال میشود.

پاسخهای مختلف اشخاص را در یک پست جواب بدهید.

ضمناً تاپیکهای با مضمون روانشناسی و مشاوره را در بخشهای مناسب (خانواده، روانشناسی و ..

) ارسال کنید.

جای هر موضوعی در بخش هم اندیشی نیست.

/ منتقل شد.

- تجربه نشان داده روحیات و شخصیت اشخاص ارتباط قطعی با رشته تحصیلیشان ندارد.

یعنی حتی دو نفر (مثلا دو دوست) که هر دو پزشک عمومی هستند ممکن هست علائق و سلائق کاملاً متفاوت داشته باشند.

تنها وقتی سایر معیارها کمابیش مناسبند، میتوانید بعنوان اولویتهای آخر به این معیارها بعنوان نقطه قوت یا ضعف نگاه کنید.


8:

اگه بی جنبه و بی شعور بود بله و گرنه خیر

9:


10:


بعله دقیقا همینطوریه تازشم با من صحبت نکنید اخه برنامه شده تا پایان پروژه ی شما، من با شما صحبت نکنم

11:


من بهتره دیگه چیزی نگم

12:

احتراما :موارد نسبتا زیادی را سراغ دارم که همین اختلاف سطح مدرک تحصیلی
موجبات به وجود آمدن مشکلات پايه ی در زندگی اونها گردیده هست

13:

بستگی به خصوصیات اخلاقی و رفتاری دو طرف داره ..


کلی بخوایم در نظر بگیریم ، شاید تأثیر گذار باشه ، ولی اگه بخوایم وارد جزئیات رابطه ی دو نفر بشیم شاید این موضوع اصلا مهم نباشه و بهش توجه نکنن

14:

آره دخترم سکوت کن و گرنه الان زن یا مرد فرضی داستان رو با گرز رستم میزنم

پشه ها اعصابمو خرد کردن الان خطرناکم

15:

سلام یکم بخودتون ابلیمو بزنید دیگه پشه ها نمیان سراغتون


دخترم با اعصاب اروم بیا تاپیک بخاطر خودت میگم

16:

اگه همدیگر رو دوست دارن، چه اشکالی داره؟؟؟؟

17:

با سلام و احترام
همین ؟یعنی هیچ ملاک دیگری لازم ندارد؟

18:


خب اگه ملاک دیگه ایی باشه حتما مطرح می شه ولی اینکه یه دختر تحصیلات شوهرش براش اهمیت نداشته باشه خیلی عادیه

19:

جدی آبلیمو بزنم نمیان؟ اگه نمیان من دوش آبلیمو بگیرم

چشمممم ریلکس میام

20:

به نظرم مدرک تحصیلی تو ازدواج مهم نیس
از آدمی که مدرک تحصیلی بالایی داره چه انتظاری داریم؟
درک شعور بیشتر
اما میزان شعور آدمها ربطی به میزان تحصیلاتشون نداره
این تجربه اخیر خودم بود.


21:

مثل همیشه با سلام و ادب واحترام
1- چقدر باعث خوشحالی هست که تذکر می دهید ، متاسفانه در امر یادگیری
مطلب پاسخهای مختلف اشخاص را در یک پست کوتاهی کرده ام
این کار را بلد نیستم اگر لینکی دارد دوستان برایم بگذارندتا یاد بگیرم
2-شاید باور نکنید این بحث در غالب روانشناسی و مشاوره مخاطب کمی پیدا می کند
3-اتفاقا همان روانشناسان و کارشناسان مشاوره اختلاف تحصیلات را در زن ومرد را
یکی از دلایل مهم جدایی می دانند.بسیار

22:

در این مورد خاص من توصیه به ازدواج نمی کنم ، یک نفر از من سوال
کرد فرمودم ، بهتره بگذارم دوستان نظر دهند اگر دوستی موارد عینی
دارد منعکس کند

23:

این موضوع به ظرفیت طرفین بستگی دارد نه میزان تحصیلاتشون!
دو نفری که ظرفیت نداشته باشند نه با تفاوت ناچیز سطح تحصیلات
بلکه به خاطر تفاوت برند لوازم خانگی ایل وتبارشان یا شاید به خاطر
متراژ قد و گراماژ وزن و ....

هم دچار این اختلافات بشوند
در اصل این اختلاف از سطح تحصیلات ناشی نمی شود بلکه از
تفاوت دیدگاه طرفین نسبت به ارزشهای داخل زندگی نشات می گیرد

24:

با سلام و احترام
ازدواج خانم پزشک عمومی با مرد لیسانس علوم نغذیه
کارشناسان امر مشاوره خانواده این نوع ازدواج را توصیه نمی نمايند

25:

کفویت در ازدواج به صورت کامل لطفا تا اخر مطالعه فرمایید.بخش مربوط به شما رو پر رنگ کرده ام

کفّویت اعتقادی
این کفویت به دو دسته تقسیم می شود:
الف) کفویت دینی
یعنی با کسی ازدواج کن که دینش با شما یکی باشد.

ما ازدواج یک مسلمان با مسیحی را توصیه نمی کنیم (هر چند از نظر شرعی چنین اجازه ای داده نمی شود)

ب) کفویت مذهبی
از نظر شرعی ازدواج یک شیعه با سنی هیچ اشکالی ندارد.

ولی حواستان باشد که ما در راز و نیاز و عبادتمان، در نحوة عباداتمان، در آیین ها و مراسم هایمان خیلی با هم متفاوت هستیم.

ما وضو گرفتنمان با هم فرق می کند.

اونها دست به سینه نماز می خوانند و ما نه، خب این باعث درگیری مداوم می شود.

در تربیت فرزند هم دچار مشکل می شوید چون یکی معتقد به مبانی و روایات و فتاوای فقهی خودش هست و دیگری هم به روش خودش.

پس اگر شیعه هستید فقط با شیعه ازدواج کنید و اگر سنی هستید با سنی.

وقتی ما می گوییم که دو نفر کفویت دینی و مذهبی داشته باشند یعنی دو نفر هم مذهب (مثلا دو نفر شیعه) پایبندی یا عدم پایبندی به دستورات دینی در اونها چقدر به هم نزدیک هست و در این نزدیکی رسیدن به 100 % ملاک نیست هست بلکه 70 % کافی هست.
کفّویت نگرشی
مثلا یک نفر داشتن اونتن ماهواره را بد و موجب فساد می داند و دیگری خوب و مفید.
رفتار ما نشان دهندة نوع نگرش ماست.

خانم محترم اگر دیدید که پسر به پدر خودش بی احترامی می کند بدانید که برای او احترام به بزرگتر هیچ جایگاهی ندارد و حرمت تو را هم خواهد شکست.

کفّویت ادراکی
گام اول:
در کفویت ادراکی اولین چیزی که ملاک هست درک و فهم و شعور هست.

کفویت ادراک به معنی داشتن مدرک تحصیلی مشابه نیست.

من کسانی را می شناسم که دارای مدرک دکترا هستند ولی دریغ از درک و شعور که اینها داشته باشند.

و کسانی را می شناسم که زیر دیپلم هستند ولی دریایی از شعور اند.

گام اول کفویت ادراکی این هست که دو طرف چقدر فهم و شعورشان بالا و یا پایین هست.

پس به این نگاه نکنید که طرف مدرکش چی هست ببینید چقدر فهم و شعور دارد.

امام علی (ع): با انسان نادان ازدواج نکنید.

چرا که این کار بلایست عظیم و فرزندان شما نیز ضایع خواهند شد.

گام دوم:
گام دوم کفویت ادراکی تحصیلات هست.

تحصیلات خیلی مهم هست، ولی سپس شعور.

توصیه می کنم که یا آقا و خانم تحصیلاتشان در یک حد باشد و یا خانم یک پله پایین تر.

اگر تحصیلات خانم بالاتر باشد به رگ غیرت ما مردها بر می خورد.

