بيماري ها ي درختان ميوه !!


بيماري ها ي درختان ميوه !!



سلام

فهرست بندي تاپيك بيماري هاي درختان ميوه

__________________________________________________ _________________


1. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
3. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
4. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
5. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
6. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
7. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
8. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
9. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
10. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

11. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
12. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
13. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
14. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
15. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
16. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
17. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
18. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
19. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

20. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
21. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
22. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

23. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
24. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
25. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

26. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
27. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
28. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

29. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
30. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
31. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
32. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

33. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
34. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
35. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
36 [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

37. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
38. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
39. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
40. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
41. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
42. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

43. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
44. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
45. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
46. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
47. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
48. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
49. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

50. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
51. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
52. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
53. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
54. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
55. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
56. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
57. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
58. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
59. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
60. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
61. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
62. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
63. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
68 [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



تاريخچه زعفران

1:

پوسيدگي سياه سيب apple black rot

پوسيدگي در تمام اندامهاي هوايي(برگ .ميوه وشاخه) ديده مي شود.


کاشت هویج؟
عامل قارچ Botryosphaeria obtuse هست.


معرفی دایره المعارف گیاهشناسی







ژئومورفولوژی Geomorfelogos

2:

پوسيدگي سياه ريشه سيب apple black root rot

پوسيدگي ناشي از Xylaria mali در سيب ممكن هست باعث فساد كامل ريشه شود.


کانه آرائی ...
معمولاً قشر سياه رنگي از اندامهاي قارچ سطح ريشه را مي پوشاند.


جلبک شناسی
پوسيدگي خشك هست وپوست به قسمتهاي زيرين چسبيده هست


درختان کهن ایران

3:

سرطان طوقه سيب apple crown gall

بيماري ناشي از باكتري Agrobacterium tumefaciens هست.علائم اون تشكيل گال در محل طوقه وندرتا ريشه وساقه هست.


چغندرقند


اين بيماري بيشتر در نهالستانها ديده مي‌شود.

گالها به علت رشد و تكثير سرطاني ياخته هاي آلوده ايجاد مي‌شوند.

تبديل ياخته هاي عادي به ياخته هاي سرطاني بر اثر ورود پلاسميد مولد غده ((Ti- plasmid به ياخته، ادغام DNA مولد غده در كروموزم هسته صورت مي گيرد.

توصيه: انتخاب نهالهاي سالم يكي ازبهترين روشهاي كنترل بيماري هست.

ضدعفوني لوازم هرس وجلوگيري از زخمي شدن شاخ و برگ نيز توصيه مي شود



4:

Apple chlorotic leaf spot virus

بيماري گسترش جهاني دارد.

در ايران نيز وجود دارد.علائم بيماري دير ظاهر مي‌شود.

گاهي دو تا سه سال سپس آلودگي علائم ظاهر مي‌شود و به همين دليل به اونApple larent virus هم مي‌گايشانند.حالت كلروز رايشان برگها ايجاد مي‌شود در نهايت درخت دچار زوال مي‌شود.



عامل ايشانروسي رشته اي از جنس Trichovirus هست ،كه در بسياري از ارقام تجاري سيب بدون علائم هست.

اما در بعضي از ارقام توليد لكه هاي روشن مي‌كند ونيز با بيماري سرشاخه كاري سيب (Apple top working disease)همراه هست .

بيماري سرشاخه كاري سيب در ژاپن ديده شده هست.

ايشانروس از گروه Closterovirus مي‌باشدكه فقط با پيوند منتقل مي‌شود.




5:

موزائيك سيب Apple mosaic virus

بيماري بصورت لكه هاي كلروتيك رايشان برگها واندامهاي جوان ديده مي شود.

بيماري در ايران وجود دارد .

با پيوند وبصورت مكانيكي قابل انتقال هست.

ناقل بيولوژيكي براي اون شناخته نشده هست.

عامل اون ايشانروسي از جنس Ilarvirus هست



6:

سفيدك حقيقي(پودری) سيب Apple powdery mildew



بيماري ناشي از قارچ podosphaera leucotricha هست.

اين قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل وميوه ميزند واغلب باعث خشكيدن شاخه هاي جوان ميشود.

برايشان برگ نيزايجاد پيچيدگي مينمايد.

گلهاي آلوده چروكيده وحالت گوشتي پيدا ميكند.

اغلب آلودگي رايشان پاجوشها ديده ميشود.

بيماري در تمام مناطق كشت سيب ديده ميشود ولي اهميت اون در خزانه هست .

رايشان ميوه ايجاد زنگار ميكند .

عامل انگل اجباري هست پس از سلول زنده تغذيه می نماید و ريسه هاي قارچ درجوانه هاي درحال خواب زمستانگذراني ميكند.








كنترل شيميايي:

1.دينوكاپ wp18.25% يك درهزار

2.دينوكاپ Ec35 % يك درهزار

3.بنوميل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآريمول Ec 9% و 0.75 درهزار



توصيه : مبارزه شيميايي رابه محض مشاهده بيماري با توجه به پيش آگاهي شروع مي‌كنيم.

درصورتي كه سابقه آلودگي داشته باشيم هرس شاخه هاي آلوده در اواخر پاييز انجام داده و اونها رامي‌سوزانيم.


7:

اونتراکنوز موز Banana anthracnose

بیماری ناشی از قارچ Colleotrichum musae که روی پوست میوه تولید لکه های قهوه ای تا سیاه می دهد.

در بعضی موارد این قارچ دم میوه را در خوشه آلوده میکند که در این صورت بیماری بنامblack end یا crown rot

نامیده می شود.



كنترل :

1- هستفاده از قارچ‌كشهاي فربام، زينب، كاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

توصيه‌ها: 1- تقايشانت گياه 2- حذف شاخه‌هاي خشكيده 3- كنترل آفات وساير بيماريها




8:

بیماری سر سیگاری موز Banana cigar end

بیماری ناشی از Trachysphaera fructigena که تولید پوسیدگی سیاه و سپس خاکستری درمیوه می کند.

پوسیدگی میوه ممکن هست به تمام میوه گسترش یابد.

در اغلب موارد Verticillium theobromae با بیماری همراه هست



9:

Banana panama disease بیماری پانامایی موز

بیماری ناشی از قارچ Fusarium oxysporum f.sp.

cubensis که نشانه های اون زردی برگهای مسن، پژمردگی و آویزان شدن برگها و قهوه ای شدن اونهاست.




10:

سوختگی برگ بادام almond leaf scorch

بیماری ناشی از باکتری گرم منفی محدود به آوندهای چوبی به نام Xylella fastidiosa هست.

دراثر حمله باکتری به درختان بادام قسمتهایی ازبرگ وبه ویژه نوک و حاشیه اون دچار سوختگی میشود





11:

اخيرا در نارنجستانهاي شيراز و عموما درختان نارنج ديده شده هست .
درختان مبتلا به اين بيماري شاخه هاي ريز و متعدد بدون برگ دارند و برگها رايشان درخت خيلي كم مي شوند .

درصورتي كه اطلاعاتي در مورد ريشه اين بيماري و روش مبارزه با اون داريد .

بنايشانسيد .
سپاسگزار مي شوم
در شيراز اكثرا منازل شخصي حداقل يك درخت نارنج در باغچه دارند .

مقالات شما قابل تقدير هست و نشاندهنده اقدامات مفيد و خداپسندانه شماست .
خدا خيرتان دهد

12:



حتما اطلاعاتي در مورد مركبات برات مي زارم
خيلي ممنون


ببين مي توني از بيماري كه توضيح دادي عكس بزاري
چون تا حالا نام محلي بيماري نشنيده بودم

13:


سلام

با توجه به توضيحاتي كه دادي
احتمالا هستابورن مركبات(spiroplasma citri) هستش كه به نام بيماري لجوج مركبات هم معروفه و همين طور ريز برگي مركبات....
از علايمش ميشه به اينا اشاره كرد
وقتي كه ميوه رو نصف مي كني به صورت نا متقارن هستش و پوست داخل ميوه اغلب به رنگ ابي هستش
بذرهاي تشكيل شده عقيم بوده و داخل بذر سياه رنگ.....
نا منظم شدن دوره ی گل دهی هم هستش ...........

روش مبارزه هم هستفاده از انت بیوتیک تتراسیکلین hcl و عدم هستفاده از پیوندک های الوده و از بین بردن درختان الوده و هستفاده از ارقام مقاوم البته انعطاف پذیری شاخه ها هم زیاد میشه و درخت به صورت چتری میشه .............
در قسمت افتاب گیر درخت بیماری شدت بیشتری داره ..........

تو ضیحات کامل تر با عکس رو حتما می زارم

14:

بلاست مركبات Citrus blast

بيماري ناشي ازباكتري Pseudomonas syringae pv.

Syringae هست كه در مركبات ايجاد لكه‌هاي نكروتيك در برگها، دمبرگها و ميوه مي‌نمايد.

لكه‌هاي تيره رنگ رايشان ميوه black pit نيز ناميده شده‌اند.

نشانه‌هاي بيماري در شاخ و برگ جوان شبيه نشانه‌هاي سرمازدگي هست.




كنترل: سمپاشي با تركيب بردو 0.5% و اكسي كلرور 1 درهزار.

هرس شاخه‌هاي آلوده واقدامات قرنطينه‌اي

15:

بيماري اونتراكنوز مركبات Citrus anthracnose

عبارت اونتراكنوز به معناي شبه زغال Like-coal واولين بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 رايشان انگور نقل شده‌است.

بيماري در سال 1326 توسط اسفندياري از مناطق شمالي كشور جمع‌آوري ونقل شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شريف نقل گرديده‌است.


اونتراكنوز مركبات انتشار جهاني دارد.

بيماري ناشي از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مركبات كه نشانه‌هاي اون لكه‌هاي نكروتيك در برگ و خشكيدن سرشاخه‌هاست.

در ميوه نشانه بيماري به صورت لكه‌هاي قهوه‌اي تا سياه ظاهر مي‌شود.

اونتراكنوز ميوه در ميوه‌هاي رسيده مخصوصاً واريته‌هاي ميان‌رس و زودرس گريپ‌فروت ديده مي‌شود.

كنترل شيميايي :

1- هستفاده از قارچ‌كشهاي فربام، زينب، كاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاييز موقع خواب سمپاشي با دو كيلوگرم سولفات مس، يك كيلوگرم سولفات رايشان و دو كيلو گرم آهك وصد ليتر آب

توصيه‌ها: 1- تقايشانت گياه 2- حذف شاخه‌هاي خشكيده در پاييز 3- كنترل آفات وساير بيماريها


16:

شاخه ميري مركبات Citrus blight

زوال درختان مركبات با نشانه‌هاي پژمردگي و مرگ شاخه‌ها، تاخير در رشد بهاره و نشانه‌هاي كمبود عنصر رايشان در برگها، اين بيماري با بسته شدن راه آوندهاي چوبي و تمركز رايشان در شاخه‌ها همراه هست.

شاخه ميري مركبات درفلوريدا(امریکا) شايع هست و عامل اون به درستي معلوم نيست





17:

شانكر باكتريايي مركبات citrus canker



نوعي بيماري در مركبات كه در مناطق جنوبي كشور از جمله هرمزگان جيرفت، كرمان، سيستان و بلوچستان باعث بروز مشكلاتي براي باغداران گرديده هست.

عامل اون باكتري Xanthomonas axonopodis pv.citri هست ورايشان ميوه وبرگ لكه‌هاي ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌اي كمي برجسته ورايشان شاخه‌هاي جوان زخمهاي جرب مانند ايجاد مي‌كند.

از اين باكتري پنج سايشانه به نامهاي A،B،C،DوE نقل شده هست سايشانه‌A نسبت به سايشانه‌هاي ديگر قدرت بيماري‌زايي بيشتر ودامنه ميزباني وسيع‌تري دارد




18:

ايشانروئيد كاكسياي مركبات Citrus cachexia viroid

ايشانروئيدي متشكل از حدود 300 نوكلئوتيد كه در بيشتر گونه‌هاي مركبات به ايشانژه بعضي از انواع نارنگي توليد آلودگي مي‌كند و نشانه‌هاي اون عبارت هست از توليد صمغ در پوست، تشكيل حفره‌هايي در چوب و مقابل اونها برجستگيهايي در سطح داخلي پوست و كوتولگي



19:

لكه سياه مركبات Citrus black spot

اين بيماري در آفريقاي جنوبي، هستراليا و تايوان اهميت بالايي دارد و داراي خسارات اقتصادي هست.

بيماري ناشي از Guignardia citricarpa هست كه شكل غير جنسي قارچ Phyllosticta citricarpa هست .

تمام واريتهاي تجارتي مركبات به اين بيماري حساس هستند وبيشتر بيماري رايشان درختان مسن وضعيف هست.

قارچ رايشان درختان ديگري مثل بادام و رز ديده شده هست.

برگهاي آلوده بيشتر حالتLatent دارند.

اين برگها پس از افتادن اندام باردهي قارچ بر رايشان اونها تشكيل مي‌شود.

پس از رسيدن آسكها آسكوسپورها آزاد شده وبه وسيله باد منتشر مي‌شود پيكنيديوسپورها نيز به وسيله باران پخش مي‌شوند ولي نقش آسكوسپورها مهمتر هست.

نشانه اصلي بيماري وجود لكه‌هاي تيره در برگ وميوه هست كنترل بيماري از طريق سمپاشي با تركيب بردو يا زينب.



20:

سر خشكيدگي درختان مركبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ايران علاوه بر مركبات به ساير درختان منجمله بادام، زردآلو، گيلاس، اوكالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله مي كند.

ولي بيماري در همه گياهان اهميت ندارد، بيماري در خوزستان وساير مناطق گرمسيري اهميت دارد در فارس گاهي رايشان سيب نيز ديده شده هست.

در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله برنامه میدهد (مهندس ايازپور).

عامل بيماري قارچ Nattrassia mangiferae هست قارچ بيشتر از محلهاي آفتاب سوخته و قسمتهايي از درخت كه در معرض آفتاب وگرماي شديد هست وارد مي‌شود.

علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست كه زير اون پودر سياه رنگ (آرترو كنيديم ) قارچ هست ديده مي‌شود، قارچ پيكنيديم نيز توليد كرده كه در بافت گياه تشكيل شده و اهميت چنداني ندارد، معمولاً قارچ در دماي زير 30 درجه سانتيگراد خسارت نمي‌زند.



كنترل شيميائي :

اكسي كلرور مس (كوپراايشانت ) WP35% به ميزان 5 در هزار

توصيه:

1- تقايشانت درختان بخصوص در مقابل تنشهاي آبي وآفتاب سوختگي

2- حذف شاخه‌هاي آلوده

3- در صورت امكان اجتناب از كشت ارقام پرتقال، ليمو، نارنگي گريپفروت و نارنج كه حساسيت بيشتري دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهاي آلوده )

21:

بيماري مرگ گياهچه مركبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بيماري مرگ گياهچه بيشتر در خزانه و نهالستانهاست.

اين بيماري وقتي در خزانه حرارت ورطوبت خاك زياد باشد وحرارت براي قارچ عامل بيماري مناسب هست خسارت شديد مي‌شود.

دو نوع از اين بيماري تشخيص داده شده هست يكي قبل از بيرون آمدن گياهچه وديگري پس از ظهور گياهچه.

قارچ عامل Rhizoctonia solani كه عامل اصلي مرگ گياهچه هست همينطور قارچهاي پيتيوم و فايتوفتورا نيز اگر درجة حرارت ورطوبت زياد باشد به گياه حمله مي‌كند.

بر پايه تحقيقات مهندس ايازپور در جهرم جنس پونسيروس نسبت به بيماري مقاوم و هيبريدهاي اون حساس مي‌باشد.






كنترل بيماري :

1- تهیه خزانه سالم با هستفاده از خاك بكر

2- ضد عفوني خاك خزانه با متيل برو مايد و D-D و واپام

22:

گموز‌‌ ‌‌مركبات Citrus gummosis

بيماري گموزGummosis يا پوسيدگي طوقه‌ و ريشه Root-rot درختان مركبات اولين بار در سال1834 ازآسور نقل گرديده هست.

در ايران بيماري اولين بار در سال 1320 نقل شده و در مناطق شمالي و جنوبي كشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.



عامل بيماري در بيشتر مناطق ايران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica مي‌باشد.

قارچ Phytophthora ازقارچهاي كاذب Oomycetes هست كه فرم جنسي اون بصورت oospore هست.

قارچ داراي تيپهاي متفاوت وهتروتاليك هست.

اما‌ زمستانگذراني بوسيله ااسپور وكلاميدسپور مي‌باشد.

علائم بيماري برايشان طوقه در ابتدا به صورت لكه كوچك قهوه‌اي ظاهر شده كه خيلي نامشخص هست وبه تدريج گسترش يافته وجهت پخش اون به طرف بالا هست وبه صورت بيضي در مي‌آيد وآوندهاي آبكش را از بين مي‌برد.

در محل آلودگي مركبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد ديگر مورد حمله ريشه هست؛ كه اغلب لهيدگي وسياه شدن ريشه را در پي دارد.

در بارندگي شديد ميوه نيز بر اثر حمله قارچ دچار آسيب مي‌شود.



كنترل: شامل پيشگيري ومعالجه مي‌باشد.

