عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج


عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج



عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج
قبل ازدواج چون دو نفر هنوز مال هم نشدن شاید بیشتر از نوع غریزی باشه … واسه رسیدن به هم له له میزنن…ولی مهم اینه که وقتی بهم رسیدن عشق چه صورتی پیدا کنه؟ ؟؟؟؟وقتی ازدواج کردن و رفتن زیر یه سقف عشق چه تغییری میکنه؟
میخوام یه نظرخواهی از همه کاربران انجمن درباره این موضوع داشته باشم…چه افراد متاهل که این تجربه رو دارن…چه افراد مجرد که چه فکری راجع به این موضوع دارن…لطفا توی این بحث شرکت فعال داشته باشین تا همه ما بتونیم به یه نتیجه گیری خوب و مثبت برسیم
قبل ازازدواج

عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج

عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج
بعدازازدواج

عشق قبل از ازدواج و عشق بعد از ازدواج



مشورت فوری در مورد سه مورد تو ازدواج

1:


نوشته اصلي بوسيله adineh91 نمايش نوشته ها
انتقال به تالار ازدواج و تشكيل زندگي مشترك


متأهلم ولی یه دختری هست که... ازدواج کنم؟!

2:

به نظر هر دو حالتش قشنگ باید باشه

ولی باید دید واقعیت چی می گه ؟؟


عشق بین هووها!

3:

به نظر من عشق قبل ازدواج خیلی بهتره به شرطی که بتونی ادامه اش بدی و ترو تازه نگهش داری!ولی متاسفانه عشق سپس ازدواج دستخوش یه سری مشکلات می شه و کلا از یاد می ره و تخریب می شه.


فوت و فن ازدواج مجدد برای سالمندان


مزایای ازدواج مجدد

4:

همه هنر زن و شوهرها هم ترو تازه نگه داشتن همون عشقه
و الا فقط کنار هم بودن و تحمل کردن هم چه سودی داره؟
قبل از ازدواج غرایز آتش عشق را شدیدتر مینمايند
اما طبیعی ست که با شروع زندگی مشترک بتدریج این عشق آتشین
جای خودشو به محبت و الفتی وصف نشدنی میده
بنظرم این محبت بسیار لطیفتر، زیباتر و لذتبخش تر از اون خواهش آغاز هست اما...
به شرطیکه با زن و شوهر به دور رفتارهای اشتباهی که از سر خودخواهی و غفلته
این نهال زیبا و دوست داشتنی رو حفاظت نمايند


کی گفته همیشه بخت، بخت اوله؟

5:

عَشقـــــ

چه کلمه ای غریبی

اصلا آدم به حال این کلمه دلش میسوزه

عشق

کشک و دوغ

باید آششــــــــــــــ

همراهش باشه

هوس آش کردم

یکی هم نیست نظری برامون بیاره والا

دوره نظری هم که گذشته

همینجوری برامون بیار


ازدواج مجدد، خطاست یا هوای تازه؟

6:

قبل رو به بعد ترجيه ميدم...!
ريسك كردن براي پديده اي كه هيچ تضميني بهش نيست يك مقدار
سخت و ناممكن هست چون معلوم نيست اين اتفاق بي افتد يا نيفتد.
اقلا اگر رگه هايي از اين عشق از قبل وجودداشته باشد چه بسا
در گذر وقت زمينه ساز يك ارتباط حسنه هم باشد.
عشق سپس ازدواج يك نوع هندوانه در بسته هست كه معلوم نيست
داخلش چه از آب در بيايد شايد خوب باشد شايد هم خوب نباشد.