گول حرف آقایان را نخورید که اول خواستگاری به دختر (که تحصیلاتش بالاتر هست) می گویند من به تو افتخار می کنم که من دیپلمه هستم و تو فوق لیسانس تو مایة مباهات من هستی.
چون وقتی در یک مسئله ای بین آقا و خانم تنشی بوجود می آید اون موقع آقا یاد مدرک تحصیلی خانم می افتد و می گوید «چیه می خواهی مدرک تحصیلی ات را به رخم بکشی؟»
اگر مدرک تحصیلی خانم بیش از یک پله از آقا پایین تر بود (مثلا آقا لیسانس هست و خانم دیپلم) باز وقتی دعوایی بین خانم و آقا بوجود بیاید آقا کم سوادی خانم را علت مشکل می دانم و مدرکش را تو سر خانم می زند.
سوال: با توجه به اینکه ورودی خانمها در دانشگاه چند سالی هست که ازآقایان بیشتر شده هست ممکن هست چند سال دیگر خانمی که تحصیلات کمتری از آقا داشته باشد کمتر پیدا بشود اون موقع چکار باید کرد؟
جواب: ما در جمع بندی معیارها خواهیم فرمود که در شرایطی می توان بعضی چیزها را ندیده گرفت.
گام سوم:
تحصیلات و شعور دو خانواده: اینها باید تقریبا هم سطح باشد.

اگر یک نفر از خانواده ای هست که غالب افراد تحصیلات دانشگاهی دارند غلط هست که با خانواده ای وصلت نمايند که اکثر افراد اون تحصیلات کم (مثلا دیپلم و زیر دیپلم) دارند.

چون این باعث ایجاد درگیریهایی در آینده خواهد شد.

کفّویت اقتصادی
درآمد خانواده ها باید با هم متناسب باشد.

کسی که می خواهد با آدم پولدار ازدواج کند تو داری با پول اون آدم ازدواج می کنی نه با خود اون آدم.

اگر سطح اقتصادی دو خانواده زیاد متفاوت باشد بعد در پذیرایی ها و مهمانی ها و شام و نهار دادن ها اول تنش ها و اضطرابها و تحقیر شدن ها هست.

پیامبر اکرم (ص): کسی که به خاطر ثروت با کسی ازدواج می کند به همان نیز دچار می شود.

(یعن با همان پول تو را بدخت می کند)

گام اول کفویت اقتصادی:
با کسی ازدواج کن که هم سطح اقتصادی خانوادة شما باشد.

سپس نظر مالی تلاش کنید که وضعتان بهتر بشود.

گام دوم کفویت اقتصادی:
اینکه نگاه من به مسائل مادی و دنیایی با طرف مقابلم یکی باشد.

کسی که فقط پول برایش اهمیت دارد شریک خوبی نیست برای کسی که پول در اولویت اول او نیست.

بعضی خانواده ها می گویند که اگر پسر خانه نداشته باشد کفویت اقتصادی ندارد.

پدر و مادرهای محترم، کدام یک از شماها وقتی ازدواج کردید صاحب خانه بودید؟ به ندرت آدمی پیدا می شود که اول ازدواج از خودش خانه داشته باشد.

اکثرا به مرور صاحب خانه می شوند.

من اصلا قبول ندارم که پسر باید خانه داشته باشد.

اما اگر خانوادة دختر به قدری پولدار هست که دختر از خودش خانه و ماشین شخصی دارد باید با پسری ازدواج کند که او هم صاحب خانه و ماشین شخصی باشد.
کفّویت فرهنگی
ما باید ببینیم عادات، آداب ، رسوم، لباس، زبان، لحجه و سنتها معاشرتها و روابط اجتماعی مان چقدر به هم شبیه هست.

گاهی وقتها این رسمها خیلی با هم متفاوت هست و باعث تنش می شود.

خیلی ها این چیزها را ندیده می گیرند و سپس ازدواج کلی دردسر می کشند.

فرض کنید دختر در خانواده ای بزرگ شده که زن سالار بوده و پسر در خانواده ای که مرد سالار بوده این دو با هم کفویت فرهنگی ندارند.

چون پسر می خواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند و دختر هم حرف خودش را.

بیشتر ازدواجهای دانشجویی که دو طرف از شهرهای مختلف با فرهنگهای مختلف با هم ازدواج می نمايند دچار عدم تفاهم فرهنگی با یکدیگر هستند.
مثلا یک خانواده اهل تجمل هست و دیگری اهل تجمل نیست.

یا مثلا خانوادة دختر از فلان طایفة ایرانی (مثلا لر) و دختر از طایفة دیگر(مثلا بلوچ)، اینها دچار مشکل می شوند.

ما نمی گوییم کلا ازدواج بین دو شهر یا طایفه ممنوع هست، می گوییم سعی کنید مشترکات فرهنگی تان بیشتر باشد.

اگر دیدید تناسب فرهنگی تان نزدیک هست اشکالی ندارد.

کفّویت ظاهری
گام اول:
کفویت در صورت: با کسی ازدواج کنید که بهرة او از زیبایی با شما نزدیک باشد.

شمایی که می خواهید ازدواج کنید لطف کنید قبل از ازدواج کمی خودتان را در آینه نگاه کنید.

اصلا زشت بودن معنی نمی دهد.

همه به نحوی قشنگ هستند ولی نه به یک اندازه، یکی یک کم قشنگ هست و دیگری خیلی زیاد.

دنبال ازدواج با کسی که خیلی از شما قشنگ تر هست نباش.

چون دیگر او همسر تو نیست بلکه همسر همة جنس مخالفهای همسر تو و هم جنسهای تو هست.

گام دوم:
در قد: قد خانم و آقا یا باید یک اندازه باشد و یا اینکه خانم از آقا کوتاه تر باشد.

اگر خانم از آقا بزرگتر باشد، آقا احساس حقارت می کند.

ولی وقتی خانم کوچک تر باشد احساس حمایت می کند.

میزان کوتاه بودن خانم از آقا تا گوش باشد.

گام سوم:
تناسب در هیکل و اندام: دو نفر از نظر هیکلی با هم تناسب داشته باشند یکی خیلی چاق نباشد و اون یکی لاغر مردنی.

چون بعد اینها دچار مشکل می شوند.

توصیه: کسی که طلاق گرفته و یا همسرش را از دست داده و یا صاحب فرزندی از همسر اول خودش هست توصیه نمی کنیم که با کسی ازدواج کند که دفعة اول هست که می خواهد ازدواج کند.

چون اینها همدیگر را درک نمی نمايند.

چون شما می خواهید پوشش کوتاه و لخت بپوشی ولی به خاطر بچه های او نمی توانی.

(ما در روایات داریم که زن باید برای شوهرش در خانه بسیار تحریک نماينده باشد) اکثر غریب به اتفاق این ازدواجها منجر به طلاق می شود.

آمار دادگستری آمریکا نشان می دهد که در آمریکا هر امریکایی بطور میانگین 16 بار ازدواج می کند.

(از هر صد ازدواجی که در آمریکا صورت می گیرد یکی از اونها در کلیسا هست و ثبت می شود) در آمریکا دو تا فرد با هم وصلت می نمايند اما ما در ایران با یک خانواده وصلت می کنیم نه فقط با یک دختر یا پسر.

یادتان باشد که شما با شاخه ای از یک درخت ازدواج می کنید، اگر این درخت با شما تناسب نداشت نباید ازدواج کنی.

نمی توانی بگویی من با خانواده اش کار ندارم، باید کار داشته باشی.

کفّویت سیاسی
در کشور ما مسائل سیاسی خیلی پر رنگ هست.

ممکن هست یک نفر اطلاعات سیاسی زیادی داشته باشد ولی گرایش سیاسی پر رنگی و خاصی نداشته باشد، یک آدم معمولی باشد.

خب باید با یک نفر مثل خودش ازدواج کند.

ولی اگر کسی گرایش سیاسی پر رنگی دارد باید با کسی در گرایش خودش ازدواج کند.

تناسب در نگاه سیاسی بسیار مهم هست.

کفویت شخصیتی
برون گرایی و درون گرایی:
درون گرا بیشتر غرق در دنیای خودش هست و خیلی با محیط اطرافش ارتباط بربرنامه نمی کند.

کم حرف هست، وقتی از جایی می آید خیلی حرفی برای فرمودن ندارد.

چون در اون محیط درگیر با دنیای اطراف خودش نبوده.

و چیزی ندیده که بخواهد اون را برای ما توصیف بکند.

