داستان آتلانتیس شهر افسانه ای


داستان آتلانتیس شهر افسانه ای



داستان آتلانتیس شهر افسانه ای
داستان  آتلانتیس شهر افسانه ای

یکی از جذاب ترین و معروف ترین افسانه ها و رموز کره خاکی وجود تمدنی با تکنولوژی فوق بشری است که حدود 11000 سال پیش در جزیره ای بزرگ به نام آتلانتیس زندگی می کردند از آتلانتیس بارها در کتب تاریخ باستان نام برده شده اما کسی که اندیشه وجود آتلانتیس را در طی سالهای متمادی از گزند فراموشی حفظ کرد فیلسوف نامی یونانی افلاطون ( 347 سال پیش از میلاد) شاگرد تیزهوش سقراط بود وی نحقیقات زیادی در رابطه با آتلانتیس انجام داد و موفق به ایجاد نقشه مدوری از محل تقریبی آتلانتیس شد وی همیشه بر این اعتقاد استوار بود که شهر افسانه ای آتلانتیس به راستی روزی وجود داشته است . افلاطون در تحقیقان خود از منابع مختلفی از جمله منابع دریانوردی باستان و داستانهای افرادی که آتلانتیس را مشاهده کرده بودند استفاده کرد البته تحقیقات افلاطون هیچ گاه مورد اعتماد برنامه نگرفت تا روزی که یک دریانورد هلندی از روی نقشه های افلاطون موفق به کشف ویرانه های شهری در زیر اقیانوس شد .
داستان آتلانتیس از زبان اسطوره ها
داستان ساخته شدن و از بین رقتن جزیره افسانه ای آتلانتیس بسیار طولانی و بزرگ است که حتی در کنب هومر نیز نقل شده اما کلیت ماجرا از این برنامه است که:
" پوسیدون" فرمانروای آبها در میان بزرگترین اقیانوس تحت فرمانروایی خود جزیره ای را بنا میکند تا آن را به معشوقه خود , زنی با عمر جاوبدان به نام " کلیتو" اهدا کند در میان این جزیره یک آتشکده بزرگ و تندیسی از پوسیدون "در حال راندن ارابه ای توسط اسب های بالدار" ساخته شد گفته میشود سرزمینی که شهر آتلانتیس در آن بنا شد به حد کافی وسیع و بزرگ بود و در طی سالها مردمان زیادی در آن در آرامش و صلح زندگی میکردند زئوس فرمانروای آسمانها به عنوان هدیه ای به پوسیدون علمی بسیار پیشرفته به آن سرزمین اهدا کرد به طوری که مردم در آن دارای تمدنی فراتاریخی بودند , سالها بعد مردمی در آتلانتیس دچار وسوسه و طمع نسبت به پادشاهی پوسیدون شدند و سعی در نابودی او کردند و روزی موفق شدند " کلیتو" را که عمر جاوبدان داشت با استفاده از قدرت های اهریمنی نابود کنند "پوسیدون" نیز که با مرگ معشوقه اش بسیار عصبانی شده بود مردم آتلانتیس را مورد غضب برنامه میدهد و این شهر را به همراه تمام جزیزه و ساکنانش به اعماق اقیانوس می کشاند و در اعماق بستر اقیانوس دفن می کند
نظرات جدید در مورد آتلانتیس
تقریبا تمامی مردم به وجود شهر آتلانتیس معتقدند اما کسی به راستی از حقیقت وجود این شهر با خبر نیست تا به حال نیز به جز چند اکتشاف دریایی مدرک مستندی در مورد این شهر در دسترس نیست , در داستانها و افسانه هایی که در مورد این شهر وجود دارد از وجود ابزار آلاتی نام برده شده است که در مقایسه با صنعت و تکنولوژی یازده هزار سال پیش و حتی تمدن امروز نیز بسیار پیشرفته به نظر میرسد مانند اینکه از وجود فضاپیماها و سوختهای پرقدرت و ... نام برده شده به همین دلیل عده ای بر این اعتقادند که آتلانتیس در واقع محل سسلامدت توده ای از موجودات فضایی است و این شهر در واقع توسط موجودات فرازمینی بنا شده است و این که شاید این شهر هنوز هم پا برجاست و در اعماق اقیانوس به زندگی خود ادامه میدهد و شاید محلی برای تحقیقات انسان شناسی موجودات فرازمینی به شمار می اید



جغرافیای چین باستان

1:

آتلانتیس (به یونانی: Ἀτλαντὶς νῆσος)، جزیره‌ای افسانه‌ای در اون سوی ستون‌های هرکول در اقیانوس اطلس.