پيشگيري :

1- انتخاب پايه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگي، ليموترش، ليموشيرين، بكرائي و ترنج از جمله ارقام حساس مي‌باشد.

نارنج (به تريستيزا حساس) ونارنج پونسيروس تريفولياتا (به اگزوكورتيس حساس) به بيماري گموز مقاومند.

2- محل پيوندك بايد 30-15 سانتيمتر از خاك فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهاي هرز از دور طوقه

4- خوداري از ايجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگيري از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفوني ريشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خريد نهال سالم از خزانه

8- بايد دقت شود در حين پيوندزني قطراتي از آب يا ذره‌اي ازخاك باغ بين پايه وپيوندك برنامه نگيرد.

9- فواصل بين درختان حفظ شود

10- اگر پوسيدگي بيشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد بايد درخت آلوده را قطع كرد.

معالجه:

ابتدا خاك دور طوقه درخت مبتلا را كنار زده واز رسيدن آب به اون جلوگيري به عمل آورد.

درخت مبتلا بايد جداگانه آبياري شود.

نقطه پوسيده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اوليه پيشرفته هست با يك چاقايشان تيز پوست محل را تراشيده تا به بافت زنده برسيم اونگاه به وسيله محلول يك % پرمنگنات پتاسيم و يا مخلوط بردو و يا ارتوسايد و كوپراايشانت به ميزان يك در هزار ضدعفوني سطحي مي‌كنيم وپس از دو هفته محل را با چسب باغباني مي‌پوشانيم.

طرز تهيه محلول بردو يك %:

كات كبود يا( سولفات مس) 200 گرم، آهك زنده200 گرم، آب20 ليتر

طرز تهيه محلول بردو براي ضدعفوني ريشه‌ها قبل از كاشت:

كات‌كبود 70 گرم، آهك زنده 70 گرم، آب 20 ليتر

23:

لكه سبز مركبات Citrus greening

بيماري ناشي از باكتريهاي سخت كشت Liberobacter asiaticum (عامل لكه سبز آسيايي) و L.africanum (عامل لكه سبز آفريقايي) در مركبات كه نشانه‌هاي اون موزائيك در برگها، زردي شاخه‌ها، باقي ماندن لكه‌هاي سبز رايشان ميوه و زوال درختان هست.

باكتريهاي مزبور در بافت آبكشي درختان آلوده هستبرنامه دارند و هر يك با گونه‌اي پسيل انتقال مي‌يابند.

يكي از پرخسارت ترين بيماريهاي مركبات درجنوب شرقي آسيا، شبه قاره هند، آفريقاي جنوبي و شبه جزيره حجاز هست.






24:

پســـوروز مركبات(ايشانروس پوسه‌ي مركبات) citrus psorosis virus

به گروهي از بيماريهاي ايشانروسي فرموده مي‌شود كه از نظر ظاهري كاملاً متفاوت مي‌باشند.

ولي يك صفت مشترك در نقوش كردن برگهاي تازه روئيده دارند.

اين نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern يا نقش ميخي كه بصورت خطوط كمرنگ و لكه‌هاي روشن بين رگبرگ‌ها و موازي با اونها مي‌باشد.

2- Oak leaf pattern يا نقش برگ بلوطي ،لكه‌ها يا خطوط روشن كه حاشيه مجموع اونها نقشي مانند برگ بلوط ايجاد مي‌كند.

از ديگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحيه طوقه، گلدهي خارج فصل،فرورفتگي‌هاي عمودي باريك رايشان چوب و زير پوست، توليد صمغ و زوال هست كه دراغلب نواحي مركبات خيز به ايشانژه نواحي خنكتر وجود دارد.

براي اين ايشانروس و ايشانروس لكه حلقايشان مركبات نامهاي جنس spirovirus و ophiovirus پيشنهاد شده هست.

براثر عواملي چون حمله تريپسها، كنه‌ها، عنكبوت قرمز، دانه‌هاي تگرگ يا وزش بادهاي شني به سطح برگها علائمي شبيه پسوروز ايجاد مي‌نمايند.

انتقال پسوروزها:

1- پيوند(بيماري پسوروز بوسيله پيوندك آلوده از درختان بيمار به درختان سالم منتقل مي‌شود.)

2- بذر(چند مورد از بيماري crinkly leaf توسط بذر منتقل شده هست)

3- مكانيكي(تنها ابلقي شدن برگها و ميوه‌ها و برگ موجي crinkly leafبا عصاره منتقل شده هست)

4- پيوند ريشه

5- سس cuscuta

كنترل:

1- انتخاب پيوندك سالم

2- انتخاب نهال‌ها و پيوندكهاي جديد

3- تراشيدن پوسته‌ها قبل از توسعه شديد اونها

4- ترموتراپي: سه ماه نگهداري در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تريستيزا، vein Enation شده هست.

5- از بين بردن درختان آلوده



25:

بيماري فوماژين مركبات(دوده‌ي مركبات) citrus sooty mold

بيماري در اثر وجود مواد قندي(عسلك) حاصل از حشرات مكنده برايشان مركبات در نواحي گرم و مرطوب عارض مي‌شود.در طي اين واقعيات قارچهاي ساپروفيت تكثير و رشد پيدا مي‌كنند.

اين قارچهاي ساپروفيت به هيچوجه حالت انگلي نداشته و در نهايت باعث تجزيه عسلك مي‌شود.

بيماري از لحظه‌اي كه عسلك حشرات درخت را خيس مي‌كند شروع مي‌شود.

معمولا قارچ Capnodium citri رايشان شاخ و برگ و ميوه مركبات ايجاد كپك مي‌كند.

مبارزه با اين بيماري فقط از طريق كنترل حشرات ايجاد كننده عسلك(شته‌ها و شپشكها) مي‌باشد





26:

تريستيزاي مركبات(بيماري غم) Citruc Tristeza

Trieste به معني غم و اندوه هست.

اين بيماري اولين بار در اواخر سال 1890 در آفريقاي جنوبي مشاهده شده هست.

در ابتدا تصور مي‌شد كه علت ناسازگاري بين پايه و پيوندك هست.

در ايرن بيماري در سال 1355 در ساري رايشان نارنگي ساتسوما satsuma مشاهده شده هست.

تريستيزا به انواع مركبات حمله مي‌كند.

پايه‌هاي نارنگي و پرتقال حساسند و پايه‌هاي نارنج و لمون بسيار حساسند.

رايشان پايه سلطاني مركبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهاني ايجاد مي‌كند.



عامل ايشانروس رشته‌اي به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus كه با شته انتقال مي‌يابد و داراي گسترش جهاني هست.

علائم تيپيك در درختان پيوند خورده با پايه‌هاي حساس بصورت زوال(decline) سريع يا مزمن بروز مي‌نمايد.

اما در درختان پيوند نخورده زردي ظاهر مي‌شود.

در درختان جوان گل دهي به ميزان بالايي هست.

در درختان مسن درخت ميوه زياد و ريزي توليد مي‌كند.

ازعلائم ديگر بيماري آبله‌اي شدن (stem pitting) ساقه‌هاي كمتر از يك سال هست.

بر اثر فعاليت ايشانروس در بافت آبكش مواد غذايي به ريشه نمي‌رسد و درخت دچار زوال مي‌شود.

در حالتهاي شديد باعث زرد شدن برگهاي انتهايي و توقف رشد اونها مي‌شود.

متداولترين روش تشخيص بيماري تريستيزا روش تست Elisa هست.





تنها راه مبارزه و پيشگيري بيماري تهيه پيوندك عاري از ايشانروس و پيوند اون رايشان يك پايه مقاوم هست.

البته بايد با ناقلين نيز به شدت مبارزه كرد.

ازپايه‌هاي مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون هست.

پايه‌هاي متحمل پرتقال، ليمو خاركي، نارنگي كلئوپاترا و ترنج هست.


27:

سبزردي ابلق مركبات Citrus variegated chlorosis

بيماري ناشي از باكتري سخت كشت Xylella fastidiosa در مركبات كه نشانه‌هاي اون بطورعمده شبيه كمبود رايشان هست.

سبزردي (chlorosis) بيشتر دربرگهاي مسن ديده مي‌شود.

در محل لكه‌ها ممكن هست آسيبهاي صمغ آلود درسطح زيرين برگ به وجود آيد.

از بيماريهاي جديد و مهم مركبات در امريكاي جنوبي بشمار مي‌آيد.







28:

فتيله نارنجي(دارخور) Cytospora canker

بيماري فتيله نارنجي رايشان درختان گيلاس در سال 1325 توسط اسفندياري از كرج جمع آوري و نقل شده هست.

داراي مزبانهاي مختلفي از جمله گردو، چنار، تبريزي، گيلاس، زردآلو، قيسي و سيب مي‌باشد.

هنگام حمله قارچ شاخه‌هاي مبتلا از قسمت پايين شكسته و يا قطع ايشانا مورد حمله حشرات برنامه مي‌گيرند.

برگهاي شاخه‌ي آلوده پژمرده و سبز خشك مي‌شوند و سپس فتيله(cirrhus) ‌هاي نارنجي، زرد يا قهوه‌اي عامل بيماري كه در واقع اسپورهاي قارچ هست، درسطح شاخه‌ها ظاهر مي‌شوند.

براثر حمله قارچ، شاخه‌ها و سرشاخه‌ها ضعيف و خشك شده و علائم داي بك die-Bach در اونها ظاهر مي‌شود.

بر رايشان شاخه و تنه نيز زخم و شانكرهايي ممكن هست بوجود آيد.

مقاومت درختان مسن بيشتر هست ولي درختان مسن و ضعيف تر بيشتر دچار بيماري مي‌شوند.

در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانكر از چوب جدا شده و قسمتهاي بالاي شانكر مي‌خشكد.

آلودگي بيشتر در فصول پاييز و زمستان حادث مي‌شود.



شرایط بيماري گونه‌هاي مختلف جنس Cytospora مي‌باشند.

گونه‌ها شامل:

1- Cytospora persoonii

2- C.

juglandicola

3- C.

juglandina

4- C.

rubescens

5- C.

ambiens

6- C.

cincta



شرایط مكانيكي نظير تگرگ، محل تغذيه حيوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، يخبندان كه منجر به ترك و شكاف پوست درختان مي‌شوند باعث تسريع در آلودگي ميزبانها مي‌گردد، البته ورود انگل به گياه بطور مستقيم و طبيعي از راه كوتيكول و منافذ بافتهاي پوششي صورت مي‌گيرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)




كنترل :

هر اقدامي كه بتواند از ضعف درختان و حمله بيماري جلوگيري كند درپيشگيري از بيماري موثر هست.

تقايشانت درخت و رعايت اصول زراعي صحيح (عدم احداث باغ در زمينهاي آهكي و كم عمق و آبياري منظم) و مبارزه با آفات كمك بزرگي براي جلوگيري از ضعف درخت مي‌باشد.



درمورد مبارزه شيميايي مي‌توان فرمود كه برداشتن بافتهاي آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانكرها با لوازم مناسب و بلافاصله پانسمان اون با چسب مخصوص حاايشان 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازي درختهاي مبتلا(بخصوص سيب) رضايت بخش مي‌باشد.

همينطور ازسموم مثل كاپتان به نسبت 2در هزار نيز مي‌توان هستفاده كرد.

1- تركيب بردو ------- 2%

2- اكسي كلرورمس WP35% و 5-3در هزار

3- تيوفانات متيل WP70% و 0.5-0.6درهزار

4- بنوميل WP50% و يك در هزار

توصيه: بهترين وقتها براي سمپاشي پاييز پس از ريزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت مي‌باشد.


29:

سوختگي سياه نخل date palm black scorch

بيماري ناشي از قارچ Ceratocystis paradoxa (اونامورف: Chalara paradoxa) كه به قسمتهاي مختلف نخل مانند برگ، جوانه مركزي، گلوگاه و خوشه حمله مي كند و در برگها و گل‌آذين سوختگي سياه بوجود مي‌آورد.



30:

زگيل سياه نخل خرما date palm false smut(Graphiola leaf spot)

بيماري با نامهاي ديگري چون زنگ زگيلي خرما و سياهك دروغي درخت خرما نيز مي‌شناسند.

بيماري در اكثر نقاط دنيا ديده مي‌شود.

در كشورهايي كه % رطوبت نسبي هواي اونها بالا مي باشد مانند نيجريه، كشورهاي مديترانه‌اي و كشورهاي عربي شيوع دارد.

درايران دربلوچستان، مازندران و ميناب نقل شده هست.







قارچ عامل بيماري Graphiola phoenicis هست از راسته‌ي ustilaginales كه داراي تليوسپور و بازيديوسپور مي‌باشد.

بازيديوسپورها باعث ايجاد آلودگي مي‌شوند.

تليوسپور مي‌تواند برايشان برگ دوام بياورد.

قارچ به قسمتهاي مختلف برگ، برگچه‌ها و رگبرگهاي اصلي حمله مي‌كند و يكسري جوشهاي برجسته(هاگينه) و كوچكي را بوجود مي‌آورد.

جوشهاي سياه و بسته mm3-1 قطر دارند؛ كه در دوسمت برگچه و محوربرگ تشكيل مي‌شود.

كنترل:

1- سمپاشي با زينب و بنوميل قبل از پراكنش اسپورها

2- هرس برگهاي آلوده و سوزاندن اونها

3- كاهش رطوبت باغ

4- رقم مقاوم مخصوصا واريته Kustaury

31:

پوسيدگي قهوه‌اي(دروني) ميوه انجير fig brown rot(fig endosepsis)

بيماري ناشي ازقارچ ناقص Fusarium moniliforme هست كه اسپورهاي اون با زنبور Blastophaga به داخل ميوه‌ي انجيرانتقال مي‌يابد وموجب پوسيدگي داخل ميوه مي‌شود





32:

لكه برگي سركوسپورايي انجير fig cercospora leaf spot

بيماري ناشي از Cercospora spp (مانند C.

bolleana) هست؛ كه منجر به توليد لكه‌هاي مازايشاني در برگ انجير مي‌شود.








33:

ترشيدگي انجير fig souring

بيماري درايران ناشي از مخمر Hanseniospora osmophila هست كه با مگس سركه يا سوسك ميوه انجير از طريق چشم ميوه انجير به داخل اون انتقال مي‌يابد.

اين مخمر‌ها باعث ترشيدگي، ايجاد بايشان الكل و تغيير رنگ ميوه مي شوند.



34:

شانكر انجير fig Phomopsis canker

بيماري بيشتر در انجيرهايي ديده مي‌شود، كه نياز به هرس شديد دارند.

درايران شانكر انجير در هستهبانات فارس ديده شده هست.

بيماري ناشي از Diaporthe cinerascens (اونامورف: Phomopsis cinerascens) هست.

دراثر حمله قارچ رايشان شاخه‌ها شانكر ايجاد مي‌شود و شاخه‌ها پژمرده و دچار زوال تدريجي مي گردند.

آلودگي از محل هرس شروع مي‌شود ومعمولاَ درفصل باراني صورت مي‌گيرد.

قارچ درسال اول آلودگي تغيير رنگ را رايشان شاخه ايجاد مي‌كند و بتدريج طي 4-3 سال اطراف تنه وشاخه را فرا مي‌گيرد.

دراثر مقاومت گياه بافت پينه‌اي اطراف شانكر تشكيل مي‌شود.

قارچ درپينه نفوذ كرده ودرسال بعد فعال مي شود.

دراثر فعاليت سالانه قارچ دواير متحدالمركزي توليد مي‌شود.

قارچ دو نوع پيكنيديوسپور توليد مي‌كند.

نوع α ونوع β كه نوع α درايران ديده شده هست.

اسپورها ازمحل زخمهاي ايجاد شده دراثر شرایط طبيعي وفيزيكي ايشانا حمله حشرات نفوذ مي‌كنند.









كنترل:

بهترين روش كنترل بيماري پيشگيري ازنفوذ قارچ درگياه وباغ هست.

كه شامل

1.

تنظيم وقت هرس(هرس همراه با بارندگي نباشد)

2.

تهيه قلمه سالم

3.

معالجه زخمها

4.ضدعفوني لوازم هرس

35:

آتشك سيب وگلابي fire blight

بيماري در ايران علاوه برسيب وگلابي رايشان ازگيل، زالزالك، گل سرخ و به نيز ديده مي شود.

بين اين درختان به از همه حساستر هست.

عامل باكتري تاژكدار گرم منفي Erwinia amylovora مي باشد.علائم اوايل فصل رايشان گلها وشاخه هاي يكساله ظاهر مي شود كه تيپيك ترين علامت اون سرعصايي شدن شاخه هاي يكساله هست.

رايشان شاخه ها وتنه هم ايجاد شانكر مي نمايد و در همين شانكرها هم زمستانگذراني مي كند.



بيماري 2 فاز دارد :

1- فاز بهاره كه باعث آلودگي گلها و برگها مي شود.

2- فاز پاييزه كه باعث آلودگي شاخه ها مي شود.

گسترش بيماري در باغ توسط حشرات گرده افشان هست .




كنترل شيميايي:

1- تركيب بردو 2%

2- اكسي كلرورمس (كوپراايشانت ) wp35% و 3-2 در هزار

همينطور در فصل بهار با اونتي بيوتيك سولفات هسترپتومايسين سمپاشي مي گردد.