درون گرا ها مثل یک حوض هستند ولی به عمق یک اقیانوس.

چرا حوض؟ چون ارتباطات پیرامونی این آدم خیلی زیاد نیست ولی ارتباطات درونی خودش با خودش خیلی زیاد هست.

انسانهای درون گرا آدمهای بسیار عمیقی هستند، یعنی دنیایی از حرف برای زدن دارند ولی نمی زنند.

آدمهای بسیار ژرفی هستند ولی در دنیای درون خودشان.

برعکس درون گراها، برون گرا ها هستند که بیشتر به دنیای اطراف خودشان توجه دارند و نمی توانند یک گوشه آرام بنشینند، وقتی از یک جایی می آید کلی حرف برای فرمودن دارد و با جزئیات اتفاقات را تعریف می کند، چون مدام درگیر دنیای پیرامون خودش بوده.

برون گرا اقیانوسی هست به عمق یک حوض.

چرا اقیانوس؟ چون ارتباطش با دنیای پیرامون خیلی زیاد هست، همیشه دور و برش پر از آدم هست، ولی به عمق حوض، چون هرچقدر ارتباط من با دنیای پیرامون بیشتر می شود وقتی که برای تک تک اونها می گذارم کمتر می شود.

دوست و رفیق زیاد دارد ولی رابطه اش خیلی عمیق نیست.

ما ازدواج یک درون گرا با برون گرا را توصیه نمی کنیم.
نکته:
درون گرایی و برون گرایی می تواند پر رنگ و کم رنگ باشد، مثلا یک درون گرای کم رنگ با یک برون گرای کم رنگ می توانند با هم کنار بیاییند و ازدواج اونها اشکالی ندارد.
درون گرا ها بیمار و افسرده نیستند بلکه فقط درون گرا هستند.

و ممکن هست کسی 70 % درون گرا باشد و 30 % برون گرا، ما به چنین فردی درون گرا می گوییم.

الزاما درون گرا 100 در صد نیست.

درون گرا ها، تنهایی و سکوت و مطالعه را بیش از هر چیزی دوست دارند.

اگر به یک درون گرا بگویید بیا برویم بیرون قدم بزنیم می گوید تو برو اما من حوصله ندارم.

خیلی تمایل به تحرک ندارند.

درون گرا و برون گرا بودن کاملا قابل تغییر هست، یعنی یک درون گرا می تواند روی خودش کار کند و بشود برون گرا و بر عکس.
دوم: مکان کنترل درونی و مکان کنترل بیرونی:
کسی که مکان کنترل درونی دارد، علت ناکامی ها و شکستها و نرسیدن به خواسته ها و عدم موفقیتها را بیشتر در درون خود، (افکار، رفتار، نوع نگاه و تحلیل) خودش جستجو می کند.

می گوید من درست عمل نکردم که اینگونه شد.

کسی که مکان کنترل درونی دارد اشتباهات خودش را می پذیرد و حاضر هست به خاطر خطایی که انجام داده از دیگران عذرخواهی بکند.

البته اینگونه هم نیست که تمام کسانی که مکان کنترل درونی دارند در هر اتفاقی تنها خودش را محکوم می کند، چنین فردی بیمار هست.

منظور ما این هست که اگر واقعا مقصر هست، تقصیر را به گردن می گیرد.

زندگی در کنار کسانی که مکان کنترل درونی دارند، خیلی شیرین هست.

چون در زندگی مشترک هر وقت اشتباه می کند، اون را به زبان می آورد.

و همسر خودش را محکوم نمی کند.

و کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند دیگران را در اشتباهات خود مقصر می دانند.

وقایع و اتفاقات و شانس را در اشتباه خود دخیل می دانند.

(چیزی به نام شانس وجود ندارد، انسانهای موفق انتخاب می نمايند که برنده باشند و انسانهای ناموفق انتخاب می نمايند که بازنده باشند.) اینگونه افراد نه تنها مسئولیت اشتباه خود را نمی پذیرند بلکه به دنبال مقصر می گردند که اشتباه خود را به گردن او بیاندازند و به دنبال تعیین % تقصیر اون فرد هست.

زندگی در کنار کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند بسیار تلخ هست.

ازدواج با کسی که مکان کنترل بیرونی دارد را به هیچ وجه توصیه نمی کنیم.
شخصیت قربانی
شخصیت قربانی فکر می کند که همة راه ها به روی او بسته شده هست.

فکر می کند هیچ امیدی برای نجات ندارد.

فکر می کند زندگی تمام شده هست.

تمام دنیا جلوی من صف کشیده اند تا من را زمین بزنند.هیچ کس نمی خواهد من خوشبخت بشوم.کسی که شخصیت قربانی دارد فکر می کند همة آدمها عاملهای بدبختی او هستند، در کلامش نفرت از آدمها به وضوح دیده می شود.

چنین کسی دوست دارد اگر بدگویی کسی را می کند طرف مقابل او هم این بدگویی ها را تایید بکند و ادامه بدهد.

کسانی که شخصیت قربانی دارند از رنج کشیدن لذت می برد.

او حاضر به شنیدن توصیه های شما برای بهبود زندگی خود هست ولی آخر سر می گوید که به هیچ دردی نمی خورد.

دوست دارد که دیگران برای او تاسف بخورند.و چنین کسی واقعا به دنبال برداشتن هیچ گامی برای بهبود زندگی خودش نیست.

ازدواج با کسی که شخصیت قربانی دارد، به هیچ وجه، به هیچ وجه و به هیچ وجه توصیه نمی شود.
توافق و عدم توافق
کسانی که توافق دارند کسانی هستند که سعی می نمايند با شرایط با محیط پیرامون خودشان را سازگار بنمايند و کنار بیایند.

صاحب عقیده هستند، برای باور خودشان ارزش قائل هستند، ولی به نظرات دیگران هم احترام می گذارند.

هیچ وقت دنیا را به شکل «من» نمی بینند، کسی که عنصر توافق در او هست بلکه همیشه به جای «من» چیزی به نام «ما» را می بیند.

زندگی در کنار کسی که توافق دارد خیلی شیرین و لذت بخش هست.

کسی که عدم توافق دارد، مدام می خواهد ناسازگاری کند و غر بزند، هر چیزی که می گویی مخالفت می کند و جبهه می گیرد، و ساز مخالف می زند.

مدام بین خود و دیگران خط و مرز می کشد.

و مدام قهر می کند.

زندگی در کنار کسی که عدم توافق داد بسیار بسیار تلخ هست.

ما برنامه هست بوم سفید زندگی مان را با هم نقاشی کنیم.

نقش ازدواج در صورتی زیبا ترسیم می شود.

که بخواهم همکاری کنم، بخواهم همیاری و همسویی کنم.

نتیجة این همدلی ما را به وجد می آورد.

اگر می خواهید در بوم سفید زندگی تان ناشی زیبایی بکشید عنصر توافق را جدی بگیرید.

ما در زندگی سه نوع بازی داریم:
اول: برنده بازنده: یعنی من ببرم و رقیبم شکست بخورد.
دوم: بازنده ببرنده: من ببازم تا رقیبم ببرد.
سوم: برنده برنده: هم من ببرم و هم رقیبم.
زندگی مثل یک دوی امدادی هست و نه یک دوی انفرادی.

در دوی امدادی یک تیم برنده می شود و در دوی انفرادی یک نفر برنده هست و یک نفر بازنده.

اگر فکر کنید که زندگی یک دوی انفرادی هست، زندگی را باخته اید.

برای اینکه در زندگی به توافق برسید به این فکر کنید که چرا من باید ببرم به قیمتی که دیگری ببازد؟ زندگی با عنصر توافق یعنی هم من ببرم و هم شریک زندگی ام.

تحقیقات نشان می دهد که مکان کنترل درونی و توافق دو تا از مهمترین عناصر برای این هستند که یک زندگی خوشبخت در کنار همدیگر رقم بخورد.
سمعی، بصری، لمسی و جنبشی
آدمها از لحاظ درک محیط پیرامون و ارتباط با دنیای اطرافشان به چهار گروه تقسیم می شوند.
برای تشخیص این چهار گروه دو روش داریم:
اول: از طریق نشانه های ظاهری اونها.
دوم: اینکه چگونه مسائل را تعریف و توصیف می نمايند.