داستان  آتلانتیس شهر افسانه ای
داستان  آتلانتیس شهر افسانه ای


نخستین فرد ساکن این جزیره، اونور، با لئوکیپه ازدواج کرد و صاحب یک دختر به نام کلیتو شدند.


انتفاضه شعبانیه
خدای حامی جزیره، پوسیدون عاشق کلیتو شد و کلیتو از او پنج جفت پس دوقلو به دنیا آورد.


چگونه مقاومت چندهزارخلبان انگلیسى سرنوشت جنگ (و تاریخ) را تغییر داد
پوسیدون جزیره را بین پسرها قسمت کرد و پسربزرگتر اطلس را پادشاه جزیره کرد.


علت وقوع جنگ جهانی اول
از این جزیره در نوشته‌های افلاطون یاد شده هست.[۱]

پانویس
  1. ویل دورانت، ۸۵۸

منابع

2:

حدود 350 سال قبل از ميلاد افلاطون در رساله اي تيمائوس (Timaeus) چنين نوشت : 12 هزار سال پيش از اين جزيره اي بوده هست بزرگ با تمدني ستايش انگيز موسوم به آتلانتيس که… به اين ترتيب نام قاره آتلانتيس براي اولين بار بر قلم افلاطون جاري شد و به زودي بر سر زبانها افتاد .
وی در رساله ديگري به نام کور تياس (Critias) شرح بيشتري از قاره آتلانتيس و تمدن اون نوشت آتلانتها افزون بر 20 ميليون نفر بودند که در جزيره اي خوش آب و هوا به وسعت 154 هزار مايل مربع زندگي مي کردند در جنگلهاي انبوه آتلانتيس انواع جانوران بزرگ وکوچک مي زيستند و شهرهاي آباد اون با ساختمانهاي عظيم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر …


مطابق نقل افلاطون….

بر اين سرزمين اطلس حکومت مي راند که امت او را ستون آسمان مي دانستند و در مرکز جزيره در بزرگداشت اطلس معبدي با شکوه ساخته بودند که ديوارهاي عظيم داشت و درهاي ان تزيين يافته بود از سنگها و فلزات قيمتي در زير تابش نور خورشيد همچون الماس مي درخشيد .
افلاطون ادامه مي دهد : مقدس ترين حيوان در نزد امتان آتلانتيس گاو نر بود که مظهر قدرت بي شمار مي رفت و به عنوان برترين هديه به پيشگاه اطلس با مراسمي شکوهمند در برابر معبد بزرگ قرباني مي شد تا فوران خون سنگهاي مرمر را رنگ آميزي کند .
به نوشته افلاطون : در قاره آتلانتيس شهرها به شکلي هندسي و زيبا ساخته شده بودند و کانال هاي اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سيراب مي کردند .

پايه فرهنگ و تمدن اين امتان سعادتمند همانا برادري و صفات عالي انساني بود.

اما چون قدرت ايشان روز افزون شد به تدريج شروع به دست درازي به ديگر سرزمينها کردند افلاطون ميگايشاند :روح احساس و کمک در انها ديگر از بين رفته بود انها اعتقاد و ايمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهياني بي شمار قصد فتح اتن و سرزمين هاي شرق را داشتند .
اما زئوس طوفاني بر انها نازل کرد .

مجازاتي که به هيچ وجه قابل تصور نبود .

افلاطون در اين باره نوشت :طوفان سبب زمين لرزه و سيل هاي بزرگي شد که به مدت يک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتي دريا جزيره آتلانتيس را به زير خود فرو برد و ناپديد گشت افلا طون ترديد داشت که هرگز نشانهاي از اين سرزمين گمشده به دست ايد .او نوشت : اقيانوس در اون نقطه به مکاني غير قابل عبور و جستجو تبديل شده هست.
به اين ترتيب و به روايت افلاطون تمدن آتلانتيس در آغاز شکوفايي نابود مي شود و سه نيرايشان سهمگين طبيعت يعني : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتي بر پيکر آتلانتيس مي تازد که تصور ان نيز لرزه بر پيکر آدمي مي اندازد .