وقت مبارزه: نوبت اول هنگام تورم جوانه ها ، نوبت دوم هنگام باز شدن 5% از گلها ، نوبت سوم هنگام باز شدن 50%از گلها ونوبت چهارم پس از باز شدن 100% گلها .

توصيه ها :

1- انهدام در ختاني كه بيش از 50% آلودگي دارند.

2- در آلودگيهاي كمتر قطع شاخه ها در 30-25 سانتيمتري پايينتر از محل آلودگي و سوزاندن اونها در فصل خواب درخت .

3- ضد عفوني وپوشاندن محل زخم و بريدگيها با چسب پيوند .

4- هستفاده از ارقام مقاوم (پايه گلابي در گزي به بيماري مقاوم هست)

5- اعمال مقررات قرنطينه اي

6- عدم هستبرنامه كندايشان زنبور عسل


36:

اونتراكنوز مــــــو Grapevine anthracnose

بيماري دراثر فعاليت قارچ Elsinoe amplina (اونـامورف: Sphaceloma amplinum) هست.

قارچ به اندامهاي مختلف (برگ، خوشه، شاخه) حمله مي‌كند.

در اثر حمله قارچ لكه‌هاي فرورفته با بافتهاي مرده تشكيل مي شوند.

توصيه‌ها:

1- تقايشانت گياه 2- حذف شاخه‌هاي خشكيده در پاييز 3- كنترل آفات وساير بيماريها

37:

لکه زاویه ای برگ مـــــو Grapevine angular leaf spot

بیماری ناشی ازPseudocercospora vitis) Mycosphaerella angulata ) که نشانه اون تشکیل لکه های قهوه ای زاویه دار در یک یا دو طرف برگ هست.

38:

سرطان طوقه‌ي مـــــــو Grapevine crown gall

بيماري در گياهان مختلف ناشي از گونه‌هاي Agrobacterium هست؛ كه نشانه‌ي اون تشكيل قسمتهاي متورم در طوقه و ندرتاً ريشه و ساقه گياه هست.

گالها به علت رشد وتكثير سرطاني ياخته‌هاي آلوده ايجاد مي‌شوند.

تبديل ياخته‌هاي عادي به ياخته‌اي سرطاني بر اثر ورود پلاسميد مولد غده (Ti plasmid) به ياخته و ادغام DNA مولد غده (Ti DNA) در كروموزم ياخته صورت مي‌گيرد.

بيماري در انگور ناشي از Agrobacterium vitis هست.

باكتري عامل بيماري در گذشته تحت عنوان بيووار 3 گونه A.

tumefaciens ناميده ‌مي‌شد.



توصيه: انتخاب نهالهاي سالم يكي ازبهترين روشهاي كنترل بيماري هست.

ضدعفوني لوازم هرس وجلوگيري از زخمي شدن شاخ و برگ نيز توصيه مي شود.




39:

سفيدك داخلي(كركي، كاذب) مــــــــــــو Grapevine downy mildew

سفيدك كركي مو براي اولين بار در جهان درسال 1837 توسط schweinitz درآمريكاي شمالي رايشان موهاي وحشي مشاهده و ثبت گرديد.

بيماري با انتقال پايه‌هاي مقاوم به فيلوكسرا از امريكا به فرانسه و اروپا منتقل شد.

شدت خسارت درفرانسه به حدي بود كه صنعت شرابسازي را به ركود كشانيد.

بيماري در ايران براي اولين بار درسال 1325 توسط اسفندياري نقل شد.

عامل بيماري شبه قارچ Plasmopara viticola از خانواده Pronosporacea هست كه ميسليوم بدون ديواره عرضي توليد مي‌كند.

پاتوژن زمستان را به صورت اُاُسپور در داخل برگهاي مرده وگاهي در ميوه وشاخه مي‌گذراند.

برگهاي آلوده نيز با حفظ ميسليوم‌هاي قارچ از نظر زمستان گذراني حائز اهميت هستند.



بيماري معمولاً برايشان برگها، جوانه‌ها، خوشه‌هاي نارس و يا تقريباً رسيده ظاهر مي‌گردند.

دراثر حمله قارچ به برگها ابتدا نقاط روشن و غيرمشخص كه حالت روغني دارند ظاهر مي‌شوند.

سپس بافتهاي برگ به تدريج مرده ونكروزه مي‌شوند.

شاخه‌هاي اصلي نيز ممكن هست مرده يا قهوه‌اي شوند جوانه‌هاي جواني كه آلوده مي‌شوند كوتاه مانده اما قطورتر از جوانه‌هاي نرمال به نظر ميرسند.

در واقعيات مرطوب شاخه‌ها و برگهاي آلوده بوسيله‌ي پوشش سفيدرنگ كه اسپورانجيوفر قارچ هست، پوشيده مي‌شوند.

آلودگي خوشه‌ها اگر در اول فصل باشد ميوه‌هاي جوان بخصوص حبه‌هاي داخلي خوشه از اندام بار قارچ پوشيده مي‌شوند كه باعث چروكيدگي، چرمي شدن و تغييررنگ ميوه‌ها مي‌گردند.




كنترل:

1- كاپتان wp 50 % و 3 درهزار

2- زينب wp 80 % و 3-2.5 درهزار

3- مانب wp 80 % و 2.5- 2 درهزار



توصيه‌ها: نوبت اول سمپاشي قبل از گلدهي و تكرار اون هر 10- 7 روز بر پايه نياز انجام شود.

هرس سبز در كاهش بيماري موثر هست.


40:

ویروس برگ باد بزنی مـو Grapevine fan leaf virus

عامل برگ باد بزنی مو ویروسی از جنس نپوویروس هست که انتشار جهانی دارد و یکی از شرایط عمده زوال ارقام مو می باشد.

گونه های Vitis vinifera و هیبریدهای اون به ویروس حساس هست.

سویه های عمده ویروس عبارتند از fanleaf و yellow mosaic و vein banding .


41:

بيماري لكه زيتوني مو Grapevine olive spot

بيماري براي اولين بار توسط اسفندياري در سال 1950(1328) وسپس Steyaert در سال 1953 نقل شده هست.

عامل بيماري قارچ Asperisporium vitiphyllum هست كه بيشتر به برگها حمله مي‌كند.

درگذشته عامل را Stigmina esfandiarii مي‌ناميدند.

علائم بيماري با ظهور لكه‌هاي نسبتاً گرد و سياه مايل به زيتوني در رايشان دو سطح برگ مشاهده مي‌شود.

در اطراف لكه‌ها معمولاً هاله شفافي ديده مي‌شود.

رشته‌هاي ميسليوم قارچ در پارانشيم برگهاي آلوده فعاليت دارند و با ايجاد هاستوريم از مواد غذائي سلولهاي پارانشيمي تغذيه مي‌كنند.

بعد ازتوسعه‌ي قارچ در دو طرف سطح برگ كنيديوفرهاي دسته‌اي شكل همراه با كنيديهاي زيتوني مايل به قهوه‌اي چند حجره‌اي تشكيل مي‌شود.

ميسليوم قارچ در بقايا و جوانه‌هاي آلوده زمستان گذراني مي‌كند.

كنترل:

1- زينب(ديتان ز د 78) wp 80% و 2-1 درهزار

2- كاپتان wp 50% و 3- 2.5 درهزار

توصيه‌ها: جمع آوري برگها و بقايا و شخم پاي درختان مـو باعث كاهش حملهِ اوليه قارچ مي‌شود.


42:

سفيدك پودري انگور (سياه بور) Grapevine powdery mildew

بيماري در مناطق مختلف ايران نامهاي متفاوتي چون كفك (در رشت)، سياه‌ بور (اصفهان)، سفيدك (شيراز)، شته (كاشان) دارد.

طبق بعضي ازشواهد و مدارك، اصلِ بيماري ازسرزمين ژاپن هست.

اولين بار قارچ عامل در سال 1834از امريكاي شمالي نقل شده هست ولي بيماري درامريكا از اهميت چنداني برخوردار نبود.

بيماري براي اولين بار درسال 1845 درناحيه بريتانياي كبير در گلخانه‌هاي Margate توسط باغبان انگليسي به نام Tucker مشاهده شده هست.

شديدترين اپيدميهاي اون مربوط به كشورهاي اروپايي به خصوص كشور فرانسه، اسپانيا وايتاليا هست كه دربعضي ازسالها محصول تاكستانها را به كمتر از يك چهارم كاهش داده هست.

بيماري در ايران براي اولين بار درسالهاي 51- 1250 در رضائيه مشاهده شده هست.

اكنون بيماري در تمام نقاط انگورخيز كشور ديده مي‌شود.

عامل بيماري قارچ Uncinula necator هست كه ميسليوم قارچ كاملاً سطحي هست و مواد غذايي خود را بوسيله هاستوريم(مكه) تأمين مي‌نمايد؛ همينطور اين مكه‌ها براي تثبيت قارچ درسطح نبات بكار مي‌رود.

زمستانگذراني قارچ به صورت ميسيليوم درداخل جوانه‌هاست.

البته در مناطق سرد زمستانگذراني بصورت پريتسيوم نيز مي‌باشد.

شدت بيماري موقعي كه جوانه‌ها متراكمند يا رطوبت بالاست و جاهاي كه سايه‌دار هست بيشتر هست.

در اثر حمله قارچ كيفيت و كميت ميوه كاهش يافته، همينطور باعث حساسيت درخت به سرما مي‌شود.

قارچ به ميوه، برگ، خوشه، جوانه، پيچكها، دم ميوه و شاخه‌هاي جوان حمله مي‌كند.

در اثر حمله پوششهاي سفيد و خاكستري رايشان اندامهاي گياه ديده مي‌شود.

در رايشان برگ لكه‌هايي محدود را ايجاد مي‌كند كه در آخر فصل اين لكه‌ها نكروزه مي‌گردند.

حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلي و خارجي باعث تركيدن ميوه مي‌گردد وپيش از اونكه غوره‌ها به نصف اندازه حقيقي برسند مي‌ريزند.

ميوه‌هاي رسيده مورد حمله قارچ برنامه نمي‌گيرند.

خوشه‌هاي سفيدك زده كمي سياه و سبك هستند.

اگر بيماري هنگام گل و قبل از اون شديد شود گلها مي ريزند و دانه تشكيل نمي‌شود.

حبه‌ها كوچك مانده و رشد نمي‌كنند و آبدار نمي‌شوند غالباً حبه‌ها ترك خورده و مي پوسند.

سفيدك مو درواقعيات خشك بدون ترك خوردن باعث زودرسي انگور مي‌شود.

درهواي مرطوب شكافها رايشان انگور يا غوره زود پيدا مي‌شود.





كنترل:

1- گوگرد ميكرونيزه ---------- kg90- 60 در هكتار

مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام مي‌شود.

نوبت اول در 7- 6 برگي جوانه‌ها به ميزان 15-10 كيلوگرم.

نوبت دوم سپس ريختن گلبرگها و بسته شدن دانه به ميزان 30-20 كيلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به ميزان 40-30 كيلو، در صورت انبوهي تاكستان تا 60 كيلوگرم قابل افزايش هست.

2- سولفور(الوزان- كوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار

3- دينوكاپ(كاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار

4- پنكونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار

5- هگزاكونازول(انايشانل) SC 5 % و0.25 درهزار

6- نوآريمول(تريميدال) EC 9 % 2/0 درهزار

توصيه‌ها: دينوكاپ در نوبت اول كه هوا خنكتر هست مصرف شود و سولفور در نوبتهاي بعدي كه هوا گرمتر هست.

هرس سبز درختان مو و از بين بردن علفهاي هرز ، جهت كاهش رطوبت و تهايشانه باغ در كاهش بيماري موثر هست.




43:

پوسيدگيهاي انگور Grapevine rots

پوسيدگيهاي انگور براثر شرایط ساپروفيتي يا پارازيتهاي ضعيف صورت مي‌گيرد كه در مراحل مختلف رشد به ميوه حمله مي‌كنند وباعث فساد اون مي‌شوند.

عواملي چون Greenaria uvicola باعث پوسيدگي تلخ انگور(grape bitter rot) مي‌شود، Glomerella cingulata باعث پوسيدگي انگور رسيده (rip rot) مي‌شود كه معمولاً موقع برداشت محصول ديده مي‌شود.

اين پوسيدگي به رنگ قرمز مايل به قهوه‌اي ديده مي‌شود.

عواملي چون Guignardia bidwellii و Bortysphaeria obtusa باعث پوسيدگي سياه رنگِ برگ، ميوه و ساقه‌ي مـــو مي‌شوند.

پوسيدگي خوشه (bunch rot) ناشي از Botryotinia fuckeliana (اونامورف: Botrytis cinerea) هست كه در اون خوشه‌ي انگور لهيده و رايشان اون پوشش خاكستري قارچ تشكيل مي‌شود.

پوسيدگي خوشه ممكن هست براثر Lasiodiplodia theobromae (Botrysphaeria rhodina) نيز بوجود آيد لكن در اين حالت پوسيدگي ابتدا قرمزرنگ و سپس سفيد هست ونهايتاً ميوه موميايي مي‌شود.

كنترل پوسيدگيها:

جلوگيري از صدمه ديدن فيزيكي، شيميايي وحمله حشرات بخصوص در مراحل آخر رشد، همينطور انبار سريع ميوه‌ها در دماي پايين و جداسازي ميوه‌هاي آلوده در كاهش پوسيدگيها موثر هست.


44:

بيماري پوسيدگي گل‌آذين خرما Khamedj

بيماري خامج قدمت طولاني دارد و در اكثر نقاط نخل خيز دنيا وجود دارد.

اولين نقل تكنيكي را cavara درسال 1925 داده هست.

بيماري در مناطقي كه داراي زمستانهاي طولاني هست يا بارندگيهاي بهاره زياد هست يا درخاكهايي كه آب دراونها جمع مي‌شود يا نمك اونها زياد هست، مخرب هست.

بيماري درعراق وخوزستان گاهگاهي طغيان مي‌كند معمولا سپس زمستانهاي سرد و طولاني باهواي مرطوب اين اتفاق مي‌افتد.

عامل بيماري خامج قارچ Mauginiella scaettae هست.

وقت حمله قارچ موقعي هست كه خوشه‌هاي گل دهنده (spattes) دراوايل بهار شروع به رشد مي‌كنند.

سپس حمله قارچ به بافتهاي گل و قبل از باز شدن اسپاتها لكه‌هاي قهوه‌اي يا زرد رنگي رايشان اونها ظاهر مي‌شود.

سطح داخلي اسپات زير لكه‌ها زرد و شفاف هست.

قارچ قادر هست مستقيماً بدرون اسپات نفوذ كند ازاين جهت يك پارازيت قايشان محسوب مي‌شود.

عامل بصورت ميسليوم بين سلولي دربافتهاي كهنه زمستان گذراني مي‌كند.

دربررسي‌هاي مركز تحقيقات كشاورزي خوزستان درمناطق آلوده تا 30% گل‌آذين‌ها ممكن هست ازبين بروند و اين امر مستقيماَ رايشان توليد محصول اثر منفي دارد.

كنترل:

1- جمع آوري وسوزاندن گل آذين‌هاي آلوده

2- هستفاده از گرده سالم

3- هستفاده از ارقام مقاوم: واريته‌هاي Tafezoune و Hamraim و Takernest مقاومند.

هستفاده ازسموم تري‌دمورف و پروپيكنازول و تيوفانات متيل درحال حاضر دركنترل بيماري موثر هست.

45:

اونتراکنوز انبه Mango anthracnose

بیماری ناشی از Glomerella cigulata هست، که به قسمتهای هوایی گیاه (برگ، شاخه، گل و میوه) حمله می کند.

لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه روی شاخه و برگ بوجود می آورد.

كنترل :

هستفاده از قارچ‌كشهاي فربام، زينب، كاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

توصيه‌ها: 1- تقايشانت گياه 2- حذف شاخه‌هاي خشكيده 3- كنترل آفات وساير بيماريها





46:

لکه سیاه انبه Mango scab

بیماری ناشی از Elsinoe mangiferae (A: Sphaceloma mangiferae) که روی برگ، شاخه و میوه تولید لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه می کند که در شرایط مرطوب روی اونها پوشش مخملی زیتونی به وجود می آید.

دربرگهای مسن وسط لکه ها سفید یا خاکستری و حاشیه اونها قهوه ای هست.

در بعضی از این لکه ها آسکوکارپ قارچ دیده می شود

47:

پژمردگی باکتریایی موز Moko

بیماری موکو ناشی از Pseudomonas solanacerarum که باعث تغییر رنگ آوندها و زردی و نکروز برگ می شود.

پاجوشها زرد و سپس سیاه می شوند.

بیماری در مناطق موزکاری چابهار دیده شده هست.

توصیه: در صورت مشاهده علائم بیماری ریشه کن کردن درختان توصیه میشود

48:

موميايي درختان ميوه Monilia brown rot

عامل بيماري Moniliniaاست كه اونامورف اون monilia مي باشد.

سه گونه دارد:

1- M.

Laxaمعروف به European brown rot

2- M.

Fructicolaمعروف به American brown rot كه در ايران وجود ندارد.

3- M.

Fructigena


ميزبانها در ايران : سيب، گلابي، به، زردآلو، گوجه، گيلاس و زردآلو درايران مهمتر هست و M.laxaاز اون جدا شده هست(از سمنان).