و از طریق حرفی که می زنند.

نشانه های ظاهری:
بصری ها:
تند تند حرف می زنند، بریده بریده و هیجانی صحبت می نمايند، سر و ته عبارات را می خورند.

و هنگام حرف زدن حتما دستهایشان را تکان می دهند.

و در واقع با دست خودش توصیف می کند.

بصری ها در جزوات درسی شان نقاشی می کشند و از خطوط رنگی هستفاده می نمايند و جزوات تمیزی هم دارند.

بصری ها چهرة انسانها و مناظر و تصاویر را و دیده هایشان را به خوبی به حافظه می سپارند.

بصری ها عاشق تصویر اند برای همین اطرافشان پر از فیلم و عکس هست.

بصری ها وقتی به طبیعت می روند یا دوربین برداشته و فیلم و عکس می گیرند.

و یا گوشه ای نشسته و به طبیعت نگاه می نمايند.

یا گل جمع می نمايند یا سنگ پیدا می نمايند دنبال کفش دوزک و پروانه می روند.

(بصری ها معمولا از چیزهایی تعریف می نمايند که دیده اند)
سمعی ها:
بسیار شمرده و رسا صحبت می نمايند، جاذب ترین سخنرانهای عالم سمعی ها هستند.

ممکن هست سخنران خوبی نباشد ولی اونقدر محکم و با تمانینه و آرامش و تسلط حرف می زند که آدم دوست دارد حرفش را گوش کند.

(سمعی ها مثل: آزمندیان، رحیم پور ازغدی) سمعی ها وقتی به تنهایی مشغول انجام کاری هستند، زیر لب چیزی را هم زمزمه می نمايند و هر چه تند تر بخواند تند تر هم کار می کند.

سمعی ها تُن صدای آدمها و لحجه ها را خوب به خاطر می سپارند.

سعمی ها از چگونگی صدای شما می فهمد که شما آدم صادقی هستید یا نه.

و حساسیت شنیداری زیادی دارند و برای همین هست که اگر شما کمی تن صدایتان را بالا ببرید به شما می گوید که چرا داد می زنید.

سمعی ها عاشق مداحی و موسیقی و آهنگ اند و برای همین دور و برشان پر از کاست و سی دیهای صوتی هست.

صمعی ها وقتی در ماشین نشسته اند یا نوار روشن هست یا رادیو گوش می نمايند و یا خودشان حرف می زنند.

و در محیط اطراف هم اگر بتوانند یک هدفون در گوششان هست.

صمعی ها در طبیعت یا به دنبال منشاء سر و صدا می روند، یا نوار می گذارند، یا خودشان می خوانند و یا بازیهای پر صدای کم تحرک می نمايند.

(سمعی ها معمولا از اونچه که شنیده اند تعریف می نمايند)
لمسی ها:
بدنی آرام و شل دارند.

لمسی ها پر احساس ترین و رمانتیک ترین آدمهای روی زمین هستند.

وقتی می خواهند تلوزیون ببینند خودشان را می چسبانند به شیشة تلوزیون.

لمسی ها همیشه دوست دارند در ردیفهای جلو بنشینند.

(یادتان باشد همة گردوها گرد هستند ولی هر گردی گردو نیست، حتما لمسی ها جلو می نشینند ولی هر کسی جلو نشست الزاما لمسی نمی تواند باشد) لمسی ها همیشه یک جا لم داده اند (روی مبل یا کاناپه و یا روی بلغ دستی اش) لمسی ها خیلی آرام و با احساس حرف می زنند.

لمسی ها مسائل عاطفی را خوب به حافظه می سپارند.

لمسی ها معمولا در طبیعت بیشتر با حواسش (به خصوص حس لامسه و بویایی) با طبیعت ارتباط بربرنامه می نمايند.

(لمسی ها بیشتر از اونچه که لمس و حس کرده صحبت می کند)
جنبشی ها:
مدام در حال جنبیدن و لولیدن و ور رفتن و کشیدن و پراندن و هل دادن و شکستن و انداختن و از دیوار راست بالا رفتن اند.

جنبشی ها خیلی باهوش اند (در این چهار گروه باهوش ترین آدمها جنبشی ها هستند) ولی توی مدرسه کمترین نمره را می آورند و نمرة انظباتشان از همه کمتر هست.

جنبشی ها در طبیعت یا به دنبال کشف هستند، یا به دنبال هیجان و دویدن و بازیهای پر تحرک هستند.

(جنبشی ها بیشتر از اونچه که انجام داده اند حرف می زنند)
همة انسانها ویژگی هر چهار گروه را دارند.

ولی اگر 50 % یا بیشتر از یکی از ویژگی های این چهار گروه را داشته باشد ما اون را متعلق به اون گروه می دانیم.

بیشتر انسانهای روی کرة زمین ویژگی یک گروه بر اونها غالب هست و تعداد کمی از انسانها ویژگی دو گروه در اونها غالب هست.

و هیچ انسانی نیست که ویژگی سه گروه یا چهار گروه را مساوی داشته باشد.

این ویژگیها با ما به دنیا می آید و با ما از دنیا می رود و ساختاری و ژنتیکی هست.

هیچ انسانی در طول زندگی اش تغییر گروه نمی دهد.

فقط ممکن هست در گروهی که هستم درجه ام کم و زیاد بشود (مثلا بعضی وقتها 50 % بصری باشم و بعضی

وقتها 80 %، ولی همیشه بصری ام) بهترین شکل ازدواج این هست که هر کسی با هم گروهی خودش ازدواج کند (لمسی با لمسی؛ جنبشی با جنبشی؛ سمعی با سمعی و بصری با بصری) به لمسی ها و سمعی ها توصیه نمی کنیم که با گروه های دیگر ازدواج نمايند.

فقط با هم گروهی خود ازدواج نمايند.

جنبشی ها و بصری ها در گام اول با هم گروهی خود ازدواج نمايند و در گام دوم با همدیگر.

(جنبشی با بصری و بر عکس) بصری و جنبشی با هم خوب کنار می آیند.

ولی اگر موردی را پیدا کردید که از هر نظر با شما هم کف و مناسب بود اشکالی ندارد که از دو گروه متفاوت باشید، چون خیلی خللی در زندگی ایجاد نمی کند.

فقط باید مثلا فردی که جنبشی هست ویژگیهای فرد سمعی (که مثلا همسر اوست) را از خود نشان دهد و البته این کمی برای اون فرد جنبشی ناخوشایند هست.

جمع بندی کفویتها:
اگر در این هشت مورد از کفویت ها با فردی حدودا 70 % تناسب داشتید می توانیم بگوییم که شما از لحاظ هم کف بودن به هم می خورید.

کم تر از این را توصیه نمی کنیم چون زبان هم را نمی فهمیم و به خاطر شرایط غیر همسو مدام با هم تنش داریم و بیشتر از این را هم توصیه نمی کنیم چون زندگی سرد و بی روح می شود.

(باز هم مته به خشخاش نگذارید، فرمودیم حدودا 70 % اگر کمی پایین تر بود گیر ندهید)

26:

به نظر من یکم ممکنه مشکل ایجاد کنه..مگه اینکه خود طرفین + خانواده ها درک درستی از اینکه همیشه صرف داشتن مدرک نشانه ی شخصیت و کلید خوشبختی نیست ، رسیده باشن...

+
ضمن اینکه به نظرم در اون صورت اون آقا باید ویژگی های فوق العاده ای داشته باشن که این موضوع قابل چشم پوشی باشه

27:

▒ هه چرا که نه ؟؟ مدرک که مهم نی ▒

28:

بستگی به نگرش و دیدگاه طرفین به این موضوع داره ...با شرایط مشابه عنوان تاپیک، هم افرادی رو دیدم که زندگی موفقی داشتند و هم افرادی رو دیدم که با مشکل مواجه شدند...

+
برای نقل قول چندگانه لینک زیر رو ببینید:


http://forum.hammihan.com/thread104829.html

29:

خب چـه ایرادی داره ...