اين واقعه در سال 3500قبل از ميلاد رايشان مي دهد .

جزيره آتلانتيس به لرزه در مي آيد ; زمين از هر سو شکاف بر مي دارد و تکه تکه مي شود .

از قله هاي کوه آتش فوران مي نمايد و تکه هاي مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف برنامه مي دهد .

سپس خاکستري داغ همه فضا را تيره و تار مي نمايد و بر سراسر جزيره فرو مي بارد تا … سرانجام چنان کند که آتلانتيس در زير پردهاي سنگين مدفون شود وبه افسانه ها بپيوندد .
چون افلاطون در گذشت ; آتلانتيس هم از ياد ها رفت و ديگر کسي سراغ ان جزيره اسراراميز را نگرفت جز انکه نامش براي درياي آتلانتيک (واقع در ميان سه قاره افريقا اروپا وامريکا ) باقي ماند.

اما جست و جو گران و دوستداران تاريخ و گذشته زمين با مطاله رساله هاي افلاطون در انديشه جزيره اي فرو مي رفتند که در ان امتي لايق و هوشمند زندگي مي کردند و همواره پرسش اين بود که آتلانتيس در چه نقطه ا ي برنامه داشته و علت واقعي نابودي ان چه بوده هست ؟

آيا چنين تمدني واقعيت داشته يا افلاطون از رايشانا هاي خود سخن فرموده هست؟ اين ترديدها از انجا قوت مي گرفت که اتلانتيس در زبان مصريان باستان به معني (جزيره بي نام) هست و يونانيان باستان نيز علاقه وافري به سرزمينهاي اساطيري و داستانهاي مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند .

بنابراين رساله افلاطون مي بايستي درباره يک آرمانشهر در جزيره ا ي موهوم ميان درياي اساطيري باشد .
يک فرض ديگر اين بود که افلاطون از تمدني سخن به ميان اورده که نشانه ها و چگونگي ان را از زبان دريا نوردان شنيده و خودش چيزهاي زيادي به اون اضافه کرده هست.
یونانیهای دوره باستان بر این باور بودند که انتهای دنیا صخره عظیمی هست در جایی که (ستون هرکول) برنامه دارد ! و این ستون همان تخته سنگهای بس بزرگی هست که در دو سوی تنگه ای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس (تنگه جبل الطارق) واقع هست .

دریا نوردان کشورهای حوزه مدیترانه هرگز جرات نمی کردند از این تنگه بگذرند و خود را به دریا های آزاد و اقیانوسها برسانند; اما گاه پیش می آمد که کشتی های کوچک به دست امواج خروشان به اقیانوس اطلس کشیده می شدند و از دهانه تنگه می گذشتند .

در این صورت دریانوردهایی که می توانستند خود را نجات دهند و دوباره به وطن بازگردند حکایتهای شفرمود آوری از سرزمینهای سرشار از نعمت و آسایش در ان سوی ستون هرکول تعریف می کردند که بیشتر به افسانه پردازی شباهت داشت تا واقعیت ! ولی افلاطون با جمع آوری اطلاعات و مشاهدات دریانوردها اعتقاد یافته بود که در ان سوی تمدن حوزه مدیترانه تمدن دیگری در جزیره ای میان آبهای خروشان اقیانوس وجود دارد که همان آتلانتیس هست .
به گمان دانشمندان انچه افلاطون نشانی داده می تواند تمدنی باشد متعلق به دوران پارینه سنگی واقع در منطقه ای که در ان یخ بندان وجود نداشته هست .
جست و جوی دانشمندان و کنجکاوی انها برای دستیابی به سرچشمه تاریخی آتلانتیس تا امروز ادامه داشته هست .