بيماري به گل شاخه و ميوه ميزند ولي ميوه هاي رسيده حساسترند.

ميوه هايي كه رايشان درخت كاملاً سالمند ايشانكدفعه شروع به قهواي شدن مي كنند مشكوك به اين بيماريند.

ميوه هاي آلوده سريعاً مي ريزند.

اينها به تدريج مي پوسند وحالت چرمي سفتي پيدا مي‌كنند وتشكيل اسكلروت قارچ را مي دهند.

اسكلروت در بهار جوانه زده وتوليد آپوتيسيم مي نمايد وآسكوسپورها گياه را آلوده مي‌كنند.

كنترل شيميايي: سمپاشي زمستانه (زيرا به سه صورت اسكلروت ، ميسليوم و كنيدي زمستانگذراني دارد) .

سمپاشي دربهار بعداز تشكيل گل انجام مي شود.

توصيه: بهداشت باغ ؛ جمع آوري ميوه هاي آلوده .

هرس شاخه هاي آلوده


49:

گره زيتون Olive knot

بيماري گره زيتون ناشي ازباكتري Pseudomonas savastonoi هست، كه نشانه‌ي بيماري تشكيل گال يا گره رايشان شاخه ايشانا ساير قسمتهاي گياه هست.






50:

عارضه خشكيدگي خوشه خرما(پژمردگي ميوه)

چروكيدگي ميوه عارضه‌اي هست كه درسالهاي اخير درپاره‌اي از مناطق خرما خيز كشور مانند جيرفت، كهنوج و بوشهر مشاهده گرديده هست.

اولين بار درسال 1368 ازمنطقه رودبار كهنوج نقل شده هست.

ازعوارض ناشناخته كشور هست كه سالانه درسطح وسيع خسارت وارد مي‌كند.

سرعت انتشار عارضه بسيار بالا هست، بطوري كه دربوشهر درسال1378 ظرف مدت يك هفته سراسر نخيلات هستان را فرا گرفت و ميزان خسارت را به 40% رساند.

وقوع عارضه با چروكيده شدن ناگهاني حبه‌هاي خرما در مرحله تبديل خارك به رطب هست.

ساير علائم بصورت ايجاد لكه‌هاي قهوه‌اي رنگ درمحل اتصال خوشچه‌ها به محور خوشه اصلي كه منجر به پيدايش يك نوار قهوه‌اي رنگ و سرتاسري دريك طرف محور خوشه اصلي مي‌گردد.

درمحل اتصال خوشچه‌ها به محور خوشه اصلي تركهايي ظاهر مي‌شود.

همينطور ميوه‌هاي نارس بسرعت پژمرده شده و پلاسيده مي‌شوند.

دربررسيهاي انجام شده هيچكدام از شرایط پاتوژنيك ازميوه‌هاي آلوده جداسازي نگرديده‌ هست.

بنظر مي‌رسد عارضه با عواملي چون درجه حرارت و آبياري و تغذيه در ارتباط هست.


51:

سفيدك پودري هلو و شليل Peach powdery mildew

بيماري سفيدك سطحي يا سفيدك نمدي هلو اولين بار در ايران دراطراف شهرستان تهران درسال 1326 توسط اسفندياري نقل شده هست.

معمولا درهرجا كه هلو كشت مي‌شود بيماري نيز ديده مي‌شود.

علاوه بر هلو به شليل نيز حمله مي‌كند.

عامل بيماري قارچ Sphaerotheca pannosa var.

Persica هست.

علت نامگذاري اون به پانوزا بواسطه توليد حالت نمدي هست.

قارچ انگل اجباري هست و نمي توان اون را رايشان محيط كشت پرورش داد.

اين قارچ زمستان را به دو صورت ريسه درجوانه و بصورت كليستوتيسيم مي‌گذراند.





نشانه‌هاي بيماري رايشان برگ در ابتدا بصورت ايجاد لكه‌هاي سبز كمرنگ و يا مايل به قهوه‌اي ودرنهايت تشكيل بافت نمدي هست.

برگهاي پير بندرت مورد حمله قارچ برنامه مي‌گيرند و مقاومند.

خسارت بيماري در حالتي كه به ميوه حمله مي‌كند فوق‌الاده زياد هست زيرا ارزش و بازار پسندي ميوه بطور محسوس تقليل مي‌يابد.

رايشان ميوه لكه‌ها گرد هستند.

اگر ميوه سبز باشد لكه سفيدرنگ و اگر ميوه متمايل به قرمز رنگ باشد لكه زرد چركين به نظر مي رسد.

قسمتهاي لكه‌دار ميوه سفت و سخت شده و از رشد طبيعي باز مي‌ماند.

سرشاخه‌هاي مبتلا به قارچ باريك و ضعيف مانده وجوانه‌هاي اونها كوچك مي‌شود.



كنترل بيماري:

· كنترل مكانيكي: آبپاشي، باران، آب سردوگرم ، ازبين بردن غشاي نمدي ازجمله اقداماتي هست كه دركاهش بيماري موثر هست.

· كنترل بيولوژيكي: قارچ عامل بيماري در مناطق مرطوب بوسيله تعدادي قارچهاي هيپرپارازيت كه مهمترين اونها Cicinobolus cesatii مي‌باشد پارازيته شده‌اند و ازبين مي روند ايشانا لااقل كاهش مي‌يابد.

· كنترل زراعي: حفظ حاصلخيزي خاك، هرس و واريته‌هاي مقاوم(ارقام هلو مخملي، كاردي و حاج كاظمي نسبت به بيماري حساس و ارقام پائيزه مقاومند.)

· كنترل شيميايي:

1- دينوكاپ(كاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار

2- دينوكاپ(كاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار

3- سولفور(الوزان- كوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار

4- بنوميل(بنليت) WP 50% و 0.5 درهزار

توصيه‌ها: بهترين وقت سمپاشي سپس ريختن گلبرگها و تشكيل ميوه هست.

درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشي انجام مي‌گيرد.

نوبت اول سمپاشي مهم هست و سمپاشي‌هاي بعدي به فاصله 10 روز انجام مي‌پذيرد.




52:

چشم طاووسي زيتون Peacock spot ( Olive leaf spot Olive )



بيماري در شمال وجود دارد ولي خسارتزا نيست.Spilocea oleaginea عامل بيماري هست كه فرم جنسي اون ديده نشده هست.

فرم غيرجنسي باعث آلودگي و بقا مي‌شود.

ايجاد لكه‌هاي سبزتيره با هاله زرد دراندامهاي هوايي مي‌كند.بيماري پلي‌سيكل هست



53:

زوال گلابي pear decline

عامل اون فيتوپلاسما هست وناقل اون پسيل گلابي مي باشد.

علائم به دو صورت هست :

زوال تدريجي،زوال سريع

كنترل:

براي معالجه درختان از تتراسايكلين به ميزان100گرم در ليتر هستفاده كرده اند وبه درخت4تا8 ليترازاون راتزريق كرده اند و علائم محو شده هست.

وقت تزريق بعداز برداشت ميوه مي باشد


54:

بيماري سنگريزه اي گلابي Pear stony pit

علائم رايشان ميوه بصورت لكه هاي تيره هست كه ميوه در قسمت لكه دار رشت نمي‌كند ودر نهايت در اون قسمت فرورفتگي ايجاد مي‌گردد.

بافت زير قسمت فرورفته به علت تجمع زياد سلولهاي اسكلرانشيم سفت وسنگي مي‌شود .

عامل بيماري ايشانروسي هست رشته اي وجزء closterovirus ها مي باشد.

برخي معتقدند اين علائم بوسيله ايشانروس ساقه آبله سيب(apple stem piting virus) كه اون هم رشته اي وجزء closterovirus ها هست ايجاد مي‌شود .



55:

لكه آجري برگ بادام و لكه قرمز برگ آلو

هردودرايران وجود دارد،ولي لكه آجري مهمتر هست.

اولين بار اسفندياري در سال 1348 بيماري را رايشان بادام در اروميه و لرستان مشاهده كرد.

سپس Steyaert بلژيكي متخصص بيماريهاي گياهي كه مامور كمك و همكاري با ايران بود اين بيماري را مشاهده كرد.

در منطقه خفر فارس بيماري لكه آجري به شدت ديده ميشود.

عامل لكه آجري Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لكه قرمزآلو Polystigma rubrum هست.

رايشان برگ بادام لكه‌ها كشيده و بزرگند ولي رايشان برگ آلو لكه‌ها تقريبا گردند.

لكه آجري بادام به برگ حمله مي‌‌كند، ولي لكه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نيز حمله مي‌كند.

در هردو لكه‌ها چرمي وضخيم هستند.

بيماري منوسيكل هست.

رايشان برگهاي زمين ريخته پري‌تيسها تشكيل مي‌شود.آلودگي توسط آسكوسپور ايجاد مي‌شود، نقش پيكنيدها دربيماري مشخص نيست وآلودگي نمي‌دهد.

براي تشكيل آسكوكارپ 2-1 ماه سرماي نزديك صفردرجه لازم هست.

قارچ در محيط كشت قابل كشت نمي باشد.

اين بيماري از نظر بيولوژي تقريباً مشابه لكه سياه سيب هست، يعني داراي دو فاز ساپروفيتي و پارازيتي هست.

حذف مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ ساپروفيتي مي‌تواند تا حدي بيماري را كنترل كند.

كنترل شيميايي:

1- مانكوزب (ديتان ام-45) WP 80% و 2 در هزار

2- اكسي كلرورمس(كوپراايشانت) WP 35% و 3 در هزار

3- تركيب بردو ---------- 1 %

4- سم جديد Triforin (ساپرول) به مقدار : 3 در هزار



توصيه‌ها: نوبت اول سمپاشي سپس ريزش گلبرگها وسپس به فواصل12روز.

جمع آوري ودفن برگها

56:

زنگ دانه دارها Rusts

زنگ دنه دارها درايران اهميت چنداني ندارد.

در شمال رايشان سيب وگلابي وبه و زالزالك ديده شده هست.

اين زنگ دو ميزبانه هست وميزبان ديگر سرو كوهي ( اُرسي ) ميباشد.

زنگ بدون ميزبان دوم دوام نمي آورد.

قارچ عامل Gymnosporangium sp مي باشد.رايشان دانه دارها مراحل پيكنيم وايسيم ديده ميشود.

برايشان سرو كوهي مرحله تليوم تشكيل ميگردد.

در سيب رايشان ميوه برگ و شاخه ميزند.

كنترل:

1.ريشه كني يكي از ميزبانها

2.محافظت از برگها وميوه هاي جوان تا رشد كامل بوسيله مواد شيميايي مانند دي تيوكارباماتها ( زينب، مانكوزب ، تيرام و...)

57:

كپكهاي دوده اي وفضله مگسي sooty mold & fly speck

Schizothyrium pomi با پريتيسي دروغي و اونامورف Zygophiala jamaicinsis عامل فضله مگسي مي‌باشد.

Gloides pomigena قارچي پيكنيدار نيز باعث كپك دوده اي مي‌گردد.

اينها پارازيت نيستند ولي پاتوژن هستند.

از ترشحات قندي وعسلك حشرات تغذيه مي‌كنند وچون در فتوسنتزاختلال ايجاد مي‌كنند، پاتوژن محسوب مي شود.

قارچهاي دوده‌اي واقعيات مرطوب وخنك را دوست دارند و بيشتر از نظر بازار پسندي مهمند.


58:

لكه غربالي درختان هسته دار Stone fruit shothle spot


بيماري بصورت جهاني گسترش دارد و رايشان زردآلو، هلو، بادام داراي اهميت خاصي هست .

پاتوژن به اغلب قسمتهاي گياه حمله مي كند.

لكه هاي رايشان برگ ريزش كرده و سوراخهايي رايشان اون ايجاد مي‌كند.

رايشان ميوه زردآلو حالت زگيل ايجاد مي‌نمايد.

در بادام ريزش برگ شديد مي‌دهد.

عامل ‌بيماري ‌قارچ Wilsonomyces carpophilus هست.

قارچ اسپورودوكيم توليد مي‌كند؛ كنيديم رايشان جوانه ها زمستانگذراني مي‌كند كنيديها با باران پخش مي‌شوند.



كنترل شيميايي:

1.

كاپتان WP50% و 3 در هزار

2.

تركيب بردو --------- 2%

3.

اكسي كلرورمس WP35% و 5-3 هزار

توصيه ها: 3نوبت سمپاشي .

سمپاشي پاييزه سپس ريزش گلبرگها ،سمپاشي زمستانه بعد متورم شدن جوانه ها ،تكرار سمپاشي سپس ريزش گلها و تكرار اون بفواصل 14روز

59:

پيچيدگي برگ هلو وشليل


بيماري رايشان هلو وشليل شديد و رايشان بقيه هسته دارها نيز ديده مي شود بانامهاي لب شتري وبادسرخ اون ‌را مي‌شناسد.

قبلاًدر شمال ولي اكنون در فارس نيز ديده مي‌شود عامل اون قارچي هست با نام علمي Taphrina deformans كه علائم اون بيشتر رايشان برگ ديده مي شود ايجاد لكه كرده كه باعث بيچيدگي برگ مي‌شود.گل وميوه‌هاي‌آلوده ريزش مي‌كند.

برگهاي مسن مقاوم‌ترند، اندام مقاوم وزمستان‌گذران قارچ بلاستوسپور مي‌باشد.

اگر تشكيل برگ با هواي سرد مصادف باشد، قارچ كمتر حمله مي‌كند.






كنترل شيميائي :

1.

كاپتان (اورتوسايد) WP50% و 3- 2.5 در هزار

2.

تركيب بوردو ----------- دو %

3.

اكسي كلرورمس WP35% و 5-3 در هزار

وقت مبارزه : در پائيز پس از ريزش برگها و تورم جوانه‌ها يك نوبت سمپاشي

توصيه : از مصرف تركيب بوردو‌ رايشان هلو خوداري كنيد.

60:

اونتراكنوز گردو Walnut anthracnose




بيماري ناشي از قارچ Gnomonia leptostyla (اونامورف: arssonina juglandis) هست، كه دراكثر مناطق گردوكاري ديده مي‌شود؛ نشانه‌هاي اون تشكيل لكه‌هاي فرو رفته گرد يا بيضي شكل رايشان شاخه، ميوه و برگ هست.

آسروول‌هاي قارچ به صورت حلقه هاي متحدالمركز رايشان لكه هاي برگي به وجود مي‌آيند.




كنترل:

1- زينب wp80% و 2-1 درهزار

2- اكسي كلرورمس wp35% و 5-3 درهزار

3- تركيب برور ______ 1-0.5 درهزار

توصيه ها:

سمپاشي زمستانه 3_2 نوبت كه پس از ريزش برگها انجام مي‌شود.

سمپاشي بهاره 2 نوبت پس از ريزش گلبرگها .همينطور جمع آوري و سوزاندن برگهاي آلوده ريخته شده و رعايت بهداشت باغ در كنترل بيماري موثر هست.


61:

بيماري لكه سياه گردو walnut black spot




بيماري ناشي از باكتري Xanthomonas campestris pv.Juglandis هست كه موجب سياه شدن گل آذين نر و لكه هاي قهوه‌اي تا سياه رايشان ميوه و برگ مي‌شود

62:

پژمردگي شاخه‌ي گردو walnut branch wilt



بيماري ناشي از Nattrassia mangiferae كه درناحيه مورد حمله پوست شاخه ورقه ورقه شده و درزير ورقه‌ها پودر سياه رنگي شامل آرتروكنيديم‌هاي قارچ تشكيل مي‌شود.

بيماري منجر به پژمردگي شاخه و خشك شدن برگهاست كه همچنان به شاخه متصل باقي مي‌مانند.



کنترل:

تقویت و آبیاری منظم گیاه بسیار موثر هست

63:

شانكر عمقي پوست گردو walnut deep bark canker(syn: walnut phlom canker)



بيماري ناشي از باكتري Erwinia rubrifaciens كه نشانه‌هاي اون تشكيل رگه‌هاي قهوه‌اي درناحيه‌ي آوندهاي آبكشي و لايه‌ي زاينده و خارج شدن صمغ سياه رنگ از تنه‌ي گردوست

64:

پوسيدگي فيتوفترايي طوقه و ريشه گردو walnut Phytophthora crown and root rot



بيماري ناشي از گونه‌هاي Phytophthora به ايشانژه Phytophthora cactorum هست كه موجب پوسيدگي طوقه وتوليد تراوه(صمغ) سياه رنگ مي‌شود.



كنترل:

1- تركيب بردو ----- 0.8 %

2- اكسي كلرورمس wp35% و 5 در هزار

توصيه: رعايت نكات زير در كنترل و عدم توسعه بيماري موثر هست.

1- اجتناب از آبياري غرقابي و عدم تماس طوقه با آب آبياري

2- بررسي براي حصول به پايه‌هاي مقاوم.

3- حذف قسمتهاي آلوده دور يقه و طوقه درخت تا بافت سالم و سپس پانسمان با سموم توصيه شده.

65:

شانكر سطحي پوست گردو walnut shallow bark canker

بيماري ناشي از Erwinia nigrifluens كه نشانه‌هاي اون تشكيل آسيبهاي نامنظم به رنگ قهوه‌اي تيره رايشان تنه و شاخه‌هاي اصلي هست.