از این موردها زیاد دیدم که خوشبختانه دارن زندگیشونو می کنن و مشکلیم ندارم ...

(:
میزان درک و فهم آدما ربطی به میزان تحصیلات و مدرکشون نداره ...

!

30:

نمیخواد هستخدامش کنه میخواد باهاش زندگی کنه .
خیلی از پزشکان هستند که خانمشان مدرک تحصیلی زیر دیپلم دارند .
برای تشکیل خانواده و زندگی موفق تفاهم و محبت و صمیمیت لازم هست نه مدارک پر طمطراق.


31:

از دواج خوبیه چرا که نه ولی اگه جای تحصیلاتشون عوض بسه این ازدواج ظلم اشکار حساب میشه

32:

دوستان عزیزم سلام
حالا موضوع را ازاین زاویه بررسی کنیم

ازدواج آقا با لیسانس علوم تغذیه با خانم پزشک عمومی را صلاح می دانید؟؟؟

33:

با سلام و احترام بسیار
اتفاقا بسیار بسیار مهمه
اگر (در بدو ) ازدواج تکرارمی کنم( در بدو ) ازدواج آقا لیسانس علوم تغذیه باشد و
خانم دکترای عمومی باشد باز مهم نی .مهم بی یه

34:

باتوجه به فرهنگ کنونی جامعه ایرانی به نظرم بهترهیا همسطح باشند ویا خانم کمی کمتراز آقا
دلیل:بااینکه همیشه حامی حقوق زن هستم ولی قبول دارم بسیاری اززنان ما هنوز ظرفیت کافی برای تحصیلات بالاترازشوهر ندارن
اما
نمونه هایی میشناسم قضیه برعکسه ولی خانم حتی یکبارهم تحصیلات بالاتر را به رخ همسر نکشیده
خواهرم و عروس خواهرم

35:

وقتی مدرک مرد بالاترباشهمعمولا مشکلی بوجود نمیاد ولی مشکل جایی شروع میشه اقا پایین ترباشه

36:

صلاح مملکت خویش خسروان دانند ......

ما کی باشیم که صلاح بدونیم یانه شما قراره با هم زندگی کنید

37:

از نظر بنده ربطی نداره مثلا من سیکل دارم همسرم دیپلم داره
تازه سره موقعيت می خوات بره ادامه تحصیل بده

38:

اگه مردش، مرد باشه! خانم دکتر برد کرده! در این دوره مرد کم گیر می آید.

ربطی هم به تحصیلات ندارد! امیدوارم همه جوانان خوش بخت بشوند.


39:

سلام بر حامی خانم ها! خود شکن آینه شکستن خطاست

40:

ربطشو نفهمیدم

41:

مجبورم واضح فراخوان نکنم و بسیار ملاحظه کنم چون اتفاقی ممکنه
یکی از اونها کاربر سایت باشد که من دوست ندارم
با کمال تاسف من سه مورد سراغ دارم
دو موردخانم دکتری عمومی ،یک مورد متخصص کودکان با مردهایی
با مدرک لیسانس ازدواج کرده اند دو موردشون رشته های وابسته به پزشکی بودند
یک مورد مهندس مخابرات کارشون به بن بست خورده هست

42:


چه مشکلی داره...

باید هم بخوان .

دوست داشته باشن.

هر دو هم تحصیل کرده هستن..

حالا اگر مرد دکتر بود بار این تایپنک می زدی

43:

با سلام و احوالپرسی جانانه
یک مرد از همان مردی هایی که مد نظر شماست ، بنده حی و حاضر سراغ دارم
من هم برای آشنایی این زوج حضور داشتم ،این مرد رفت به خواستگاری دختر خانمی که در رشته پزشکی تحصیل می کردکار ها به خیر خوشی پیش رفت این کار انجام شد ،به مجردی که خانم
فارغ التحصیل شدند.نقش خانواده عروس خانم هی پر رنگ و پررنگ تر می شد به طوریکه مادر عروس دایم این جمله را تکرار می کرد به خدا قسم برای دخترم دکتر متخصص هم پیدا شد ، اما شناس و اقبالش این بوده حالا باید با یه غاز حقوق کارمندی این آقا بسازه، یکی از دلایل ناموفق بودند این ازدواج حرف امت مخصوصا خویشاوندان نزدیک که دانسته و ندانسته مداخله می کردند

44:

با سلام وارادت
در این سطح که فرمودید مواردش نامحدود هست
ولی اگر خانم مدرک دکتری داشته باشند و مرد مدرک لیسانس
یکی از مشکلاتی که برای مرد ممکنه بسیار آزار دهنده باشد
دخالت های خانواده ها و حرفهای امت و در نهایت تاثیراتی
که این دخالت ها روی فکر واعصاب ذوج دارد ، من شاهد بوده ام
امت ما وقتی به یک ذوج با این خصوصیت بر خورد می نمايند طرف
خانم دکتر را می گیرند که ایشون هرچه باشه تحصیلاتشون دکتری هست
و بی خودی نمک و فلفلش را اضافه می نمايند ،به دنبال این حرف وحدیث ها
دیگه کم کم امر به خانم هم مشتبه می شود و دیگه ...

45:

نوشته اصلي بوسيله lidaaa نمايش نوشته ها
مهم اینکه که جفتشون تحصیلات دارن،این سوال شما وقتی پیش میاد که یکی تحصیل کرده و دیگری خیر.
باز هم در اون صورت دیدگاه دو طرف مهم هست.
در مورد این دو شخصی هم که شما بیان کردید،مانعی وجود نداره از نظر تحصیلات.
نوشته اصلي بوسيله inspector نمايش نوشته ها
حالا اگه جای زن و شوهر عوض می شد یعنی با کمک های زن مرده دکتر می شد یقین به حتم مرده می رفت با یکی دیگه ازدواج م یکرد
ازدواج مرد بالیسانس علوم تغذیه و زن پزشک عمومی
ارادت دارم
انگار کار به این سادگی ها نیست اگر اینها ازدواج کرده و فورا عازم یک کره دیگر شوند
که اون جا مادر زن و مادرشوهر و خواهر...و کلا امت نباشند شاید بشود کاری کرد

46:

ای ناقلا خانم دکتر پیدا کردی خخخ
مبارکت باشه
یادمه تو کلاسی بودم یکی از دخترا پرستار بود بهش فرمودم یک دختر چس ترم ترم اولی دکتر برا من پیدا کن فک کنم میفرمود پرو همچین چیزی

آقا مبارکه هیچ مشکلی هم نیست متخصص هم بود شما دیپلم داشتین بازم میشد یکاریش کنین این که دیگه حله

47:

نوشته اصلي بوسيله pari-2719 نمايش نوشته ها
اگه همدیگر رو دوست دارن، چه اشکالی داره؟؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله voodoop نمايش نوشته ها
به نظرم مدرک تحصیلی تو ازدواج مهم نیس
از آدمی که مدرک تحصیلی بالایی داره چه انتظاری داریم؟
درک شعور بیشتر
اما میزان شعور آدمها ربطی به میزان تحصیلاتشون نداره
این تجربه اخیر خودم بود.
نوشته اصلي بوسيله saharsahar75 نمايش نوشته ها
به نظر من یکم ممکنه مشکل ایجاد کنه..مگه اینکه خود طرفین + خانواده ها درک درستی از اینکه همیشه صرف داشتن مدرک نشانه ی شخصیت و کلید خوشبختی نیست ، رسیده باشن...

+
ضمن اینکه به نظرم در اون صورت اون آقا باید ویژگی های فوق العاده ای داشته باشن که این موضوع قابل چشم پوشی باشه
نوشته اصلي بوسيله _shima_ نمايش نوشته ها
▒ هه چرا که نه ؟؟ مدرک که مهم نی ▒
نوشته اصلي بوسيله far-k نمايش نوشته ها
بستگی به نگرش و دیدگاه طرفین به این موضوع داره ...با شرایط مشابه عنوان تاپیک، هم افرادی رو دیدم که زندگی موفقی داشتند و هم افرادی رو دیدم که با مشکل مواجه شدند...

+
برای نقل قول چندگانه لینک زیر رو ببینید:


http://forum.hammihan.com/thread104829.html
نوشته اصلي بوسيله argavan نمايش نوشته ها
خب چـه ایرادی داره ...