انسان با تکیه بر علم واطلاعات خود می خواهد سرانجام در یابد که اتلانتیس مدفون شده به طور دقیق در چه نقطه ای برنامه داشته و کجا می تواند بوده باشد .؟ آیا آتلانتیس قاره ایست تقسیم شده ؟ ایا اقلیمی هست غروب کرده در مثلث برمودا ؟
با توجه به نشانه هایی که افلا طون در رساله های خود به دست داده هست چنین گمان می نمايند که جزایر آ زور (Azor) باید از بقایای قاره گمشده اتلانتیس باشد .

این جزایر همچون حلقه ای به همدیگر در اقیانوس اطلس برنامه دارند و بر پايه شواهد و مدارک موجود در حدود 2200 سال پیش از میلاد با شراره های بر کشیده از قله یک اتشفشان سهمگین و زلزله پس از ان تکه پاره شده اند .
اوتوهنریخ موک که مهندس اتریشی بود و علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت کتابی تحت عنوان راز آتلانتیس نوشت که شهرتی جهانی یافت و بار دیگر اتلانتیس را بر سر زبانها انداخت .

انتشار این کتاب در سال 1976 بود و به اعتقاد نویسنده اون:

جزیره آتلانتیس نه فقط وجود داشته و دستخوش یک بلای سهمگین طبیعی شده بلکه باوقتدگان فاجعه آتلانتیس به سواحل امریکای جنوبی و شمالی و افریقا و اروپا افتاده و به هر سرزمینی که رسیده اند دانش خود را از شهر سازی و معماری به کار بسته اند تا بناهای عظیم و معبد های با شکوه و قصر های بزرگ مانند انچه که خود در آتلانتیس داشتند بسازند .

بناهایی همچون اهرام مصر و معبدهای مایا وازتک و…
بر پايه فرضیه هایی که موک ارایه می دهد بسیاری از تمدنهای دوره باستان از دسته دوم بوده و همگی زاییده یک تمدن مادر به نام آتلانتیس هستند !!!

زیرا این غیر ممکن هست که به طور تصادفی تمدنهای مشابهی در دورترین نقاط گیتی به وجود آید و بخصوص معبد هایی به شکل هرم در هزاران کیلو متر دور از هم ( بین النهرین و حاشیه رود نیل و سواحل قاره امریکا و…) ساخته شود .

موک حتی معتقد بود که بازی پلوتا که در میان اهالی باسک (اسپانیا) رواج دارد همان بازی رایج در تمدنهای مایا و آزتک هست و ریشه در فرهنگ سرخپوستان امریکای جنوبی دارد .
به فرموده موک : زلزله و طوفان هولناکی که 12 هزار سال قبل از میلاد در اقیانوس اطلس روی داد نه تنها تمدن درخشان اتلانتیس را از میان برد بلکه دامنه امواج خروشان ان همه خشکیهای زمین را در بر گرفت و چنان کرد که در کتابهای آسمانی ( توفان بزرگ ) نام گرفت و 4000 سال از ان طوفان سپری شد تا یک بار دیگر تمدنهای انسانی در اینجا واونجای جهان جوانه بزنند .
فرضیه های موک را دانشمندان علم زمین شناسی چنین توجیه می نمايند که زلزله های شدیدی که در کف اقیانوسها رخ می دهد می توانند چنان لرزش و هیجان شدیدی در ابهای اقیانوس به وجود اورند که موجهای بسیار عظیم به پا شود و همه چیز را در ساحل به کام خود بکشد .

در تابستان سال 1920 زلزله ای در منطقه شمال فرانسه (نرماندی) رخ داد که گرچه بیش از چند ثانیه طول نکشید اما تکانهای ان به اقیانوس اطلس و جزایر آزور (Azor) کشیده شد و شهر ساحلی تاپال را ویران کرد .

بنابراین طوفانهای عظیم دریایی همچنان که شهرها و تمدنها را به کام خود می کشند می توانند انچه را که بلعیده اند بار دیگر از کف اقیانوس ها بالا بیاورند و در ان صورت هست که ما شاهد پیدا شدن ستو نهای عظیم سنگی و دروازهای بزرگ و گنجها و… خواهیم بود .
آیا ممکن هست روزی آتلانتیس دوباره از زیر اب خارج شود و بر اثر انقلابهای دریایی بقایای تمدن درخشان اتلانتیس بر روی ان بیاید تا بتوانیم شهرها و معبدها و قصرها را مشاهده کنیم؟
افسانه آتلانتیس شاید روزی با کشف بنای تاریخی به وقت ما پیوند بخورد و رویای دیر پای انسان سرانجام به واقعیت برسد .