توصیه‌های رفتاری به مردانی با دو خانواده

7:

من اصلا دنبال عشق اتشین قبل از ازدواج نیستم
خیلی دوست دارم قبلش بیشتر باهاش دوست و نزدیک باشم و بشناسمش
و بعدش کم کم عاشقش میشم
خودمو میشناسم
یه شبه عاشق نمیشم
خیلی چیزارو باید بهم ثابت
کنه

قبلش یه علاقه و میل قلبی دوست دارم
بعدش هم عشق اتشین بی منت
مطمئنم من اینجوری خوشبخت ترم

8:

دقیقا حرف من هم همینه دوست عزیز .اینکه بتونی عشق رو سپس ازدواج تروتازه نگهش داری !این هنریه که واقعا خیلی از زوج ها متاسفانه ندارن.چون وقتی سپس ازدواج حتی با عشق آتشین می ری زیر یک سقف انقدر زندگی دستخوش مشکلات و تغییرات ناخواسته می شه که اگه غفلت کنی عشق روز به روز کمرنگ تر میشه و حتی مسخره به نظر می یاد

9:

اولا نذری درسته نه نظری!ثانیا الان این چه ربطی به تاپیک داشت ؟ولی اینکه فرمودین عشق چه کلمه غریبی آدم دلش به حالش مس وزه واقعا همینطوره

10:

من هم حرفت رو قبول دارم دوست عزیزم!دقیقا همینطوره.من هم فکر می کنم اگه عشق قبل از ازدواج شکل بگیره یه جورایی همیشه خاص می مونه واسه اون 2 نفر.و انگار یه قانون ثبت شده هست و اگه هم دچار تغییر سپس ازدواج بشه می شه دوباره بازسازیش کرد وتروتازه نگهش داشت چون 2 نفر یه ارق خاصی نسبت به اون عشق دارن چون اون احساس باعث شکل گیری ازدواجشون شده واز همه مهمتر یک خاطره زیبای مشترک و فراموش نشدنیه برایهردو نفر

11:

دوست عزیزم عشق قبل از ازدواج یه جورایی خیلی بهتره دقیقا درک می کنم چی می گی چون من هم مثل شما به این راحتی ها عاشق هرکسی نمی شم.باید امتحانش رو پس بده .من خودم به شخصه قبل از ازدواجم عشق شکل گرفت ولی بیشتر از طرف مقابلم ومن که به این راحتی ها اهل دل دادن نبودم اون رو وعشقش رو با تمام افراد دورواطرافم مقایسه کردم احساس کردم واقعی تر و ناب تره البته نه نسبت به همه ولی خوب معیارهای دیگه ای هم درکنارش بود که باید در کنار عشق بالا و پایین می کردم شاید خیلی کسای دیگه بودن عاشقانه و به معنای واقعی دوستم داشتن ولی مشکلاتی سر راه زندگیمون بود اینجابود که اون دل ندادن من به هیچکدوم از این عشق ها باعث شد کمی منطقی تر فکر کنم .نمی دونم کار درستی کردم یا نه؟شاید اگه درگیر احساس و عشق 2 طرفه می شدیم خیلی چزا نادیده گرفته میشد و شاید سرنوشت تغییر می کرد...ولی الان من سپس زادواجم احساس می کنم به خاطر نبود عشق 2 طرفه این عشق از طرف من دچار کمی تغییر شد یعنی بهش بها داده نشد.حالا به این نتیجه رسیدم عشق اگه یک طرفه باشه ، از طرف هرکدوم از دو نفر که باشه طرف مقابل سپس ازدواج حقی به گردن اون شخص داره اینکه باید به اون عشق بها بده براش ارزش قائل بشه و کم کم علاقمند شه!تا این عشق دوطرفه سپس زادواج زندگی رو زیباتر از قبل کنه

12:


درست میگی دوست خوبم
ولی عشق برای من وقتی به وجود امدنی هست که از یه شناخت بالغانه شکل گرفته باشه
نه در بند احساساتی ناشی از چشم وابرو وزبان بازی یاااار

باید عاشق کسی بشیم که فهمیدیم میتونه ابتدا ما رو درک کنه
و سپس قابل اعتماده و سپس اینکه ضعف رفتاریش تا حدی برامون شناخته شده باشه
که ایا با شخصیت ما تضاد زیادی داره یا نه ..

چون بنظرم مدیریت ضعف های همدیگه خیلی مهم تر از وجوه مشترکه..

و البته قبل از اون باید یه شناخت پايه ی از خودمون داشته باشیم
بنظرم اکثر ضعف هایی که در عشق پیش میاد و البته همه اشم بد نیست

ناشی از نابالغ بودن ما و تفکر فردی نداشتنمون هست
ما وقتی خودمونو درست شناختیم و بالغ شدیم باید وارد یه رابطه بشیم

و این خیلی مهمه

13:

خیلی ایده ال فکر میکنید ...