از این موردها زیاد دیدم که خوشبختانه دارن زندگیشونو می کنن و مشکلیم ندارم ...

(:
میزان درک و فهم آدما ربطی به میزان تحصیلات و مدرکشون نداره ...

!
نوشته اصلي بوسيله alperen نمايش نوشته ها
نمیخواد هستخدامش کنه میخواد باهاش زندگی کنه .
خیلی از پزشکان هستند که خانمشان مدرک تحصیلی زیر دیپلم دارند .
برای تشکیل خانواده و زندگی موفق تفاهم و محبت و صمیمیت لازم هست نه مدارک پر طمطراق.
نوشته اصلي بوسيله s-zeus نمايش نوشته ها
از دواج خوبیه چرا که نه ولی اگه جای تحصیلاتشون عوض بسه این ازدواج ظلم اشکار حساب میشه
نوشته اصلي بوسيله bbbb521 نمايش نوشته ها
چه مشکلی داره...

باید هم بخوان .

دوست داشته باشن.

هر دو هم تحصیل کرده هستن..

حالا اگر مرد دکتر بود بار این تایپنک می زدی
با سلام وارادت خدمت یکایک دوستان عزیزم
ولی اگر خانم مدرک دکتری داشته باشند و مرد مدرک لیسانس
یکی از مشکلاتی که برای مرد ممکنه بسیار آزار دهنده باشد و مواردش
را من سراغ دارم دخالت های خانواده ها و حرفهای امت که خواسته و ناخواسته و
در نهایت تاثیراتی که این دخالت ها روی فکر و اعصاب زوج دارد ، من شاهد بوده ام
امت ما وقتی به یک زوج با این خصوصیت بر خورد می نمايند طرف
خانم دکتر را می گیرند، چاخان می نمايند که ایشون هرچه باشه تحصیلاتشون دکتری هست
اونها بی خودی نمک و فلفلش را اضافه می نمايند ،به دنبال این حرف وحدیث ها
دیگه کم کم امر به خانم هم مشتبه می شود و دیگه بیا و تماشا نکن ...

48:

ای شیطون از کجا متوجه می شی ؟ هان !هان !
از شما چه پنهان رفتم خواستگاری
دختر خانم تازه دکتری اش را تموم کرده بود مادرشون پباز داغش را اضافه می کرد
می فرمود دخترم تیز هوش هم هست یعنی توی (دبیرستان تیز هوشان )درس می خوانده
با خودم فرمودم آخ جون خوبه ! بهتر از این نمیشه بچه مون هم تیز هوش میشه ،
وقتی قدری فکر کردم دیدم نامردیه ،آخه من که تیز هوش نبوده و نیستم من عادی ام
توی دبیرستان عادی درس خواندم ،یه عمری به این دختر ظلم میشه ،
از آتیش جهنم ترسیدم با خود خواندم
کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس باهمجنس پرواز

49:

ببین این حرفا تیز هوش اینا همه کشکه شاید تو 1000 نفر یکی هوشش 20 % بیشتر باشه که اونم مثل بقیه هست ...
خب رفتی خواستگاری دوست داشتی مادر عروس بگه دخترم ش.ته شوته تخم مرغ بلد نیست بپذه به زور کلاس معلم خصوصی و...

دکترش کردیم
خب کلاس میزارن دیگه شما هم بگو خوبه عالیه منم بهترین رو انتخواب میکنم
بعد با هم حرف بزنین ببینین سلیقه تون یکی هست اگه بود مبارکه
من دیدم خانم دکترا ازدواج باهاشون خوبه تازه بچه هم به موقع برات میارن
البت یکذره اگه بره سره کار باید تو کارا خونه کمکش کنی که اونم معمولا زنا چون به مردا اعتماد ندارن بیشترشو خودشون میکنن
پس مبارکه اگه سلیقه هاتون یکی بود اگه نبود خود دانی سخت میشه یکم

50:

با سلام وارادت
(ولی خانم حتی یکبارهم تحصیلات بالاتر را به رخ همسر نکشیده)این خیلی مهم هست ، مهم ،آفرین

51:

ما که زیاد داریم از این تناقض ها تو فامیل.من چیز خاصی ندیدیم تا حالا ازشون.شاید در خفا خر همو بگیرن وبزنن تو سرو کله ی هم

52:

این تجربه شخصی خودم بود.
اگه کسی که چه خانوم چه آقا به حدی از شعور و درک رسیده باشه، به حرف اطرافیان گوش،نمیکنه
متاسفانه دانشگاه ها فقط تعلیم میدن تربیت نمی کنن.

همین میشه که یه آدم با مدرک دکترای آبیاری گیاهان دریایی دیگه حتی خدارو.هم منکر میشه.


53:

به نظرم و با تجربه ای که دارم اینجا قانون خاصی مطرح نیست .
شرط اول در ازدواج تفاهم اخلاقی و تعادل فکری و همسان بودن شرایط خانوادگی هست .
اما امروزه ملاک ارزشگذاری ادمها مدرک شده
هم کفو بودن رو هم مدرک بودن میدونن
و این همسانی اول از همه اینکه سن ازدواج رو بالا برده
که کاملا یه تفکر غلطه
نکته مهم این که بالا بودن مدرک به تنهایی مشکل آفرین نیست،چیزی که در زندگی مشترک بین زوجین ایجاد مسئله می کنه یه تفکر غلط هست .

و اون برتری شخصی که تحصیلات بیشتری داره .
عده ای متاسفانه مدرک خود را دستاویزی برای فخر فروشی برنامه میدهند که باعث جدایی و خلل در زندگی مشترک میشه .
هنوز متاسفانه قشر جوان و تحصیلکرده امروز ما نمیدونند که تحصیلات برای بالا رفتن سطح آگاهی افراد هست نه دلیلی برای ارجح بودن شخص در زندگی مشترک

پس به نظرم این طرز فکر غلط و فرهنگ اشتباه که مدرک رو دلیل برتری می دونه باعث مشکلات روزافزونه نه صرفا تحصیلات عالیه

54:

سلام
قشنگ تابلو بود تاپیک درمورد مشکل خودتونه ولی شرم کردم بگم که دوستمون پیش دستی کرد وفرمود
اگر دخترخانم ازنظر اخلاق ورفتار مورد تاییده ودرموارد دگه باهم تفاهم دارید، میشه مدتی باهم مراوده داشته باشید تاازلحاظ تکبر تحصیلاتی هم محکش بزنید

55:

یعنی درنهایت نامردی عمدا خرابکاری کنه تا خانم سختی مضاعف بکشه اینه معنی همکاری و ایثار و عشق؟
خانم سرکارم نره کارمنزل بشدت طاقت فرساست حالا اگر شاغل هم باشه دیگه فبها

56:

شما خوبی ؟ شما بهتره اول ی پزشک فوق متخصص پیدا کنی که خوب بررسیت کنه !

57:

نه عزیز یه نگاه به نوع تحصیل بنداز

58:

کجا ی مطلب برای شما آزار دهنده بود؟

59:

با سلام وارادت
نه تافته جدا بافته اند این قشر امکانش کمه

60:

ارادت دارم
حالا که منحنی آمار ازدواج نزولی هست مدرک هم شده قوز بالا قوز
من به تجربه در این مورد خاص ازدواج نتایج خوبی راشاهده نبوده ام

61:

اتفاقا ما 12 اردیبهشت جشن یکی از اشنایان دعوتیم که دختر خانوم دانشجوی پزشکی
و قا پسر دانشجوی لیسانس شیمی هستن
خودم وقتی شنیدم تعجب کردم
ولی خب بعضی وقتا پیش میاد
مهم اینکه در کل و در خیلی از مسایل با هم به تفاهم رسیده باشن.......


62:

آیا عشق کافی هست؟ازدواج پزشک عمومی با لیسانس علوم تغذیه
خیلی ها فکر می نمايند عشق و تعهد باعث نادیده گرفتن تفاوت تحصیلی می شود اما باید بگوییم که عشق شما و همسرتان را به هم نزدیک می کند اما به هیچ عنوان باعث نمی شود نیاز به همفکر و هم صحبت و هم پایی را که سبک فکری شما را می فهمد و شما را با صرف کمترین انرژی درک می کند، کمرنگ کند.