شاید هم اتلانتیس ارمانشهری هست ساخته و پرداخته خیال .
به هر روی اگر آتلانتیس بهشت گمشده هست یا جهنم مدفون شده در اعماق اقیانوسها تا به امروز فکر ادمی را به خود مشغول داشته و فرهنگ ومشخصات ان سینه به سینه پیش امده و هنوز وهمچنان با انسان سخن می گوید .
ولی از جذاب ترین و معروف ترین افسانه ها و رموز کره خاکی وجود تمدنی با تکنولوژی فوق بشری هست که حدود 11000 سال پیش در جزیره ای بزرگ به نام آتلانتیس زندگی می کردند از آتلانتیس بارها در کتب تاریخ باستان نام برده شده اما کسی که اندیشه وجود آتلانتیس را در طی سالهای متمادی از گزند فراموشی حفظ کرد فیلسوف نامی یونانی افلاطون ( 347 سال پیش از میلاد) شاگرد تیزهوش سقراط بود وی نحقیقات زیادی در رابطه با آتلانتیس انجام داد و موفق به ایجاد نقشه مدوری از محل تقریبی آتلانتیس شد وی همیشه بر این اعتقاد هستوار بود که شهر افسانه ای آتلانتیس به راستی روزی وجود داشته هست .

افلاطون در تحقیقان خود از منابع مختلفی از جمله منابع دریانوردی باستان و داستانهای افرادی که آتلانتیس را مشاهده کرده بودند هستفاده کرد البته تحقیقات افلاطون هیچ گاه مورد اعتماد برنامه نگرفت تا روزی که یک دریانورد هلندی از روی نقشه های افلاطون موفق به کشف ویرانه های شهری در زیر اقیانوس شد.

منبع: سایت ایران نوید

قاره گم شده آتلانتیس

بسیاری بر این باورند که انسان بارها و بارها به اوج تکنولوژی و شکوفایی علم دست یافته و با غرور و خودبینی، خود موجبات سرنگونی از عزیز مکنت به حضیض مذلت را برای خویش بار دیگر فراهم آورده هست.

گواه اینان بر این مدعا شاید با ارجاع به شواهد بسیاری که از قاره غرق شده آتلانتیس در دست هست ثابت شود.چنانکه منکران این برهان نیز به وجود چنین قاره ای آباد و متجدد در گذشته صحه می گذارند.

سرزمینی که در اون از نیاز خبری نبود.

همه شاد می زیستند و هیچ جرمی به وقوع نمی پیوست.

به دیگر عبارت آرمانشهر -Utopia- یا مدینه فاضله ای که شاعران و سخنوران زیادی در تمثیلهای خویش از اون یاد کرده اند.

به هر جهت شرح حادثه ای که به احتمال زیاد باعث نابودی اون دولت به ظاهر بی زوال شده در زیر می آید.

سرزمینی بود آباد و قشنگ
هفت رنگ این بلاد هفتاد رنگ
امتانش ساده بی رنگ و ریا
بی كدورت كینه در صلح و صفا
چشمه ها جوشان چو كوه پرگداز


رودهایش بحر و بحرش چون فراز
كشتزاران، … چون فلک بی انتها
باغ و بستانی چو زر روزی فزا
ماء زمزم بود آبش بر زمین
آب نهرش گوی رودی از برین


زندگیشان غرق شور و شوق و عشق
دل بریشان شهره در هند و دمشق
كامروا بودند من جمع الاجهات
روزگاری بود بر وفق مراد
بود و بود اون روزگاران اینچنین
… تا … ناگهان …

در سال 1628 قبل از ميلاد مسيح انفجار بسيار مهيبی حاصل از فعاليتهاي آتشفشانی كه قدرت تخريبی اون برابر با انفجار 150 بمب هيدروژنی بود روی داد و در اقيانوس حفره ای به شعاع 12 الی 15 كيلومتر و به عمق 2 كيلومتر ايجاد كرد و سرزمين آباد و متجدد اون دوران يعنی آتلانتيس را در يك اون به كام نيستی كشيد.