بلوغ انسان نسبی و در نتیجه عشق واقعی که شما تعریف کردید نباید هیچ وقت شکل بگیره ...

ولی به نظر من عشق در هر صورتی امکان داره بوجود بیاد ولی به طرفین بستگی داره ...

14:


نه اینطوری نیست
اتفاقا من جنبه بالایی دارم برای پذیرش رفتار ها و ضعف های ادمایی که باهاشون زندگی میکنم
و سعی میکنم هیچ حس منفی بهشون ندم..

سعی میکنم

بله بلوغ نسبیه اما لازمه ازدواج داشتن یه ذهن بالغ و اروم و دور از هیاهو های جوانی هست..

من تو نوزده سالگی فکر میکردم میتونم عاشق بشم و ازدواج کنم ولی الان نه ..
الان تاکید بر خصوصیت خلقی و خانوادگی و اجتماعی واسم مهمتره ..

در واقع من به عشق تدریجی اعتقاد پیدا کردم ..
و با این نکته از صحبتای شما موافق نیستم که در هر صورتی ممکنه به وجود بیاد ..

نه عشق در هر صورتی بوجود بیاد در همان صورت هم از بین میره...

و پذیرش عشق باید طبق درک و عقل و تفاهم باشه .

همین

15:

پس عاشق نشدی ...

عشق مولد و محرک همه چیزه ...

و عشقی که بر پايه نیاز های انسان شکل بگیره مصلحت، عشق نیست و روزی که نیاز برطرف بشود اون نیز فنا شدنی هست ...


16:


عاشق شدن هم پروسه ایست که در زندگی همه پیش میاد
اما
کی پیش بیاد مهمه
وقت مناسب
موقعیت مناسب
و
فرد مناسب

17:

وقت مناسب

موقعیت مناسب

فرد مناسب ...

عرض کردم اینها نیازه و روزی برطرف میشه و عشق گم خواهد شد ....

پس عشق کو ؟

18:

عشق
در وقت مناسب با فرد مناسب در موقعیت مناسب رخ میدهد
و خیلی بیشتر انسان رودرگیر میکنه ..
خیلی واقعی تر از چیزی که امروز هست
و شاهدیم

ادعای عشق باید یه هم پشتوانه احساسی داشته باشد هم معرفتی که مارو پای عشقمون
محکم نگه داره..

این یعنی ادم بالغ

19:


من چیز دیگه ای میگم اگر شما دنبال عشق خود در ویترین مغازه درجه یک میگردید اشتباه فکر میکنید چون عشق شما شاید در کوچه بازار ها باشه ...

اما این به معنای عشق های کوچه بازاری نیست ...همین

امیدوارم اگر عشقتان را پیدا میکنید با توجه به حساسیتتان در همان مغازه های خوب باشد .

در ادامه هم موسی بدین خود و عیسی بدین خود


20:

کاملا درسته دوست من وقتی باید درگیر عشق شد که مطمئن بشیم طرف مقابل می تونه ما رو درک کنه اونوقت این رابطه و عشق می تونه به سرانجام مطلوب ما برسه
اما خاصیت عشق چیز دیگه ایه...خاصیت عشق درک ومنطق و اصول و قانون نمی شناسه به قول دوست عزیز دیگه ای در این تاپیک عشق یک دفعه می یاد و تو رو درگیر می کنه دقیقا نقطه ای تو رو درگیر می کنه که باید درگیر شی و با شخصی درگیرت می کنه که هیچ درک و شناختی شاید ازش نداری واین می شه معضل تو این عشق می شه غم و این خاصیت عشقه که دوست داشتن و غم رو باهم داره

21:

دقیقا قبول دارم خاصیت عشق همینه...خاصیت عشق اینه که تو رو وقتی درگیر می کنه که باید درگیر شیولی از نظر خودت واصول وقانون زندگی نباید درگیرش می شدی و با کسی درگیرت می کنه که حتی شاید کوچکترین درکی ازش نداری خاصیت عشق درگیر شدنه دستو پازندنه عشق هیچگاه بر پايه نیازهای انسان شکل نمی گیره وگنه اسمش عشق نیست

22:


موافقم
و اضافه کنم
این نقطه متفاوته برای هر کسی در هر سنی

عشق یه دختر 14 ساله با یه دختر 20 ساله با منی که 24 سال سن دارم خیلی فرق داره

اون موقع شاید خودمو از پشت بام به پایین پرت کنم ولی الان تصورشم برام خنده داره..!