66:

در ادامه به درخت زیتون و بیماری های ان اشاره می کنم امیدوارم مفید باشه

بیماریهای درختان زیتون


زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.


● بیماری های درختان زیتون

زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.

عمر برخی از اونها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد.

ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن اون هست.

كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند.

۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.


اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان هست ( ۲۳% ).

سپس اون تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.

زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند هسترس های آبی را تحمل كند.

حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار هست.

بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز هست.

زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند.

زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.


سیستم ریشه ای زیتون سطحی هست و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند.

بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم هست كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.


كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند.

این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند.

هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل هست كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی اون سال بستگی دارد.

اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج % از این گلها به میوه تبدیل می شوند.


زیتون توسط باد گرده افشانی می شود.

در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد.

بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول اونها در شرایط cross_pollination بهتراست.

برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.


سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار هست كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت هست.

زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار سپس ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی هست كاملا صنعتی .

۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن هستفاده می شود.



● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot

▪ عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
▪ رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده هست.


بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف هست و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .



▪ علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند.

آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند.

سپس سپس اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند.

گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول هستیك اسید (IAA) توسط سلولهای باكتری هست.

سپس گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند.

در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند.

این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند.

در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.



▪ اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند.

باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند.

جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن اونها حساس هست.

بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی هست كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.



▪ كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی هست.

( مس تنها ماده ای هست كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده هست ).

تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.


چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز سپس كاشت درخت شروع می كنیم.

در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست اونها می شود كه باكتری از طریق اونها می تواند آلودگی ایجاد كند.

بنابراین هستفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.


باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند.

بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی هستفاده كرد.

در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست.

آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست.

حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز هست.


میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد.

بنابراین بهترین روش این هست كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم.

سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر هست.

بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا سپس یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد.

در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد هست، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل هست.

پس لازم هست هر سال سمپاشی را اجرا کنیم.


اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند.

وقتی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد.

پس سپس یخبندان هم سمپاشی لازم هست.


اینكه از چه نوع سم مسی هستفاده كنیم، چندان مهم نیست.

Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند.

مهم هستاندارد بودن سم و مناسب بودن وقت سمپاشی هست.

در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.


روش دوم مبارزه هرس كردن هست ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد.

در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست.

در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از اون هست ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.



علی رغم اونچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین وقت برای هرس درختان زیتون هست.

نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
▪ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) :
كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند.

انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل اون بسیار مشكل هست.



▪ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) :

هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت هست به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست.

بنابراین بهترین كار این هست كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری هست، استقامت كنید.

سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.



▪ گره زیتون :
همانطور كه فرموده شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند.

باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.


پس بهتر هست هرس را در تابستان اجرا کنیم.

در ضمن وسایل هرس را باید سپس هرس هر درخت ضد عفونی كرد.

67:





بیماریهای درختان زیتون


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.


زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.

عمر برخی از اونها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد.

ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن اون هست.

كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند.

۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.


اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان هست ( ۲۳% ).

سپس اون تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.

زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند هسترس های آبی را تحمل كند.

حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار هست.

بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز هست.

زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند.

زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.


سیستم ریشه ای زیتون سطحی هست و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند.

بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم هست كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.


كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند.

این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند.

هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل هست كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی اون سال بستگی دارد.

اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج % از این گلها به میوه تبدیل می شوند.


زیتون توسط باد گرده افشانی می شود.

در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد.

بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول اونها در شرایط cross_pollination بهتراست.

برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.


سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار هست كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت هست.

زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار سپس ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی هست كاملا صنعتی .

۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن هستفاده می شود.




● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot
عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده هست.


بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف هست و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .



● علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند.

آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند.

سپس سپس اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند.

گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول هستیك اسید (IAA) توسط سلولهای باكتری هست.

سپس گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند.

در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند.

این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند.

در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.



● اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند.

باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند.

جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن اونها حساس هست.

بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی هست كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.



● كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی هست.

( مس تنها ماده ای هست كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده هست ).

تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.


چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز سپس كاشت درخت شروع می كنیم.

در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست اونها می شود كه باكتری از طریق اونها می تواند آلودگی ایجاد كند.

بنابراین هستفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.


باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند.

بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی هستفاده كرد.

در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست.

آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست.

حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز هست.


میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد.

بنابراین بهترین روش این هست كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم.

سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر هست.

بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا سپس یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد.

در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد هست، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل هست.

پس لازم هست هر سال سمپاشی را اجرا کنیم.


اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند.

وقتی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد.

پس سپس یخبندان هم سمپاشی لازم هست.


اینكه از چه نوع سم مسی هستفاده كنیم، چندان مهم نیست.

Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند.

مهم هستاندارد بودن سم و مناسب بودن وقت سمپاشی هست.

در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.


روش دوم مبارزه هرس كردن هست ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد.

در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست.

در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از اون هست ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.




علی رغم اونچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین وقت برای هرس درختان زیتون هست.

نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
_ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند.

انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل اون بسیار مشكل هست.


ادامه دارد.....

68:


_ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت هست به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست.

بنابراین بهترین كار این هست كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری هست، استقامت كنید.

سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.


_ گره زیتون : همانطور كه فرموده شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند.

باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.


پس بهتر هست هرس را در تابستان اجرا کنیم.

در ضمن وسایل هرس را باید سپس هرس هر درخت ضد عفونی كرد

بیماری های قارچی :

۱) پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt

عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول نقل شده هست.



رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea هست.

در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota برنامه می گیرد.



آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون هست.

این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند.

نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.



شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، وقتی كه دمای هوا پایین هست، حمله میكند.

( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ).

سپس نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد.

دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد.

با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا اون وقت خسارت وارد شده هست و درختان علائم بیماری را نشان می دهند.

حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد.

علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.


قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند.

هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند.

قارچ V.

dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V.

albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست.

مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه هست.

قارچ V.

dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند.

هر دوی اونها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.



علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك وقت گلدهی هست.

برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند.

رنگ اونها خاكستری كدر و قهوه ای می شود.

ریزش برگ و میوه های كه سپس ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و هسترس گرمایی موجود دارد.

دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند.

رنگ پوست ممكن هست تقریبا آبی رنگ شود.

شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن هست در طول یك فصل زراعی ازبین برود.

با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده هست.


سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند.

آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند.

ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده هست.

برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست اون را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید.

ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.


با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد.

شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله برنامه می گیرند.



كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد.

هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد.

محل اصلی قارچ درون ریشه ها هست و از اونجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند.

هستفاده از قارچكش ها هم موثر نیست.

حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.



پیشگیری بهترین روش مبارزه هست ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند.

خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند.

عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط اون را آلوده كند.

بنا براین بهتر هست تا جایی كه ممكن هست از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در اونها كشت می شده اند خودداری كنیم.



ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده هست ولی این روش در باغها عملی نیست .



آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد.

قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در اون شك دارید، اون را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید .

سپس اون خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید.

لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود.

محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.



آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد هستفاده برنامه گرفته هست.

قبل از هستبرنامه پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید.

پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك برنامه داده شوند.

اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند.

طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت.

درخت سپس اون به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد.

ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.



تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری هست كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر هست از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه هست و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده.

انتخاب دقیق زمین و هستفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.



مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم هستفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.



نحوه هستفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده هست.



راه دیگر مبارزه هستفاده از ارقام مقاوم هست.

واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.



بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب هست و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.



از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.



اقدامات زراعی مثل هستفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند.

هدف اكثر اونها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری هست.

البته هیچكدام از اونها باعث معالجه بیماری و حذف اون از درخت نمی شوند.




69:

ارزيابي مقاومت ارقام گيلاس نسبت به باكتري Pseudomonas syringae عامل بيماري شانكر درختان ميوه هسته دار

بيماري شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار در تمامي مناطق اصلي پرورش درختان ميوه در دنيا شيوع داشته و يكي از مهمترين بيماريهاي اين درختان از جمله گيلاس مي باشد.

چون ارقام مختلف گيلاس نسبت به بيماري شانكر باكتريايي حساسيت متفاوتي دارند، هستفاده از ارقام مقاوم به اين بيماري راهكار مناسبي براي كنترل اون هست.

بيماريزايي Pseudomonas syringae pv.

syringae (Pss) از كلكسيون آزمايشگاه باكتري شناسي بخش بيمارهاي گياهي موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي جدا شده از درختان گيلاس هستان شهرستان تهران دوباره اثبات گرديد.

در اين بررسي تعداد 21 رقم گيلاس پيوند شده رايشان پايه آلبالو تلخ (Pronus mahaleb.) شامل هيبريد شماره 1 كرج، شعاع السلطنه، سياه مشهد مقدس، سياه دانشكده، همدان، بلاماركاد پيش رس ايتاليا، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، لامبرت، بلادي باربون، قرمز رضاييه، مشهد مقدس، زرد دانشكده، اراك، قرمز باغ نو، ابرده، ميكرز، ديررس ايتاليا، رودچون و قزايشانن هستفاده شد.

براي بررسي مقاومت اين ارقام سوسپانسيون باكتري مورد نظر به اونها تزريق و پس از نگهداري در واقعيات گلخانه و هواي آزاد نتايج مورد ارزيابي برنامه گرفت.

نتايج حاصله نشان داد كه ارقام گيلاس از نظر حساسيت به شانكر باكتريايي اختلاف معني دار داشته و ارقام شعاع السلطنه، سياه مشهد مقدس، بلاماركاد پيش رس، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، ديررس ايتاليا، رودچون و قزايشانن مقاومت بالاتري نشان دادند.

ارقام هيبريد شماره يك كرج، سياه دانشكده، همدان، لامبرت، قرمز رضاييه، مشهد مقدس، زرد دانشكده، اراك، ابرده و ميكرز به عنوان نيمه حساس و ارقام بلادي باربون و قرمز باغ نو به عنوان حساس ارزيابي شدند.

هيچكدام از ارقام گيلاس مقاومت كامل نشان ندادند.

نشریه : علوم کشاورزي ايران

70:

اونتراكنوز گردو Walnut anthracnose




بيماري ناشي از قارچ Gnomonia leptostyla (اونامورف: arssonina juglandis) هست، كه دراكثر مناطق گردوكاري ديده مي‌شود؛ نشانه‌هاي اون تشكيل لكه‌هاي فرو رفته گرد يا بيضي شكل رايشان شاخه، ميوه و برگ هست.

آسروول‌هاي قارچ به صورت حلقه هاي متحدالمركز رايشان لكه هاي برگي به وجود مي‌آيند.




كنترل:

1- زينب wp80% و 2-1 درهزار

2- اكسي كلرورمس wp35% و 5-3 درهزار

3- تركيب برور ______ 1-0.5 درهزار

توصيه ها:

سمپاشي زمستانه 3_2 نوبت كه پس از ريزش برگها انجام مي‌شود.

سمپاشي بهاره 2 نوبت پس از ريزش گلبرگها .همينطور جمع آوري و سوزاندن برگهاي آلوده ريخته شده و رعايت بهداشت باغ در كنترل بيماري موثر هست.


71:

بيماري لكه سياه گردو walnut black spot




بيماري ناشي از باكتري Xanthomonas campestris pv.Juglandis هست كه موجب سياه شدن گل آذين نر و لكه هاي قهوه‌اي تا سياه رايشان ميوه و برگ مي‌شود

72:

پژمردگي شاخه‌ي گردو walnut branch wilt



بيماري ناشي از Nattrassia mangiferae كه درناحيه مورد حمله پوست شاخه ورقه ورقه شده و درزير ورقه‌ها پودر سياه رنگي شامل آرتروكنيديم‌هاي قارچ تشكيل مي‌شود.

بيماري منجر به پژمردگي شاخه و خشك شدن برگهاست كه همچنان به شاخه متصل باقي مي‌مانند.



کنترل:

تقویت و آبیاری منظم گیاه بسیار موثر هست

73:

شانكر عمقي پوست گردو walnut deep bark canker(syn: walnut phlom canker)



بيماري ناشي از باكتري Erwinia rubrifaciens كه نشانه‌هاي اون تشكيل رگه‌هاي قهوه‌اي درناحيه‌ي آوندهاي آبكشي و لايه‌ي زاينده و خارج شدن صمغ سياه رنگ از تنه‌ي گردوست

74:

پوسيدگي فيتوفترايي طوقه و ريشه گردو walnut Phytophthora crown and root rot



بيماري ناشي از گونه‌هاي Phytophthora به ايشانژه Phytophthora cactorum هست كه موجب پوسيدگي طوقه وتوليد تراوه(صمغ) سياه رنگ مي‌شود.



كنترل:

1- تركيب بردو ----- 0.8 %

2- اكسي كلرورمس wp35% و 5 در هزار

توصيه: رعايت نكات زير در كنترل و عدم توسعه بيماري موثر هست.

1- اجتناب از آبياري غرقابي و عدم تماس طوقه با آب آبياري

2- بررسي براي حصول به پايه‌هاي مقاوم.

3- حذف قسمتهاي آلوده دور يقه و طوقه درخت تا بافت سالم و سپس پانسمان با سموم توصيه شده.

75:

شانكر سطحي پوست گردو walnut shallow bark canker

بيماري ناشي از Erwinia nigrifluens كه نشانه‌هاي اون تشكيل آسيبهاي نامنظم به رنگ قهوه‌اي تيره رايشان تنه و شاخه‌هاي اصلي هست.


76:

در ادامه به درخت زیتون و بیماری های ان اشاره می کنم امیدوارم مفید باشه

بیماریهای درختان زیتون


زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.


● بیماری های درختان زیتون

زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.

عمر برخی از اونها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد.

ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن اون هست.

كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند.

۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.


اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان هست ( ۲۳% ).

سپس اون تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.

زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند هسترس های آبی را تحمل كند.

حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار هست.

بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز هست.

زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند.

زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.


سیستم ریشه ای زیتون سطحی هست و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند.

بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم هست كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.


كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند.

این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند.

هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل هست كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی اون سال بستگی دارد.

اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج % از این گلها به میوه تبدیل می شوند.


زیتون توسط باد گرده افشانی می شود.

در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد.

بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول اونها در شرایط cross_pollination بهتراست.

برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.


سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار هست كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت هست.

زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار سپس ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی هست كاملا صنعتی .

۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن هستفاده می شود.



● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot

▪ عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
▪ رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده هست.


بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف هست و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .



▪ علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند.

آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند.

سپس سپس اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند.

گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول هستیك اسید (IAA) توسط سلولهای باكتری هست.

سپس گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند.

در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند.

این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند.

در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.



▪ اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند.

باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند.

جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن اونها حساس هست.

بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی هست كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.



▪ كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی هست.

( مس تنها ماده ای هست كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده هست ).

تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.


چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز سپس كاشت درخت شروع می كنیم.

در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست اونها می شود كه باكتری از طریق اونها می تواند آلودگی ایجاد كند.

بنابراین هستفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.


باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند.

بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی هستفاده كرد.

در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست.

آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست.

حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز هست.


میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد.

بنابراین بهترین روش این هست كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم.

سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر هست.

بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا سپس یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد.

در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد هست، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل هست.

پس لازم هست هر سال سمپاشی را اجرا کنیم.


اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند.

وقتی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد.

پس سپس یخبندان هم سمپاشی لازم هست.


اینكه از چه نوع سم مسی هستفاده كنیم، چندان مهم نیست.

Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند.

مهم هستاندارد بودن سم و مناسب بودن وقت سمپاشی هست.

در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.


روش دوم مبارزه هرس كردن هست ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد.

در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست.

در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از اون هست ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.



علی رغم اونچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین وقت برای هرس درختان زیتون هست.

نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
▪ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) :
كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند.

انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل اون بسیار مشكل هست.



▪ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) :

هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت هست به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست.

بنابراین بهترین كار این هست كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری هست، استقامت كنید.

سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.



▪ گره زیتون :
همانطور كه فرموده شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند.

باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.


پس بهتر هست هرس را در تابستان اجرا کنیم.

در ضمن وسایل هرس را باید سپس هرس هر درخت ضد عفونی كرد.

77:





بیماریهای درختان زیتون


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.


زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی هست با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.

عمر برخی از اونها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد.

ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن اون هست.

كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند.

۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.


اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان هست ( ۲۳% ).

سپس اون تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).


درخت زیتون قادر هست خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد.

این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد.

اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند.

زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند هسترس های آبی را تحمل كند.

حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار هست.

بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز هست.

زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند.

زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.


سیستم ریشه ای زیتون سطحی هست و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند.

بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم هست كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.


كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند.

این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند.

هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل هست كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی اون سال بستگی دارد.

اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج % از این گلها به میوه تبدیل می شوند.


زیتون توسط باد گرده افشانی می شود.

در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد.

بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول اونها در شرایط cross_pollination بهتراست.

برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.


سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار هست كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت هست.

زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار سپس ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی هست كاملا صنعتی .

۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن هستفاده می شود.




● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot
عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده هست.


بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف هست و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .



● علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند.

آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند.

سپس سپس اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند.

گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول هستیك اسید (IAA) توسط سلولهای باكتری هست.

سپس گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند.

در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند.

این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند.

در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.



● اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند.

باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند.

جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن اونها حساس هست.

بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی هست كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.



● كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی هست.

( مس تنها ماده ای هست كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده هست ).

تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.


چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز سپس كاشت درخت شروع می كنیم.

در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست اونها می شود كه باكتری از طریق اونها می تواند آلودگی ایجاد كند.

بنابراین هستفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.


باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند.

بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی هستفاده كرد.

در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست.

آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست.

حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز هست.


میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد.

بنابراین بهترین روش این هست كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم.

سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر هست.

بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا سپس یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد.

در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد هست، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل هست.

پس لازم هست هر سال سمپاشی را اجرا کنیم.


اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند.

وقتی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد.

پس سپس یخبندان هم سمپاشی لازم هست.


اینكه از چه نوع سم مسی هستفاده كنیم، چندان مهم نیست.

Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند.

مهم هستاندارد بودن سم و مناسب بودن وقت سمپاشی هست.

در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.


روش دوم مبارزه هرس كردن هست ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد.

در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست.

در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از اون هست ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.




علی رغم اونچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین وقت برای هرس درختان زیتون هست.

نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
_ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند.

انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل اون بسیار مشكل هست.


ادامه دارد.....

78:


_ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت هست به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست.

بنابراین بهترین كار این هست كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری هست، استقامت كنید.

سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.


_ گره زیتون : همانطور كه فرموده شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند.

باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.


پس بهتر هست هرس را در تابستان اجرا کنیم.

در ضمن وسایل هرس را باید سپس هرس هر درخت ضد عفونی كرد

بیماری های قارچی :

۱) پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt

عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول نقل شده هست.



رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea هست.

در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota برنامه می گیرد.



آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون هست.

این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند.

نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.



شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، وقتی كه دمای هوا پایین هست، حمله میكند.

( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ).

سپس نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد.

دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد.

با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا اون وقت خسارت وارد شده هست و درختان علائم بیماری را نشان می دهند.

حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد.

علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.


قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند.

هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند.

قارچ V.

dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V.

albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست.

مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه هست.

قارچ V.

dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند.

هر دوی اونها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.



علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك وقت گلدهی هست.

برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند.

رنگ اونها خاكستری كدر و قهوه ای می شود.

ریزش برگ و میوه های كه سپس ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و هسترس گرمایی موجود دارد.

دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند.

رنگ پوست ممكن هست تقریبا آبی رنگ شود.

شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن هست در طول یك فصل زراعی ازبین برود.

با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده هست.


سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند.

آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند.

ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده هست.

برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست اون را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید.

ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.


با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد.

شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله برنامه می گیرند.



كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد.

هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد.

محل اصلی قارچ درون ریشه ها هست و از اونجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند.

هستفاده از قارچكش ها هم موثر نیست.

حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.



پیشگیری بهترین روش مبارزه هست ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند.

خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند.

عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط اون را آلوده كند.

بنا براین بهتر هست تا جایی كه ممكن هست از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در اونها كشت می شده اند خودداری كنیم.



ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده هست ولی این روش در باغها عملی نیست .



آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد.

قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در اون شك دارید، اون را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید .

سپس اون خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید.

لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود.

محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.



آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد هستفاده برنامه گرفته هست.

قبل از هستبرنامه پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید.

پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك برنامه داده شوند.

اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند.

طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت.

درخت سپس اون به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد.

ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.



تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری هست كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر هست از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه هست و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده.

انتخاب دقیق زمین و هستفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.



مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم هستفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.



نحوه هستفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده هست.



راه دیگر مبارزه هستفاده از ارقام مقاوم هست.

واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.



بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب هست و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.



از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.



اقدامات زراعی مثل هستفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند.

هدف اكثر اونها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری هست.

البته هیچكدام از اونها باعث معالجه بیماری و حذف اون از درخت نمی شوند.




79:

ارزيابي مقاومت ارقام گيلاس نسبت به باكتري Pseudomonas syringae عامل بيماري شانكر درختان ميوه هسته دار

بيماري شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار در تمامي مناطق اصلي پرورش درختان ميوه در دنيا شيوع داشته و يكي از مهمترين بيماريهاي اين درختان از جمله گيلاس مي باشد.

چون ارقام مختلف گيلاس نسبت به بيماري شانكر باكتريايي حساسيت متفاوتي دارند، هستفاده از ارقام مقاوم به اين بيماري راهكار مناسبي براي كنترل اون هست.

بيماريزايي Pseudomonas syringae pv.

syringae (Pss) از كلكسيون آزمايشگاه باكتري شناسي بخش بيمارهاي گياهي موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي جدا شده از درختان گيلاس هستان شهرستان تهران دوباره اثبات گرديد.

در اين بررسي تعداد 21 رقم گيلاس پيوند شده رايشان پايه آلبالو تلخ (Pronus mahaleb.) شامل هيبريد شماره 1 كرج، شعاع السلطنه، سياه مشهد مقدس، سياه دانشكده، همدان، بلاماركاد پيش رس ايتاليا، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، لامبرت، بلادي باربون، قرمز رضاييه، مشهد مقدس، زرد دانشكده، اراك، قرمز باغ نو، ابرده، ميكرز، ديررس ايتاليا، رودچون و قزايشانن هستفاده شد.

براي بررسي مقاومت اين ارقام سوسپانسيون باكتري مورد نظر به اونها تزريق و پس از نگهداري در واقعيات گلخانه و هواي آزاد نتايج مورد ارزيابي برنامه گرفت.

نتايج حاصله نشان داد كه ارقام گيلاس از نظر حساسيت به شانكر باكتريايي اختلاف معني دار داشته و ارقام شعاع السلطنه، سياه مشهد مقدس، بلاماركاد پيش رس، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، ديررس ايتاليا، رودچون و قزايشانن مقاومت بالاتري نشان دادند.

ارقام هيبريد شماره يك كرج، سياه دانشكده، همدان، لامبرت، قرمز رضاييه، مشهد مقدس، زرد دانشكده، اراك، ابرده و ميكرز به عنوان نيمه حساس و ارقام بلادي باربون و قرمز باغ نو به عنوان حساس ارزيابي شدند.

هيچكدام از ارقام گيلاس مقاومت كامل نشان ندادند.

نشریه : علوم کشاورزي ايران

80:

با سلام
من بعضی از برگهای درخت توتم به صورت زیر در می یاد و می ریزه .

ایا این یه مشکله یا نه طبیعی هست؟

81:

آتشک (Fire Blight)




یکی از بیماری‌های مهم و خطرناک درختان میوه دانه‌دار در جهان و نیز ایران هست.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل می‌کند.

بنابراین لازم هست برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار اون به اجرا درآید.



این بیماری اولین بار از نیویورک نقل شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمریکای‌شمالی بود.

با ورود مهاجران به آمریکای شمال غربی، این بیماری نیز در این مناطق گسترش پیدا کرد به ‌طوری که تا اوایل سال‌های دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقی که سیب و گلابی در اون کشت می‌شد، سرایت پیدا کرد.


در خارج از ایالات متحده، بیماری اولین بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نیوزلند نقل شد و سپس اون در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شیوع پیدا کرد.



پس از اون، بیماری در تمام اروپا و مدیترانه گسترش یافت و خسارات زیادی به درختان میوه وارد کرد.

امروزه در کشورهایی که بیماری در اونها نقل نشده، مقررات سخت قرنطینه‌ای بربرنامه هست.



در ایران، سپس سال‌ها قرنطینه اولین بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج نقل شد و در حال حاضر از بیماری‌های مهم قرنطینه داخلی هست در حالیکه به سرعت مرزهای قرنطینه را در هم شکسته و در حال پیشروی هست.

این بیماری اکنون در هستاونهای تهران، آذربایجان، قزوین، زنجان و...

خساراتی در ‌پی دارد.



خسارت این بیماری اصولا متوجه خانواده گیاهان Rosaceae (درختان به، سیب، گلابی، گل‌سرخ و سایر گیاهان زیتنی این تیره و به تازگی گیاه خاکشیر) بوده و عامل بیماری باکتری Erwinia amylovora از خانواده‌ Entrobacteriaceae هست.

جنس‌های مهمی از باکتری‌ها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتری‌های بیماری‌زای انسانی و جانوری هست در این خانواده جای می‌گیرند.



● علائم بیماری

درختان مبتلا به آتشک مجموعه‌ای از علائم را نشان می‌دهند.

به‌طور کلی سه نوع علائم قابل تشخیص هست و وقت آلوده‌شدن درخت و اندامی که آلوده شده تعیین‌نماينده نوع نشانه بیماری هست.

اولین نشانه‌ای که آشکار می‌شود، سوختگی شکوفه‌هاست که بلافاصله پس از باز شدن گل‌ها صورت می‌گیرد.


در مراحل اولیه آلودگی، گل‌ها ظاهری آبسوخته پیدا کرده و به سرعت سیاه می‌شوند.

عموما کل شکوفه‌های یک خوشه دچار سوختگی شده و می‌میرند.



سوختگی شاخه‌ها بارزترین نشانه این بیماری هست که یک تا چند هفته سپس ریختن گلبرگ‌ها قابل مشاهده هست.

در این مرحله برگ‌ها و شاخه‌های آب‌دار نیز به‌ قهوه‌ای تا سیاه تغییر رنگ داده و سر‌شاخه‌ها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصایی به خود می‌گیرند.



در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روی همین شاخه‌ها می‌توان تراوشات باکتریایی (Ooz) را دید که به‌صورت قطرات ریز چسبناکی ترشح می‌شوند.

در شرایط مساعد، آلودگی به شکل شانکر به سمت پایین (تنه درخت) توسعه یافته و در کل، درخت ظاهری سوخته در آتش پیدا می‌کند.



نشانه‌ها روی میوه هم قابل مشاهده هست به‌ طوری‌كه میوه‌های درختان بیمار- اگر در مراحل اولیه آلوده شوند- کوچک، تیره رنگ و چروکیده می‌مانند و - اگر دیرتر آلوده شوند- زخم‌های قرمز قهوه‌ای تا سیاه رنگ را روی سطح اون می‌توان دید.



روی این میوه‌ها هم می‌توان تراوشات باکتری را دید؛ به‌خصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد.

اگر پایه درخت به بیماری حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد.

نشانه‌های بیماری را حتی در زمستان به صورت برگ‌های خشکیده روی درخت می‌توان دید.



● چرخه بیماری

ر فصل زمستان باکتری عامل بیماری را در شانکرهای ایجاد شده در شاخه‌ها می‌گذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتی به سطح درخت می‌رساند.

حشراتی مانند زنبور‌عسل که جذب این تراوشات می‌شوند و نیز قطرات باران عامل مهمی در انتقال باکتری‌ها به گیاه و ایجاد بیماری جدید هستند.


این انتقال از راه گل‌ها و نیز زخم‌های ناشی از نیش حشرات یا تگرگ و...

صورت می‌گیرد و برای همین هست که اولین نشانه‌های بیماری در شکوفه‌ها خود را نمایان می‌کند.



سپس باکتری پس از هستبرنامه و تکثیر، راه خود را داخل درخت یافته و به طور سیستمیک در درخت منتشر می‌شود.

در حرکت به سمت سرشاخه‌ها، اونها را خشکانده و در حرکت به‌ سمت تنه با ایجاد شانکر در آخر فصل خود را برای زمستان‌گذرانی آماده می‌کند.



گاهی این شانکرها به حدی توسعه می‌یابند که درخت مجالی برای ادامه زندگی نمی‌یابد و از پای در‌ می‌آید؛ این وقتی هست که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.



● راه‌های مبارزه

بهترین راه برای کنترل آتشک، راهکارهای تلفیقی هست که شامل عملیات باغبانی (که باعث کاهش حساسیت درختان و جلوگیری از انتشار بیماری در باغ شود)، تلاش برای کاهش میزان اینوکولوم اولیه در باغ و سمپاشی در وقت مناسب با باکتری‌کش‌ها برای پیشگیری از بیماری در وقتی که شرایط برای ایجاد بیماری مهیاست.


موثرترین کار در این مورد برای کاهش گسترش بیماری، اجتناب از کاشت پایه‌ها و ارقام حساس هست.

رقم‌های خیلی حساس سیب شامل موتسو، جوناتان و رم بیوتی، فیجی،‌ با حساسیت زیاد خود به بیماری، ترکیب خطرناکی را در باغ در وقتی که بیم اپیدمی بیماری می‌رود، می‌سازد چراکه اینچنین درختانی در اثر بیماری خواهند مرد.

بیشتر ارقام امت‌پسند گلابی نیز حساسیت بالایی به آتشک دارند.



سوختگی شاخه‌ها یکی از نشانه‌های معمول روی شاخه‌های جوان و آبدار هست.

بنابراین شیوه‌های هرس و هستفاده کمتر از کودهای نیتروژنی که به کاهش رشد شاخه‌ها می‌انجامد، برای جلوگیری از این مرحله‌ بیماری اهمیت دارد.

پیشرفت بیماری در داخل پیکره‌ درخت با هرس شاخه‌های آلوده در اوایل تابستان؛ یعنی درست وقتی که تازه آلوده شده‌اند به حداقل می‌رسد.



این‌کار به‌خصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم هست زیرا در این حالت فاصله شاخه‌های آلوده با تنه بسیار کم هست.

قطع شاخه‌ها باید از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتی‌متری زیر حاشیه محل آلودگی باشد.

ضدعفونی وسایل هرس با الکل یا هیپوکلرید سدیم (وایتکس) بعد و قبل از بریدن هر شاخه نباید فراموش شود.



کنترل موثر حشرات با قطعات دهانی زننده- مکنده مثل شته‌ها، زنجره‌ها و پسیل گلابی به کاهش روند توسعه بیماری در مرحله سوختگی شاخه‌ها کمک می‌کند.



● کاهش اینوکولوم

منبع اینوکولوم اولیه باید با هرس و جدا کردن شاخه‌های آلوده و نیز قسمتی از تنه که نشانه‌های شانکر را بروز می‌دهد در طول فصل زمستان کاهش یابد.


سمپاشی با باکتری‌کش‌های سمی در وقت باز شدن غنچه‌های گل یا کمی سپس اون به کاهش باکتری‌های تولید شده در شانکرهای زمستانه کمک می‌کند.



در باغی که سابقه بیماری آتشک را دارد شاخه‌هایی که رنگ اونها زرد نارنجی هست باید یک تا دو هفته سپس ریزش گلبرگ‌ها از درخت جدا شوند.

این کار به‌خصوص وقتی مفید هست که بیماری در مرحله سوختگی شکوفه‌ها کنترل شده و بنابراین شانکرها منبع اصلی آلودگی برای گسترش بیماری در تابستان محسوب می‌شوند.


جدا کردن شاخه‌های گوشتی و آبدار به محض ظهور اولین نشانه‌ها در اونها به محدود شدن انتشار و گسترش بیماری کمک خواهد کرد.

اما این اقدام وقتی موثر هست که با دقت در چند هفته اول سپس گلدهی دنبال شود.

درمان به وسیله اونتی‌بیوتیک (Bacteriocide Spray):

بیشتر اپیدمی‌های خطرناک و جدی آتشک وقتی اتفاق می‌افتد که گل‌ها آلوده شوند.

اونتی‌بیوتیک‌های مشخصی وجود دارند که می‌توانند در محافظت از گل‌ها در برابر آلودگی نقش داشته باشند.

این مواد باید درست وقتی که گل‌ها ظاهر می‌شوند به کار روند.



سیستم‌های مختلفی برای تعیین وقت مناسب هستفاده از اونتی‌بیوتیک‌ها طراحی شده هست.

بیشتر این سیستم‌ها برپايه دما (معمولا بیش از ۳/۱۸ درجه سانتیگراد که در این حالت تجمع باکتری هنوز به حد آستانه عفونت نرسیده هست) کار می‌نمايند.



سپس این مرحله بارش باران لازم هست تا باکتری را به محل‌هایی که بتواند از اونجا وارد گیاه شود، برساند.

بنابراین اونتی‌بیوتیک باید قبل یا سپس بارش صورت گیرد تا در وقت بارندگی جمعیت باکتری زیر آستانه آلودگی باشد.

اونتی‌بیوتیک‌ها در مرحله سوختگی شاخه‌ها در طول تابستان تاثیری ندارند و به‌کارگیری اونها برای محافظت توصیه نشده هست.