در واقع وقتی احساس کنید با همه عشقی که به همسرتان دارید، نمی توانید در کنار او پیشرفت کنید، یا نمی توانید حرف ها و هستدلال هایتان را به سادگی با او در میان بگذارید، اگر حس کنید سبک فکری همسرتان ساده و خطی هست و شما خیلی دقیق تر و جامع تر از او دنیا را می بینید، عشق کم کم زمین گیر می شود و بین شما و همسرتان فاصله می افتد.

و این مساله در مرد و زن یکسان هست.
اگر برای این ادعا شاهدی می خواهید، کافیست یک نگاه به دور و برتان بیندازید.

حتی در نظرات مربوط به سوال نظرسنجی هم نمونه هایی از این دست به چشم می خورد.

به طور مثال کاربری به نام jsatare نوشته اند:

«من خودم جز آدم هایی هستم که با شوهرم خیلی تفاوت سطح داریم ایشون هستاد دانشگاه هستند و بنده دیپلم هستم واین را متذکر بشم که ایشون موقع ازدواج با بنده فوق دیپلم بودند ولی سپس ازدواج تصمیم گرفتند که ادامه تحصیل بدهند ومن هم همراه او بوده ام تاالان هم خدارو شکر مشکل خاصی نداشته ایم ولی من هم بعد 15 سال تازه امسال تصمیم به ادامه تحصیل گرفته ام چون کم کم احساس میکنم که فاصله مان زیاد شده همسرم در ظاهر چیزی رو بروز نمی ده ولی احساس خانم ها خیلی بالاست احساسم چیز دیگری به من می گه.»

به نظر می رسد زندگی این کاربر عزیز، نمونه یک زندگی عاشقانه باشد که بالاخره دو طرف به این نتیجه می رسند برای سرزنده نگه داشتن عشقشان فقط عاشق بودن کافی نیست و باید فاکتورهای دیگری هم برای نزدیکی بیشتر زن و شوهر وجود داشته باشد و اون درک متقابل، نزدیکی فکری و احساسات مشترک نسبت به موضوعات یکسان هست.

بخش کلوب ازدواج تبیان
اختلاف تحصیلی زمین گیرتان می کند!

63:

تاثیری نداره اقا
مدرک تحصیلی لیسانس ادبیات با دندانپزشکی هم من دیدم
و زندگی خیلی خوب و خوشی هم دارن
دارو سازی با یه ادم دیپلم هم دیدم
و بسیار هم موفقند

من هیچ وقت به تحصیلات اهمیت ندادم
اطلاعات و هوش و اگاهی برام مهمتر بود

64:

انگاری مدرک ها میخوان باهم زندگی کنن !!! ( چه چیزا ...

)

مدرک تو زندگی مشترک مهم نیست تنها چیزی که مهمه درون آدمی هستش
درون آدمی که همدیگه رو دوست دارن و عاشق هم هستن
و و و میخوان زندگی کنن نه اینکه مدرک نشون هم بدن

65:

سلاملکم.خوبین؟
خواهشا تو این جور مسائل خودتونو مثال نزنید.شما تو منطق و اخلاق جز چندتا خاص هم میهنین.
+
آقا همچین قشنگ تاثیر داره
هم کف خودتونو بگیرینو زندگی کنین

66:

ارادت دارم
از صمیم دل از خداوند متعال برای ایشان تمنای کمال خوشبختی دارم
اگر برای عروس خانم و اطرافیان این موضوع بتواند جا بیفتد که
لیسانس شیمی از جهت تحمل بار زحمت درس مطالعه
با توجه به واحدهای عملی و آزمایشگاهی و بار علمی در اون رشته اگر بیشتر
از پزشکی نباشد مسلم کمتر نیست ،کار زندگی اونها آسان می شود

67:

عاشق تنها کافی نیست
اولش تا دیر نشده ارادت کامل خود را فراخوان کنم ممکنه بعد دیر باشه
هرچه جستار پیش میرود بسیار بسیار خوشحال می شوم که
چه مطلب خوبی و ارزشمندی کلید خورده
در این زمینه اختلاف مدرک در موضوع ازدواج
بنده با شما صدر در صدر مخالفم
اگر تاثیر مدرک را در اختلاف خانوادگی در نظر نگیرم پس مطالب مشاوران خانواده
در این خصوص رنگ می بازد

68:

سلام
خب همه انتظار داریم یه خانوم دکتر اگه با یه دکتر ازدواج نکرد حداقل با یه مهندس ازدواج کنه
ولی میگم بعضی وقتا خیلی خصلتهای دیگه میچربه به دکتر بودن!
شاید دکتری که با معیارشون جور در بیاد پیدا نکردن
البته برای اقایون که خیلی پیش میاد
که خودشون پزشک هستند ولی خانومشون نه!

69:

*شــــاهزاده خانم ATi*با احترام
تاثیر دارد خوب هم تاثیر دارد لطفا اون پست بال سری و
ضمایم اون را بخوانید کمی سرچ بفرمایید گاهی سری
به دادگاههای خانواده بزنید اونوقت درمی یابیم چقدر تاثیر داردبسیار

70:

صحیح هست

71:


نظرها متفاوت هستن هرکسی نظری داره و قابل احترام
نظر شما هم برای شخص من قابل احترام هستش
و اینم بگم نمیخوام زیاد بحث کنم چون مخالف بحث کردن هستم
فقط تنها چیزی که میگم خوشبختی برای همه هستش

72:

خدمت شما ارادت دارم
در خانواده هایی که آقا پزشک و خانم دیپلمه هست
اختلافات بر سر مدرک دانشگاهی بسیار بسیار قابل اغماض هست

73:

عروس رفته گلاب بیاره ،حتما از قمصر کاشان
چه قدر حضور شما در بین بحث ارزشمند بود تصدقت بشم

74:

بخوانید جالبه دوست دارم با پزشک ازدواج کنم
جالبه مبحث عروسی دوباره تو سایت گل کرد .

این رویداد نیکو را به فال نیک می گیریم
ازدواج به سبک شیرازی ها
مراسم عروسی ارمنیان، هستان اصفهان

بعضی از دانشجویان پزشکی رشته خود را در عرش برین می دانند
رشته های دیگر را کم اهمیت می شمارند این مشکل را
در رابطه با علوم وابسته به پزشکی که بار سنگین تشخیص بر دوش اونهاست
را به خوبی شاهد هستیم اونها خود را در خیلی امورصاحب نظر می دانند
مثال در امور تعلیم وتربیت در مدارس، امور مشاوره تحصیلی و مشاوره خانواده ،
در امور کشاورزی و...دخالت می نمايند
این افراد فقط رشته خود را تقدس و آری از هیچ گونه عیب ونقصی می دانند این
و خود را چشم و چراغ امت می داند ،آیا می خواهند در امر ازدواج هم این طوری باشند

75:

کی فرمود نامردی

مثلا من ظرفا خونه رو تو 2 دقیقه میشورم خانوما تو 5 دقیقه خب زیادی میساون لامصبا رو دیگه

من خونه رو تو 15 دقیقه تمیز میکنم (به شیوه مردانه یعنی یک اتاق فدا میشه و همه ی آشغالها اونجا ریخته میشه بقیه جاها تمیز میشه)روشهایی فرمودم رو لو ندین جایی دره اتاقم قفل کنین
ولی زنا وسواس دارن یک خونه 100 متری رو 5 ساعت تمیز میکن حالا کی مقصره
بعدش تو زندگی رفتی دیگه زنو مرد وجود نداره ما معنی پیدا میکنه پس من اینم تو اونی نداره ما چیکار میکنیم مهمه

76:

جالب بود مخصوصا قسمت پر رنگش

77:

تائید میشه .
مردها مهربانتر از خانمها هستند و بیشتر مدارا مینمايند .


78:

ابدا اینطور نیست، فطرتا زن سرچشمه مهرومحبته و مرد هم فطرتا ازاین مهرکمتربهره برده موضوع مورد بحث ربطی به مهر ومخبت نداره بلکه دلیل دیگری داره..ازاول تاریخ مرداز ازادی و حق بیشتری درجوامع برخورداربوده،مثل شغل،ورزش، تحصیلات،حق رای،حق رانندگی و ........