خاستگاه سنی و موقعیت اجتماعی افراد بطبع خیلی در ماهیت و چگونگی این عشق تاثیر داره


من به تاثیر یک شبه عشق در خاستگاه سنی و اجتماعی خودم اعتقادی ندارم..



و غم رو سیر رشد میدونم برای بشر
که غمگین بودن خاصیت این زمینه و دلیل محکمی براییشرفت و عوض کردن موقعیت فردی
ما برای بهتر شدن
غمگین بودن یکی از نعمتهای خداونده و تلاش برای بیرون امدن از این حس انسان رو بزرگ میکنه و بالغ..

23:

عشقي كه در نتيجه ي شناخت به وجود بياد و نه احساسات ( که اون موقع عشق نام نمىگيره ) و منجر به ازدواج بشه حتما و قطعا ميتونه پايدار بمونه...


24:

عشق هائی که ما ازش صحبت می کنیم یک شبه به وجود نمی یاد عشقی که یک شبه به وجود بیاد یک شبه از بین می ره و خاستگاه سنی هم همونطور که فرمودی کاملا تاثیر گذاره من به عنوان یک فرد تقریبا پخته می گم عشق حساب کتاب سرش نمی شه وخیلی عمیق می یاد جاش رو تو زندگیت باز می کنه .و البته باید بگم برای من و شما که به راحتی هر کسی درگیر عشق نمی شیم سنگین تر می شینه .ما حساب کتاب نمی کنیم که عشق باید با این شخص شکل بگیره یا در این وقت یا با این موقعیت که این امکان پذیر نیست .درواقع من و شما به عنوان شخصی کمالگرا شاید ذات درست عشق رو مد نظر داریم ،نه شخص درست برای عشق

25:

اما عشق هائی داریم که برپايه شناخت و حتی احساسات به وجود آمده و منجر به ازدواج شده و سپس ازدواج چون متوجه تفاوتها و همون شخص شاید به تعبیری نامناسب شدیم عشق کمرنگ شده .درواقع همونطور که در پست های قبلی فرمودم خاصیت عشق همینه ،تفاوتها و درگیر بودن با همین عدم تناسب ها و اگر به این خاصیت عشق واقف باشیم نه تنها سپس ازدواج با دیدن تفاوتهای طرف مقابل عشق کمرنگ نمی شه که تازه ذات عشق نمایان می شه و ما رو درگیر خودش می کنه و زیبا به تصویر کشیده می شه در طول زندگی

26:


میدونید در واقع فکر میکنم با جرقه های کوچکی از اشنایی و تفاهم و درک هست که عشق جوانه
میزنه
و باعث پیوند عاطفی قوی بین دو فرد بالع میشه

و البته تفاهمات و درک و شعور وخلقیات ما هم مدام بر سنگینی این عشق اضافه میکنه

و دیگر اینکه ..

حتی ضعف ها هم پیش چشم انسان های بالغ و پخته و عاشق
بهتر مدیریت میشه ..

و این پروسه معرفتی هست
که عشق رو میتونه سپس سالها تازه نگه داره .

..



بله همونطور که فرمودین ذات عشق برای من بسیار مهمه ...

که این عشق
چقد به من نزدیکه
چقد منو حس میکنه
و چقد برای من مهمه
و چقد منو راضی میکنه و کیفیتش چگونه هست

شاید خیلیها توقعی که از عشق دارند بسیار پایین باشه
که این در ذات عشق نیست
در نبود همون بلوغ هست که عرض کردم..و از بین میره و جاشو به یکنواختی میده
مانند تمام رابطه های امروزی که دامان عشق رو لکه دار کرده..

بزرگی میفرمود کیفیت عشق از لطف عاشق پیداست


27:




درود بر شما

دوست عزيز ادمها ميتونن تعابير مختلفي از عشق داشته باشند ولي وقتي بحث از شناخت ميشه يعني من قادر هستم طرف مقابلم رو از تمامي لحاظ مورد بررسي برنامه دهم و زير ذره بين برم اين شناخت ميتونه نتيجه ي حداقل پانصد ساعت فرمودگو باشه در مكانهاي مختلف.