اونتی بیوتیک‌هایی که برای درمان این بیماری مورد هستفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin می‌شود.

مورد اخیر به‌خصوص روی گلابی مصرف دارد.

در مناطقی که مصرف هسترپتومایسین مجاز نیست، می‌توان از Tetracyclin و Flumequin هستفاده کرد.



البته فرمودنی هست مصرف اونتی‌بیوتیک در گیاه‌پزشکی و درمان بیماری‌های گیاهی، محدودیت‌هایی دارد.

یکی از این محدودیت‌ها، مقاوم شدن باکتری‌ها به اونتی‌بیوتیک‌هاست که این مقاومت شامل باکتری‌های بیماری‌زای انسان نیز می‌شود که این امر خود منجر به اختلال در کنترل بیماری‌های انسان و حیوانات به دلیل حضور مداوم اونتی‌بیوتیک در طبیعت می‌شود.

برای همین مصرف این مواد در گیاه‌پزشکی باید درنهایت دقت و با لحاظ کردن احتیاط فراوان همراه باشد.



نهایت اینکه بیماری آتشک اکنون در ایران، به یکی از مهم‌ترین بیماری‌های گیاهی کشور تبدیل شده و ریشه‌کنی و جلوگیری از گ سترش این بیماری خطرناک باید مورد توجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌های کشور برنامه گیرد.


انجام تحقیقات در زمینه بیماری‌زایی پاتوژن عامل بیماری، اپیدمیولوژی، شیوه‌های پیشگیری و درمان بیماری نیازمند صرف وقت و هزینه از سوی مراکز تحقیقات کشور هست و امید که روندی که برای مطالعه جنبه‌های مختلف بیماری در کشور وجود دارد، ادامه یافته و بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شده و با کمک صاحب‌نظران و متخصصان بیماری‌شناسی گیاهی این بیماری در کشور ریشه‌کن شده و درختان از آتش بیماری نجات یابند.

مهدی میرزایی
منابع:
ــ بیماری‌های سیب و گلابی؛ ا.ل.جونز.

ترجمه سید محمد اشکان.

مرکز نشر دانشگاهی
ــ شرایط بیماری‌زا و بیماری‌های مهم گیاهی ایران؛ دکتر ابراهیم بهداد، نشر یادبود اصفهان
Wayne F.Wilcox; “Fire Blight” Cooperative extension; the friut crops


روزنامه هم‌میهن

82:

دوست عزيز درخت شما به احتمال زياد كمبود مواد غذايي شامل رايشان و اهن داره و بايد با اين كودها تقايشانت ميشه

83:

ممنونم دوست گرامی .

امیدوارم مشکل به همین موضوع ختم بشه.

دوستان نظر دیگه ای ندارند؟

84:

سلام
امسال من در باغمون هر جا رفتم فقط حلزون دیدم هر کجا که بخوای و روی هر چیزی، از سنگ بگیر تا یونجه و درخت مو و درختان میوه.

آیا اینها آفتند؟ واگر آفتند روش مبارزه با اون چیست

85:

سلام
منهم فکر میکنم مشکل کمبود عناصر میکرو باشه.منتها چون بافت خاک شما مشکل داره اضافه کردن کودهای میکرو بتنهایی زیاد موثر نخواهد بود.باید تدریجا نسبت به اصلاح خاک اقدام کنید.
موفق باشید.
امین رخ

86:

سلام
از طعمه مسموم هستفاده کنید.


87:

با تشکر فراوان

راستش مقدماتش رو فراهم کردم.

فقط مونده یه مقدار ماسه بادی که دیگه فردا شروع می کنم به اصلاح خاک.

ممنونم که توضیح دادید نگران شده بودم

88:

سلام
دوست عزیز amin_rogh حلزونها کوچک هستند اندازه یک بند انگشت شاید هم کمی کوچکتر و به تعداد بسیار زیاد
چگونه می توان برای اونها طعمه مسموم گذاشت؟ بعد به عنوان طعمه چه بگذاریم؟(ببخشید من با این مسائل زیاد آشنا نیستم)

89:

سلام

برای حلزون سموم تخصصی بشکل جامد بعنوان طعمه وجود دارند که میتوانید از فروشندگان تهیه کنید.

اگر چنانچه که این سموم در دسترس شما نیستند میتوانیدبرای تهيه طعمه مسموم اول مقداری سبوس رو يکی دو روز يا بيشتر در آب بخيسانيد و آجازه دهيد که واقعيات` تخمير يا همون گنديدگی فراهم شده و سبوس شروع به تخمير کند.

(منظور فقط` شروع تخمير هست نه گنديدگی کامل_ و سپس سم سو ین رو به اون اضافه کنيدتا سم جذب سبوس شود.با اینکار در واقع طعمه را برای آفت لذيذ و جذاب ميکنيد.
موفق باشيد.
امین رخ

90:

با سلام
من بعضی از برگهای درخت توتم به صورت زیر در می یاد و می ریزه .

ایا این یه مشکله یا نه طبیعی هست؟

91:

آتشک (Fire Blight)




یکی از بیماری‌های مهم و خطرناک درختان میوه دانه‌دار در جهان و نیز ایران هست.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل می‌کند.

بنابراین لازم هست برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار اون به اجرا درآید.



این بیماری اولین بار از نیویورک نقل شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمریکای‌شمالی بود.

با ورود مهاجران به آمریکای شمال غربی، این بیماری نیز در این مناطق گسترش پیدا کرد به ‌طوری که تا اوایل سال‌های دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقی که سیب و گلابی در اون کشت می‌شد، سرایت پیدا کرد.


در خارج از ایالات متحده، بیماری اولین بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نیوزلند نقل شد و سپس اون در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شیوع پیدا کرد.



پس از اون، بیماری در تمام اروپا و مدیترانه گسترش یافت و خسارات زیادی به درختان میوه وارد کرد.

امروزه در کشورهایی که بیماری در اونها نقل نشده، مقررات سخت قرنطینه‌ای بربرنامه هست.



در ایران، سپس سال‌ها قرنطینه اولین بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج نقل شد و در حال حاضر از بیماری‌های مهم قرنطینه داخلی هست در حالیکه به سرعت مرزهای قرنطینه را در هم شکسته و در حال پیشروی هست.

این بیماری اکنون در هستاونهای تهران، آذربایجان، قزوین، زنجان و...

خساراتی در ‌پی دارد.



خسارت این بیماری اصولا متوجه خانواده گیاهان Rosaceae (درختان به، سیب، گلابی، گل‌سرخ و سایر گیاهان زیتنی این تیره و به تازگی گیاه خاکشیر) بوده و عامل بیماری باکتری Erwinia amylovora از خانواده‌ Entrobacteriaceae هست.

جنس‌های مهمی از باکتری‌ها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتری‌های بیماری‌زای انسانی و جانوری هست در این خانواده جای می‌گیرند.



● علائم بیماری

درختان مبتلا به آتشک مجموعه‌ای از علائم را نشان می‌دهند.

به‌طور کلی سه نوع علائم قابل تشخیص هست و وقت آلوده‌شدن درخت و اندامی که آلوده شده تعیین‌نماينده نوع نشانه بیماری هست.

اولین نشانه‌ای که آشکار می‌شود، سوختگی شکوفه‌هاست که بلافاصله پس از باز شدن گل‌ها صورت می‌گیرد.


در مراحل اولیه آلودگی، گل‌ها ظاهری آبسوخته پیدا کرده و به سرعت سیاه می‌شوند.

عموما کل شکوفه‌های یک خوشه دچار سوختگی شده و می‌میرند.



سوختگی شاخه‌ها بارزترین نشانه این بیماری هست که یک تا چند هفته سپس ریختن گلبرگ‌ها قابل مشاهده هست.

در این مرحله برگ‌ها و شاخه‌های آب‌دار نیز به‌ قهوه‌ای تا سیاه تغییر رنگ داده و سر‌شاخه‌ها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصایی به خود می‌گیرند.



در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روی همین شاخه‌ها می‌توان تراوشات باکتریایی (Ooz) را دید که به‌صورت قطرات ریز چسبناکی ترشح می‌شوند.

در شرایط مساعد، آلودگی به شکل شانکر به سمت پایین (تنه درخت) توسعه یافته و در کل، درخت ظاهری سوخته در آتش پیدا می‌کند.



نشانه‌ها روی میوه هم قابل مشاهده هست به‌ طوری‌كه میوه‌های درختان بیمار- اگر در مراحل اولیه آلوده شوند- کوچک، تیره رنگ و چروکیده می‌مانند و - اگر دیرتر آلوده شوند- زخم‌های قرمز قهوه‌ای تا سیاه رنگ را روی سطح اون می‌توان دید.



روی این میوه‌ها هم می‌توان تراوشات باکتری را دید؛ به‌خصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد.

اگر پایه درخت به بیماری حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد.

نشانه‌های بیماری را حتی در زمستان به صورت برگ‌های خشکیده روی درخت می‌توان دید.



● چرخه بیماری

ر فصل زمستان باکتری عامل بیماری را در شانکرهای ایجاد شده در شاخه‌ها می‌گذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتی به سطح درخت می‌رساند.

حشراتی مانند زنبور‌عسل که جذب این تراوشات می‌شوند و نیز قطرات باران عامل مهمی در انتقال باکتری‌ها به گیاه و ایجاد بیماری جدید هستند.


این انتقال از راه گل‌ها و نیز زخم‌های ناشی از نیش حشرات یا تگرگ و...

صورت می‌گیرد و برای همین هست که اولین نشانه‌های بیماری در شکوفه‌ها خود را نمایان می‌کند.



سپس باکتری پس از هستبرنامه و تکثیر، راه خود را داخل درخت یافته و به طور سیستمیک در درخت منتشر می‌شود.

در حرکت به سمت سرشاخه‌ها، اونها را خشکانده و در حرکت به‌ سمت تنه با ایجاد شانکر در آخر فصل خود را برای زمستان‌گذرانی آماده می‌کند.



گاهی این شانکرها به حدی توسعه می‌یابند که درخت مجالی برای ادامه زندگی نمی‌یابد و از پای در‌ می‌آید؛ این وقتی هست که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.



● راه‌های مبارزه

بهترین راه برای کنترل آتشک، راهکارهای تلفیقی هست که شامل عملیات باغبانی (که باعث کاهش حساسیت درختان و جلوگیری از انتشار بیماری در باغ شود)، تلاش برای کاهش میزان اینوکولوم اولیه در باغ و سمپاشی در وقت مناسب با باکتری‌کش‌ها برای پیشگیری از بیماری در وقتی که شرایط برای ایجاد بیماری مهیاست.


موثرترین کار در این مورد برای کاهش گسترش بیماری، اجتناب از کاشت پایه‌ها و ارقام حساس هست.

رقم‌های خیلی حساس سیب شامل موتسو، جوناتان و رم بیوتی، فیجی،‌ با حساسیت زیاد خود به بیماری، ترکیب خطرناکی را در باغ در وقتی که بیم اپیدمی بیماری می‌رود، می‌سازد چراکه اینچنین درختانی در اثر بیماری خواهند مرد.

بیشتر ارقام امت‌پسند گلابی نیز حساسیت بالایی به آتشک دارند.



سوختگی شاخه‌ها یکی از نشانه‌های معمول روی شاخه‌های جوان و آبدار هست.

بنابراین شیوه‌های هرس و هستفاده کمتر از کودهای نیتروژنی که به کاهش رشد شاخه‌ها می‌انجامد، برای جلوگیری از این مرحله‌ بیماری اهمیت دارد.

پیشرفت بیماری در داخل پیکره‌ درخت با هرس شاخه‌های آلوده در اوایل تابستان؛ یعنی درست وقتی که تازه آلوده شده‌اند به حداقل می‌رسد.



این‌کار به‌خصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم هست زیرا در این حالت فاصله شاخه‌های آلوده با تنه بسیار کم هست.

قطع شاخه‌ها باید از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتی‌متری زیر حاشیه محل آلودگی باشد.

ضدعفونی وسایل هرس با الکل یا هیپوکلرید سدیم (وایتکس) بعد و قبل از بریدن هر شاخه نباید فراموش شود.



کنترل موثر حشرات با قطعات دهانی زننده- مکنده مثل شته‌ها، زنجره‌ها و پسیل گلابی به کاهش روند توسعه بیماری در مرحله سوختگی شاخه‌ها کمک می‌کند.



● کاهش اینوکولوم

منبع اینوکولوم اولیه باید با هرس و جدا کردن شاخه‌های آلوده و نیز قسمتی از تنه که نشانه‌های شانکر را بروز می‌دهد در طول فصل زمستان کاهش یابد.


سمپاشی با باکتری‌کش‌های سمی در وقت باز شدن غنچه‌های گل یا کمی سپس اون به کاهش باکتری‌های تولید شده در شانکرهای زمستانه کمک می‌کند.



در باغی که سابقه بیماری آتشک را دارد شاخه‌هایی که رنگ اونها زرد نارنجی هست باید یک تا دو هفته سپس ریزش گلبرگ‌ها از درخت جدا شوند.

این کار به‌خصوص وقتی مفید هست که بیماری در مرحله سوختگی شکوفه‌ها کنترل شده و بنابراین شانکرها منبع اصلی آلودگی برای گسترش بیماری در تابستان محسوب می‌شوند.


جدا کردن شاخه‌های گوشتی و آبدار به محض ظهور اولین نشانه‌ها در اونها به محدود شدن انتشار و گسترش بیماری کمک خواهد کرد.

اما این اقدام وقتی موثر هست که با دقت در چند هفته اول سپس گلدهی دنبال شود.

درمان به وسیله اونتی‌بیوتیک (Bacteriocide Spray):

بیشتر اپیدمی‌های خطرناک و جدی آتشک وقتی اتفاق می‌افتد که گل‌ها آلوده شوند.

اونتی‌بیوتیک‌های مشخصی وجود دارند که می‌توانند در محافظت از گل‌ها در برابر آلودگی نقش داشته باشند.

این مواد باید درست وقتی که گل‌ها ظاهر می‌شوند به کار روند.



سیستم‌های مختلفی برای تعیین وقت مناسب هستفاده از اونتی‌بیوتیک‌ها طراحی شده هست.

بیشتر این سیستم‌ها برپايه دما (معمولا بیش از ۳/۱۸ درجه سانتیگراد که در این حالت تجمع باکتری هنوز به حد آستانه عفونت نرسیده هست) کار می‌نمايند.



سپس این مرحله بارش باران لازم هست تا باکتری را به محل‌هایی که بتواند از اونجا وارد گیاه شود، برساند.

بنابراین اونتی‌بیوتیک باید قبل یا سپس بارش صورت گیرد تا در وقت بارندگی جمعیت باکتری زیر آستانه آلودگی باشد.

اونتی‌بیوتیک‌ها در مرحله سوختگی شاخه‌ها در طول تابستان تاثیری ندارند و به‌کارگیری اونها برای محافظت توصیه نشده هست.



اونتی بیوتیک‌هایی که برای درمان این بیماری مورد هستفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin می‌شود.

مورد اخیر به‌خصوص روی گلابی مصرف دارد.

در مناطقی که مصرف هسترپتومایسین مجاز نیست، می‌توان از Tetracyclin و Flumequin هستفاده کرد.



البته فرمودنی هست مصرف اونتی‌بیوتیک در گیاه‌پزشکی و درمان بیماری‌های گیاهی، محدودیت‌هایی دارد.

یکی از این محدودیت‌ها، مقاوم شدن باکتری‌ها به اونتی‌بیوتیک‌هاست که این مقاومت شامل باکتری‌های بیماری‌زای انسان نیز می‌شود که این امر خود منجر به اختلال در کنترل بیماری‌های انسان و حیوانات به دلیل حضور مداوم اونتی‌بیوتیک در طبیعت می‌شود.

برای همین مصرف این مواد در گیاه‌پزشکی باید درنهایت دقت و با لحاظ کردن احتیاط فراوان همراه باشد.



نهایت اینکه بیماری آتشک اکنون در ایران، به یکی از مهم‌ترین بیماری‌های گیاهی کشور تبدیل شده و ریشه‌کنی و جلوگیری از گ سترش این بیماری خطرناک باید مورد توجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌های کشور برنامه گیرد.


انجام تحقیقات در زمینه بیماری‌زایی پاتوژن عامل بیماری، اپیدمیولوژی، شیوه‌های پیشگیری و درمان بیماری نیازمند صرف وقت و هزینه از سوی مراکز تحقیقات کشور هست و امید که روندی که برای مطالعه جنبه‌های مختلف بیماری در کشور وجود دارد، ادامه یافته و بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شده و با کمک صاحب‌نظران و متخصصان بیماری‌شناسی گیاهی این بیماری در کشور ریشه‌کن شده و درختان از آتش بیماری نجات یابند.

مهدی میرزایی
منابع:
ــ بیماری‌های سیب و گلابی؛ ا.ل.جونز.

ترجمه سید محمد اشکان.

مرکز نشر دانشگاهی
ــ شرایط بیماری‌زا و بیماری‌های مهم گیاهی ایران؛ دکتر ابراهیم بهداد، نشر یادبود اصفهان
Wayne F.Wilcox; “Fire Blight” Cooperative extension; the friut crops


روزنامه هم‌میهن

92:

دوست عزيز درخت شما به احتمال زياد كمبود مواد غذايي شامل رايشان و اهن داره و بايد با اين كودها تقايشانت ميشه

93:

ممنونم دوست گرامی .