صدای مهيب اون انفجار در تمام قاره های ديگر شنيده شد و بلايای حاصل از اون كه نتيجه ابر متراكمی از دود غليظ آتشفشانی و گرد و غبار متراكم بود به صورت سرمای كشنده در اواسط تابستان و باران سيل آسائی كه محصولات كشاورزی و بناهای مسكونی و حتی سلطنتی را در اقصی نقاط جهان از اون جمله در چين باستان، مصر فرائنه، حكومت نو پای وايكينگها در اروپا، تمدن ايلكاها و ناسكاها در قاره امريكا، امپراطوری گسترده ساسانيان، و … ايشانران كرد، نمودار شد.

دانشمندان معتقدند كه اون يك رايشانداد طبيعی بود، اما اوليای مذهبی عقيده دارند كه اون نتيجه گناهان كبيره امتان اون روزگار بود.

به هر حال ما بايد پند بگيريم از هر دوی اين نظرات، چرا که ما نيز انسانهايی فناپذير هستيم.

تصویر طراحی شده از روی شواهد به دست آمده از دل اقیانوس

تصویر گرفته شده از بقایای بنای معبدی در زیر آب که به طرز شفرمود آوری سالم مانده


تصویر گرفته شده از ساعت آفتابی غرق شده در دل اقیانوس
آتلانتیس و خلسۀ ادگار کیس
در 12 آوریل 1939 مرد 63 ساله ای در حالتی مانند خلسه از دنیای گمشده ای در گذشته سخن راند.

افکارش به نظر نامربوط می آمد ولی معنی و منظورش واضح و تکان دهنده بود.

او فرمود:«وقتی زمین شکافته شد و قاره در آب فرو رفت امتان اون سرزمین سوار بر ماشین پرنده اون دوران خود را به سرزمین مایاها یا یوکاتان رسانند.»

راوی، ادگار کایس معروف به پیامبر خفته تمای مکاشفاتش را در حالت خلسه مشاهده و بیان می کرد.

برای دو دهه، نهان بینمرموز، شنوندگان خود را با شرح و توصیف هایی در مورد جزیره ی افسانه ای آتلانتیس مبهوت کرد.

کایس از وقت های بسیار دوری صحبت کرد و از قاره ای که قبل از اونکه اقیانوس اونرا ببلعد چنان تکنولوژی پیشرفته ای داشت که بشر تا به امروز نظیرش را به خود ندیده هست.

او زنان و مردانی هم دوره ی خود را نام برد که در زندگی های قبلی خود از ساکنان این قاره ی معدوم شده بودند.

کایس از باوقتدگان این فاجعه ی بزرگ که در حال حاظر در کره ی ارض پراکنده اند سخن می فرمود.

یکی از پسرانش بعدها درباره ی آتلانتیس فرمود:« اینها عجیب ترین و غیرممکن ترین اطلاعاتی هست که ادگار کایس در پرونده های خویش ظبط کرده.» پسر دیگر وی به نام ادگار ایوان کایس دربارهی پدرش چنین فرمود:« تا وقت اثبات واقعی وجود آتلانتیس، کایس دارای مکان و مرتبه ای خاص خواهد بود.

از طرفی دیگر اگر فرموده های وی ثابت شود، یکی از مشهورترین باستان شناسان و تاریخ نویسان جهان خواهد شد.

وقایع تاریخی آتلانتیس اگرچه باورنکردنی به نظر می آید اما در هر حال خالی از جذبه هم نیست.

قاره ی گم شده ای که به میراث و تاریخ بشریت بافته و تنیده شد.

سرزمینی که هزاران سال قبل فیلسوفان، شاعران، تاریخ نویسان و کاشفان بزرگی داشته و سوابق اون ها را افلاطون حدود 255 سال قبل از میلاد مسیح به رشته ی تحریر در آورده هست.

قدرت و خرد امتان آتلانتیس نسل به نسل نقل شده.

اینها به مثابه خاطره ای از بهشت هست، بهشتی که اکنون در اعماق تیره ی دریا خوابیده هست.