..در واقع همونه پروسه اي كه دوستمون اشاره كرد تا عشق به پختگي برسه...اون وقت هست که مىشه ادعا کرد عاشق بوديم...
به شخصه حتي رابطه ي سكس رو قبل از ازدواج مردود ميدونم چون معتقدم مسير اين شناخت رو منخرف ميكنه...
البته من هم ادم مطلق گرايي نيستم و لزوما برنامه نيست هيچ اختلافي در زندگي وجود نداشته باشه اما چيزي كه مهم هست نتيجه هست...
خود من ازدواج كاملا سنتي داشتم و خوشبختانه خيلي هم راضي و احساس خوشبختي ميكنم اما من به تنهايي نمونه ي مطمئني براي يك جامعه ي اماري نخواهم بود و حتما اين نوع ازدواج رو براي دخترم رد خواهم كرد..


28:

سلام و وقت بخیر دوست گرامی

یه بار یه مطلبی خوندم جالب بود

عشق قبل از ازدواج مثل دو تا آهن میمونه که گذاشتنشون کنار آتیش خیلی زود خیلی داغ میشن

اما تا از آتیش فاصله بگیرن زودم سرد میشن

عشق بعد ازدواج مثل گرم شدن زمینه آروم تدریجی ولی طولانی زمین دیر گرم میشه و دیر سرد

عشق بعد ازدواج دیرتر شاید شکل بگیره! اونم بخاطر مشکلات و عدم مهارت مهرورزی طرفین ولی

آروم آروم شکل میگیره و خیلی سخت و غیر ممکن هست از بین بردنش خصوصا اگه دو نفر قدرشناس

باشن و قدر کارهایی که همسرشون براشون کرده رو بدونن و فکر نکنن هر کاری مرد یا زنشون کرده

وظیفه اش بوده شاید یه مرد وظیفه داشته باشه که بره بیرون کار کنه و درآمد داشته باشه و زندگی

رو تامین کنه ولی بخاطر تلاشش برای راحتی خانواده اش باید ستایشش کرد و قدرش رو دونست

شاید یک زن وظیفه اش باشه خانواده رو گرم نگه داره اما باید ازش تشکر و قدر دانی شه و اگه این

احترام متقابل و قدردانی از هم وجود داشته خود به خود عشق به وجود میاد خیلی هم زیبا و با دوام

29:

دوست عزیز !کاملا درست می گی!ولی نمی شه فرمود دقیقا عشق اگر قبل از ازدواج شکل بگیره بهتره یا سپس ازدواج ...به نظر من درهر دو موارد بستگی به هنر 2 نفر داره که چطور 1-عشق قبل از ازدواج رو براش ارزش قائل باشن و همونطور ترو تازه نگهش دارن و 2-عشق سپس ازدواج رو هم به قشنگی عشق پا گرفته قبل ازدواج داغ و زیبا و در عین حال پخته پرورش بدن.و اینکه فرمودی هر دو نفر وظایفی دارن ولی تشکر و قدردانی از انجام وظایف واقعا عشق رو زیبا و با دوام می کنه و باعث پرورش عشق می شه 100 % قبول دارم و واقعا نکته خیلی مهمی تو زندگی زناشوئی که می خوایم عشق رو همراهش داشته باشه محسوب می شه

30:

سلام دوست عزیز
کاملا با نظرتون موافقم
عشق قبل ازدواج اگر از روی شناخت ودرایت باشه و دوطرف قدر دان هم باشن مطمئنن تا پایان عمر این عشق قشنگ میمونه
واما عشق بعد ازدواج رو هم من شنیدم میگن پایدارتره اما بازم بستگی داره به 2طرف
ببینید در دادگاهها هم طلاق های عشقی داریم هم غیر عشقی
پس همش برمیگرده به 2 طرف و احساساتشون
به امید خوشبختی تمام جوونای ملتمون

31:

ممنون این یعنی عشق واقعی


59 out of 100 based on 24 user ratings 49 reviews

@