درجوامع پیشرفته زنها خیلی جلوتراز کشورهای جهان سومی ویاعقب مانده به حقوق واقعی خود دست پیداکردند و دید جامعه به زن و مرد یکسان شد ولی درکشورماشاید تا 70-80سال قبل زنان حتی حق تحصیل هم نداشتند،حقوق دیگر که جای خود دارد
حتی درعصرحاضر هنوز مثلا راننده زن ازطرف اقایان مورد تمسخر قرارمیگیرد ویا پزشک زن ،نماینده زن،وزیر زن،مدیر زن و.......از طرف بعضی از اقایان و حتی زنان شایدخیلی جدی گرفته نمیشن
قطعا هرموچودی مورد تخقیر قراربگیره و کمتربه او و توانایی هاش اهمیت داده بشه به نوعی میخواد خودش رو به رخ بکشه واینجاست که اغلب زنها وقتی به مدارج بالا میرسند به مشکل کم ظرفیتی دچارمیشوندکه خیلی طبیعیه
حتی درمردان نیز القابی مثل مهندس و دکترجایگاه ویژه ای داره وازقلم انداختن این پیشوند به نوعی باعث رنجش اقایون میشه وبه نوعی اکثرا دچار عقده دکترمهندسی شدن

79:

شاداب خانم محترم
چه خوب بود در مشاغل ما به جایی این همه القاب پوچ ، کمی به فکر ارائه خدمات
با کیفیت بالاتر بودیم ،

80:

به نظر من اگر فرد مناسبی از لحاظ اخلاقی باشد هیچ مشکلی ندارد .

حداقلش از مجرد ماندن که بهتره

81:


با سلام و احترام
اگر هر روز مدرکش را توی سر آدم بکوبد چی؟ یا به عبارت دیگر به رخ آدم بکشد چی ؟
مواردش را دوستانم تجربه کرده اند
دختران پزشک دیگه کمتر راغب به ازدواج با پزشک هستند ، دامنه انتخاب های
اونها محدود تر شده ، چه می کند این تحصیلات با آدم ،بی گدار نمی شه به آب زد

82:

عرض ادب و احترام
همه جا هستثنا وجود دارد
نمونه بارزش رو توی فامیل داریم
آقا پزشک عمومی و خانم فوق تخصص خیلی هم خوشبخت هستند و یه زوج موفق
خلاصه در یک کلام همه اینها بستگی به سطح شعور و اگاهی افراد دارد

83:

ببین کار تایپیکای هم میهن به کجــا کشیده ازدواج پزشک عمومی با لیسانس علوم تغذیه
هعی خــدا :|

84:

این که بعله
آقا پزشک عمومی و خانم فوق تخصص خدا عمرشون بدهد
خواهشمندم تیتر جستار را دوباره بخوانید

85:

متوجه شدم

86:

پس چی ؟
آقا پزشک عمومی و خانم فوق تخصص خدا عمرشون بدهد
خواهشمندم تیتر جستار را دوباره بخوانید
مشکل شما کجاست ؟
مگر نه اینکه حس میکنید چنین ازدواجی موفق نخواهد بود به صرف اینکه میزان مدرک زوجین ویا شغل ایشون با هم همخونی نداره
عرض کردم همه اینها به شعور افراد بستگی داره نه مدرک اخذ شده
حالا مثلا این مدارک بالعکس باشه خانم لیسانسه باشه یا اقا چه تفاوتی در اصل ماجرا داره ؟؟
برپايه تجربه معتقدم هیچ تاثیری نداره

87:

شعور افراد که جای خود دارد
شما سرچ کنید مشاوران محترم خانواده مدرک تحصیلی را برای ازدواج یک اصل بسیار بسیار مهم می دانند

88:

بسیار خوانده و مواجه شدم با این نظریه مشاوران وکاملا موافقم نیازی به سرچ نیست
در ابتدا هم خدمت شما عرض کردم هستثا در هرزمینه ای وجود دارد

واما در جواب به شما در کمال احترام
ازدواج دخترپزشک عمومی با پسر لیسانس علوم نغذیه را صلاح می دانید
از چه کسی یا کسانی پرسیده اید ؟
کاربران یا مشاوران ؟
بدون شک اینجا شما نظر کاربران رو خواسته اید
اگر برنامه به سرچ بود که نیازی به همفکری و نطر خواهی نبود
پس شما که کاملا به این امر واقفید لزومی نداشت چنین جستاری ایجاد کنید
موفق باشید

89:

در حین پیشرفت جستار لزوم اون به خوبی مسلم شد
مثل لینک زیر
بخش کلوب ازدواج تبیان
اختلاف تحصیلی زمین گیرتان می کند!

90:

قبول کن که مردها بیش از زنان اهل مدارا و گذشت و چشم پوشی هستند .

گرچه به صورت طبیعی و همچنین برای حفظ امنیت و نظم خانواده و جامعه لزوما باید قاطعیت هایی هم داشته باشند .
اما در مورد جنگ تاریخی زنان و مردان در مورد حقوقشان گویا زنان در حال پیروزی هستند .
(ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه در قسمت زنان و مردان ماجرا را خیلی خوب شرح داده هست .)
درجوامع پیشرفته زنها خیلی جلوتراز کشورهای جهان سومی ویاعقب مانده به حقوق واقعی خود دست پیداکردند و دید جامعه به زن و مرد یکسان شد اما درکشورماشاید تا 70-80سال قبل زنان حتی حق تحصیل هم نداشتند،حقوق دیگر که جای خود دارد
در جوامع مذکور زنان نسبت به مسئولیتهایشان هم خیلی متهعد هستند و کمتر زن ایرانی پذیرای ان مسئولیت هاست .

بیشتر زنان ایرانی تساوی زن و مرد را بدون فبول مسئولیتها تصور مینمايند و وقتی پای ان مسئولیتها به میان میاد همگی ( مثل اینکه هماهنگ شده ) بیان مینمايند که ان از وظایف مرد هست .

مثلا در تساوی حقوق زن و مرد خرید خانه و تامین مخارج و پرداخت مهریه بر عهده مرد نیست بنظرت چه %ی از زنان ایران این مورد را قبول دارند ؟

حتی درعصرحاضر هنوز مثلا راننده زن ازطرف اقایان مورد تمسخر قرارمیگیرد ویا پزشک زن ،نماینده زن،وزیر زن،مدیر زن و.......از طرف بعضی از اقایان و حتی زنان شایدخیلی جدی گرفته نمیشن
رانندگان زن غیر از عده ای محدود واقعا ترافیک زا و خطرافرین تشریف دارند .

پارک کردنشون هم که .......

قطعا هرموچودی مورد تخقیر قراربگیره و کمتربه او و توانایی هاش اهمیت داده بشه به نوعی میخواد خودش رو به رخ بکشه واینجاست که اغلب زنها وقتی به مدارج بالا میرسند به مشکل کم ظرفیتی دچارمیشوندکه خیلی طبیعیه
تائید میشود .
حتی درمردان نیز القابی مثل مهندس و دکترجایگاه ویژه ای داره وازقلم انداختن این پیشوند به نوعی باعث رنجش اقایون میشه وبه نوعی اکثرا دچار عقده دکترمهندسی شدن
متاسفانه در ایران شور القاب بازی را در اوردند .

القاب پر طمطراق و ثقیل التلفظ بیش از مهارت مورد توجه هست
از قدیم الایام نیز چنین بوده از مجد الدوله و مخبر السلطنه گرفته تا ملک الملوک و تاج السلاطین
از ملک الشعرا گرفته تا سلطان العارفین
از مشهد مقدسی و کربلایی و حاجی گرفته تا حضرت مستطاب زعیم
از کارشناس گرفته تا هستاد پروفسور

91:

اگر هدف ازدواج زندگی مشترک باشد.

مشکلی پیش نمی آید .دو تا از دوستانم با مدرک لیسانس با پزشک و دکتر دارو ساز ازدواج کرده اند در این سال ها بخوبی زندگی مینمايند


79 out of 100 based on 89 user ratings 889 reviews

@