جاه طلبی انسان او را به فراتر از کره زمین به ماه و سیارت دیگر کشانده، اما خاطره ی این جزیره همیشه باقی می ماند.
آتلانتیس راز ابدی

شاید آتلانتیس در کوه های آفریقای شمالی یا در صحرای آفریقا و یا در جزایر مالت در دریای مدیترانه یا در شهر های کارتاژ در خلیج تونس یا در جنوب غربی اسپانیا باشد.

جستجو برای آتلانتیس به کشف تمدن هایی مانند تمدن های هلنی-یونانی، مایا ها و اینکاها در دنیای جدید و حتی مصر باستان منجر شده هست.

حتی دو قاره ی گمشده مو و لموریا را هم می توان به نوعی به آتلانتیس نسبت داد.
نخستین کسی که به مسئله آتلانتیس پرداخت، فیلسوف بزرگ، افلاطون بود که در بین سال های 428_348 قبل از میلاد مسیح می زیست.

او شاگرد سقراط حکیم بود و مکتب خود را در مدرسه ی آتن برپا کرد.

فلسفه ی خود را در کتابی به صورت فرمودگویی دو نفره که سقراط شخصیت اول اون هست نوشته هست.

در جمهوری سقراط و طرف های صحبتش نظریه و فلسفه دولت آرمانی و هستبداد ملایم شاهان را مطرح می نمايند.
اولین نوشته های افلاطون درباره ی آتلانتیس در سن هفتاد سالگی نوشته شد.

از مهمترین شخصیت های کتاب افلاطون تیمائوس ستاره شناس هست.

قسمت اعظم فرمودگو به نام خود اوست و به نحوی ارائه شده که درباره ی علوم طبیعی صحبت می کند، کریتیاس تاریخ نویس از فلسفه ی اداره ی حکومتی محلی سخن فرموده که عینا در جمهوری آمده.

بنا بر نوشته افلاطون این داستان به کریتیاس و سپس او به راهبی مصری و از طریق او به سیاستمداری به نام سولون منتقل شده هست.

بنا به نظر مصریان شرایط مناسب برای هستبرنامه جمهوری مکانی به غیر از آتن نیست.

ولی 9000 سال قبل از افلاطون «آتنا» رب النوع دانایی بنیان شهری را می گذارد، شهری با امتانی والا.

بنا بر نوشته ی افلاطون اونسوی ستون های هرکول جزیره ای بزرگتر ازآفریقای شمالی و آسیای صغیر، مشابه با اندازه های دنیای افلاطون وجود داشته هست.

درون جزیره قدرت فوق العاده ای سربلند می کند.

این قدرت همان آتلانتیس هست.
پادشاه سلطه ی خود را به مناطق دیگر از جمله مرکز مدیترانه، ایتالیا و مصر می کشاند.

امتان این سرزمین در اندیشه ی تسلط به تمام جهان بوده اند.

و از همین روی به سرزمین یونان حمله می نمايند، اما در جنگی سخت که در شرف پیروزی بود زمین لرزه و سیل واقع می شود و در طی یک شبانه روز تمامی سرزمین را از صحنه ی روزگار ناپدید می کند.
این مصیبت به وسیله ی راهبی مصری روایت شده هست.

با وقوع این بلا قسمتی از تاریخ یونان نامعلوم مانده هست.

مصر به دلیل طغیان رود نیل که سالانه در وقت معینی اتفاق می افتد همیشه از چنین بلایایی مصون مانده و مصریان قادر به ثبت و پیش بینی این گونه حوادث بوده اند.

اشاره به جنگ در تاریخ یونان بخش بحث انگیز و نامعلومی را برای تاریخ نویسان باقی گذاشته هست.

کریتیاس آتلانتیس را با تمام جزئیات نقل می کند.

نقل های وی پر از شرح معماری مهندسی و جزئیات برگزاری جشن ها هست و نمی تواند تنها زائیده ی فکر و عقاید فلسفی افلاطون باشد.

به طور خلاصه می توان فرمود که افلاطون با مرارت و زحمت فراوان وقایع آتلانتیس را طوری به رشته ی تحریر درآورده که برای خوانندگان وقت خود باورکردنی باشد.

این نوشته ها سپس 200 سال هوز سند محکمی محسوب می شود.


منبع:metaphysics.mihanblog.com


53 out of 100 based on 48 user ratings 223 reviews

@