امیدوارم مشکل به همین موضوع ختم بشه.

دوستان نظر دیگه ای ندارند؟

94:

سلام
امسال من در باغمون هر جا رفتم فقط حلزون دیدم هر کجا که بخوای و روی هر چیزی، از سنگ بگیر تا یونجه و درخت مو و درختان میوه.

آیا اینها آفتند؟ واگر آفتند روش مبارزه با اون چیست

95:

سلام
منهم فکر میکنم مشکل کمبود عناصر میکرو باشه.منتها چون بافت خاک شما مشکل داره اضافه کردن کودهای میکرو بتنهایی زیاد موثر نخواهد بود.باید تدریجا نسبت به اصلاح خاک اقدام کنید.
موفق باشید.
امین رخ

96:

سلام
از طعمه مسموم هستفاده کنید.


97:

با تشکر فراوان

راستش مقدماتش رو فراهم کردم.

فقط مونده یه مقدار ماسه بادی که دیگه فردا شروع می کنم به اصلاح خاک.

ممنونم که توضیح دادید نگران شده بودم

98:

سلام
دوست عزیز amin_rogh حلزونها کوچک هستند اندازه یک بند انگشت شاید هم کمی کوچکتر و به تعداد بسیار زیاد
چگونه می توان برای اونها طعمه مسموم گذاشت؟ بعد به عنوان طعمه چه بگذاریم؟(ببخشید من با این مسائل زیاد آشنا نیستم)

99:

سلام

برای حلزون سموم تخصصی بشکل جامد بعنوان طعمه وجود دارند که میتوانید از فروشندگان تهیه کنید.

اگر چنانچه که این سموم در دسترس شما نیستند میتوانیدبرای تهيه طعمه مسموم اول مقداری سبوس رو يکی دو روز يا بيشتر در آب بخيسانيد و آجازه دهيد که واقعيات` تخمير يا همون گنديدگی فراهم شده و سبوس شروع به تخمير کند.

(منظور فقط` شروع تخمير هست نه گنديدگی کامل_ و سپس سم سو ین رو به اون اضافه کنيدتا سم جذب سبوس شود.با اینکار در واقع طعمه را برای آفت لذيذ و جذاب ميکنيد.
موفق باشيد.
امین رخ

100:

اثر واقعيات محيطي رايشان رهاشدن، جوانه زني و بيماري زايي آسكوسپورهاي Uncinula necator عامل بيماري سفيدك سطحي انگور

مجله :
علوم کشاورزي ايران

حاجيان شهري محمد,زاد سيدجواد,شريفي تهراني عباس,اخوت سيدمحمود,صفرنژاد عباس

رهاشدن و جوانه زني آسكوسپورهاي U.necator عامل بيماري سفيدك سطحي انگور با نگهداري برگ هاي انگور حامل كليستوتسيوم هاي قارچ عامل بيماري در حرارتهاي20 و 4 درجه سانتيگراد و واقعيات رطوبتي نيمه خشك و خشك پس از 120, 150, 20, 80 و 180 روز به تفكيك اندازه گيري شدند.

همينطور اثر درجه حرارت هاي 0-35 درجه سانتيگراد پس از 24 ساعت در رهاشدن آسكوسپورها و ميزان رها شدن آسكوسپورها در دوره وقتي 0-168 ساعت در واقعيات رطوبت اشباع و در دماي 25 درجه سانتيگراد در مورد آسكوكارپهايي كه براي ايجاد واقعيات زمستان گذراني قارچ عامل بيماري به مدت 150 روز در 4 درجه سانتيگراد نگه داري شده بودند، اندازه گيري شد و بيماري زايي آسكوسپورهاي بالغ رايشان برگ هاي بريده و سالم انگور مورد بررسي برنامه گرفت.

نتايج به دست آمده نشان داد كه بيشترين ميزان رها شدن آسكوسپورها پس از 120 روز در تيمار نيمه خشك 20 درجه سانتيگراد با 8 آسكوسپور در سانتيمترمربع و بيشترين ميزان جوانه زني آسكوسپورها پس از150 روز با 41 % مربوط به تيمار نيمه خشك 4 درجه سانتيگراد بود.

بهترين درجه حرارت براي رهاشدن آسكوسپورها پس از 24 ساعت 2 آسكوسپور در سانتيمتر مربع و در دماي 25 درجه سانتيگراد به دست آمد و بيشترين ميزان رهاشدن آسكوسپورها پس از 36 ساعت 11 عدد در سانتيمتر مربع اندازه گيري شد.

بيماريزايي آسكوسپورهاي U.necator رايشان برگ هاي بريده و سالم انگور نيز اثبات شد كه مي تواند مايشاند نقش احتمالي آسكوسپورهاي اين قارچ به عنوان مايه تلقيحي اوليه در شروع اين بيماري باشد.



101:

سلام كمك
پيتيوم باعث چه بيماريهايي ميشود
روش برسي تاثير سموم بر رايشان اون چگونه هست
از چه سمومي ميتوان هستفاده كرد

102:

علائم:

سفيدك سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و ميوه ها حمله مي كند.

علائم رايشان برگها بصورت لكه هاي خاكستري تا سفيد كثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شكلي شده و نهايتاً خشك مي شوند.

شكوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند.

در اثر آلودگي شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكيده و كاسبرگها گوشتي و كلفت مي شوند و توانايي تشكيل ميوه را از دست مي دهند.

كاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها كنيديوفورها و كنيديهاي قارچ رايشان سرشاخه ها منظرة سفيد رنگي را ايجاد مي كنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها كوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشك مي شوند معمولاً رايشان سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (كليستوتسيوم) تشكيل مي شود .

ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبكة چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد.

در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان رايشان ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر اون بصورت لكه زنگاري(Russet
) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همة برگهاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .



عامل بيماري : رايشان سيب و گلابي قارچ زير هست:




Te) Podosphaera leucotricha(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شكل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل كليسترتسيوم فقط يك آسك وجود دارد كه حاايشان 8 آسكوسپور بيضايشان هست .

اين قارچ هتروتاليك هست.


كنيديهاي O.farinosum شفاف، تك سلولي و دو سر تخت و هستوانه اي شكل اند و بصورت زنجيري رايشان كنيديوفور تشكيل مي شوند.

چرخة بيماري :

ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري هست .

اگر آسكوكارپ تشكيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد كليستوتسيوم در چرخة زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن واقعيات محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد كنيديوم مي كند كنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لكه هاي جديد نيز كنيديوفورها توليد كنيديهاي جديد را كرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانايشانه مي گردند.

فعاليت قارچ در تابستان شديداً كاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با انتشاركنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينكه تا اواخر پائيز رشد مي كنند بسيار مستعد آلودگي هستند.

البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز سپس باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از اون آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود كه بطور مكانيكي صدمه ديده اند.

كنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي كنند.

اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود.

قارچ در گسترة دمايي0C 32-4 فعاليت مي كند ولي بهينة دماي اون 0C
20-16 هست.

اين بيماري در مناطق نيمه خشك به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشك ظاهر مي شود.

از شرایط مهم و موثر در جوانه زدن كنيديها دما و رطوبت هست هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت هست زيرا ميزان آب در داخل كنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير كمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد.

سپس عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مكان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.



اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته سپس مرحلة گلدهي صورت گيرد حالت زنگار رايشان ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.

مبارزه :

1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب كاهش مايه تلقيح اوليه گردد.

كاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانايشانه در مبارزه با اين بيماري مهم هست.


2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت كمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورك ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.

ارقام گلابي مقاوم به سفيدكهاي سطحي عبارتند از :دواونژو،لوئيزبون Louise Bonne

3-شيميايي: قارچكشهاي عليه سفيدكهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول

(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوكاپ (كاراتان).

قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدك كشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون كه به شدت از توليد كنيدي جلوگيري مي كنند ضرورت ندارد.

در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و واقعيات مناسب بيماري در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشي مي كنند.



وقت سمپاشي:

الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجيحاً از سموم سيستميك هستفاده مي شود .

چون خنكي هوا مانع تسعيد گوگرد هست و از طرفي ديگر سموم سيستميك رايشان آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.



ب)نوبت دوم سپس ريزش گلبرگها كه مي توان از گوگرد و تابل هستفاده نمود همينطور كاراتان و ساير سموم سيستميك نيز قابل هستفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي اونها مي شود كه بايستي دقت نمود).



ج) نوبت سوم : بستگي به واقعيات جايشان و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشي باشد.

قارچ كشهاي باز دارندة بيوسنتز ارگوسترول وقتيكه بيماري هنوز شدت پيدا نكرده هست بسيار موثرند.



103:

بیماری سرطان ریشه و ساقه مو :




عامل بیماری:Agrobacterium vitis
(Rhizobiumvitis)
علایم بیماری:

علایم بیماری ابتدا بصورت غده های ریز و تقریبا کروی روی
ریشه، شاخه ،دمبرگ، رگبرگ ،و ساقه بخصوص در نزدیکی
طوقه درخت ظاهر می شود.غدهای کوچک به رنگ سفید ،نرم
و گوشتی هستند وسپس بزرگ می گردند.سطح خارجی غدها به
علت فساد خارجی به رنگ قهوه ای تا سیاه در می آید که ممکن
است در پاییز از خارج به داخل پوسیده شوند و در سال بعد
دوباره در همان جا ظاهر می گردند.خوشه های درختان مبتلا
اغلب تنک هستند و گاهی روی شا خه ها آلوده می خشکند.

مبارزه:

برای کنترل این بیماری رعایت موارد زیر ضروری هست:
1- انتخاب قلمه سالم از موستان سالم.


2- عدم ابیاری موستان سالم با آبی که از موستان آلوده می گذرد.
3- مبارزه با حشرات ریشه خوار بالاخص لارو زنجره مو در خاک.
4- هرس شاخهای آلوده و ضد عفونی ادوات باغبانی با محلول ده در
صد هیپوکلریت سدیم یا محلول یک در هزار سوبلیمه.
5- کشت ذرت یا سایر غلات در زمینهای آلوده به مدت چند سال.

نوشته شده توسط محمد آروین((آردین))

104:

.لکه قهوه ای یونجه
Alfalfa common leaf spot

عامل بیماری قارچ Pseudopeziza medicaginis از گروه آسکومیستهاست.

این بیماری

کم وبیش در تمام مناطق ایران وجود دارد.

علائم عبارت هست از تشکیل لکه های گرد قهوه

ای رنگ به قطر 1-2 میلی متردر روی برگچه ها که در صورت زیاد بودن تعداد لکه ها،

برگچه ها ممکن هست خشک شده و بیفتد و کیفیت محصول کاهش یابد.

اما به طور کلی

خسارت این بیماری چندان مهم نیست.



آپوتیسیوم قارچ به شکل یک نقطه برجسته کوچک در وسط لکه های روی برگ تشکیل میشود

که حاوی آسکهای هستوانه ای و آسکوسپورهای تک سلولی هست.

همچنین در آپوتسیوم رشته

های عقیمی به نام پارافیز در لابه لای آسکها دیده میشود.



این قارچ زمستان را بصورت میسلیوم یا آپوتسیوم در برگهای ریخته ولی نپوسیده گیاه می

گذارند.

آپوتسیوم در فصل رشد و نمو گیاه، هر وقت شرایط مساعد شد، تشکیل شده و

آسکوسپورها مرتباً آزاد شده و تولید آلودگیهای جدید مینمايند.



کنترل:

1- هستفاده از ارقام مقاوم.

2- برداشت زود هنگام یونجه.



3- در صورت آلودگی شدید از مانب 2 و wp80% در هزار هستفاده می کنیم











3.لكه سياه سيب




لکه سیاه سیب Apple Scab _ Black Spot of Apple

از لحاظ اقتصادی مهمترین بیماری سیب در شمال شرقی آمریکا ، اروپا،‌آمریکای جنوبی و

آسیا هست.

اولین بار فریز(Fries) در سوئد در 1819 بیماری را توصیف نمود.

این بیماری

در مناطقی که آب و هوای نیمه خشک دارند کمتر شایع هست ولی در مناطقی که بهار خنک و

مرطوبی دارند خسارت بیماری شدید بوده و تابیش از 70% به محصول خسارت می زند و

اگر با بیماری مبارزه نشود تا 100% خسارت محصول و میزبان قابل پیش بینی هست.

پايه اً

خسارت بیماری به دو صورت دیده می شود.

الف) کاهش بازار پسندی میوه ها به سبب وجود

لکه های سیاه یا تغییر شکل میوه ها ب)نابودی کامل درخت در 3-2 سال متوالی اپیدمی شدید.



بیماری لکه سیاه سیب در هستانهای شمالی کشور ؛ آذربایجان شرقی و غربی ، ‌خراسان ،

گیلان و مازندران ، شهرستان تهران ، کرج و دماوند و در خوزستان و بروجرد هر ساله خسارت قابل

توجهی به بار می آورد.
علائم :

بیماری لکه سیاه سیب به برگ ،دمبرگ ، شکوفه ، کاسبرگ ،‌میوه ، دم میوه و گاهی شاخه و

فلس و جوانه حمله می کند.

در ابتدای بهار قبل از باز شدن شکوفه ها ،‌اولین جائیکه آلوده می

شود کاسبرگهای گل سیب هست.

کاسبرگها در اثر شدت بیماری در شرایط مساعد محیطی

(رطوبت بالا) به رنگ سبز زیتونی درآمده و از این طریق میوه ها و برگهای جوان نیز آلوده

می گردند.

بارزترین علائم بیماری روی برگها و میوه ها دیده می شود .

لکه ها ابتدا در سطح

زیرین برگهای جوان مشاهده می شوند و با بازتر شدن برگها هر دو سطح اونها آلوده می

گردند.

لکه های اولیه، ‌مخملی و به رنگ سبز زیتونی تا قهوه ای و با حاشیه نامشخص می

باشند به تدریج حاشیه لکه ها واضح شده و ممکن هست چند لکه بهم چسبیده و به رنگ سیاه

درآیند .

اگر تعداد لکه های روی برگهای جوان زیاد باشد ؛ برگها بدشکل و پیچیده می شوند ( Deformation=Distortion) و معمولاً ریزش (Defoliation) می نمايند.

روی هر برگ از

یک تا چند صد لکه ممکن هست وجود داشته باشد.

آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از

تکامل اون می گردد که این موجب ضعف شدید درخت و حساس شدن اون در برابر آسیبهای

زمستانی می گردد.

لکه های روی میوه ها در ابتدا مشابه لکه های روی برگهاست.

بعداً قهوه

ای ، سیاه و چوب پنبه ای می شوند.

آلودگیهای زود هنگام به سبب انهدام و مرگ بافتهای

مریستمی اطراف لکه ها و توقف رشد این قسمتها روی میوه و از طرفی رشد قسمتهای سالم

روی میوه موجب بد شکلی و پیچ خوردگی میوه می گردند.

معمولاً این میوه ها ترک خورده و

زود می ریزند.

لکه های ریز و آلودگیهای اواخر تابستان و اوایل پائیز معمولاً در شرایط

انباری گسترش یافته و در انبار و سرد خانه آشکار می گردند.

آلودگی دم میوه موجب ریزش

میوه قبل از رسیدن اون می گردد.

عامل بیماری:

قارچ :
Teleomorph: Venturia inaequalis (Venturiaceae-Pleosporales-Loculoascomycetidae)
Anamorph: Spilocaea pomi (Dematiaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

قارچ V.inaequalis : دارای پریتس دروغی (Pseudoperithecium) هست که در بافت

هسترومای برگها یا میوه های ریخته شده بر کف باغ زمستانگذرانی می نمايند و بصورت منفرد

،‌قهوه ای تا سیاهرنگ می باشند .

در هر پریتس 100-50 آسک بطور مجتمع به شکل هستوانه

ای با پایه کوتاه که درون هر یک 8 آسکوسپور هست دیده می شود.

دیواره آسکها دو جداره و

نازک هست .

آسکوسپورها سبز مایل به زرد تا قهوه ای و دو سلولی هستند که سلول بالایی اون

کوچکتر و پهن تر از سلول پائینی هست (Inaequal = نامساوی ).

این قارچ هتروتالیک دو

قطبی هست لذا اونتریدی روی یک پایه و آسکوگون روی پایه دیگر تشکیل می گردد.

قارچ S.

pomi : دارای کنیدیوفورهایی معروف به Annellophore هست به سبب اونکه اثر

افتادن هر کنیدی روی کنیدیوفور بصورت حلقه ای (Annellide) باقی می ماند کنیدیها

زیتونی مایل به زرد و معمولاً یک سلولی و گاهی دو سلولی ، منفرد و تخم مرغی شکل هستند

که در انتهای اونلوفورها بوجود می آیند .

اونلوفورها قهوه ای رنگ و بدون بند (Septum) یا

دارای بند،‌موج دار و با برجستگیهای زگیل مانند هستند.

چرخه بیماری :

قارچ عامل بیماری غالباً زمستان را بصورت پریتس های دروغی در برگها و میوه های آلوده

افتاده در کف باغها طی می کند البته در نواحی ساحلی و معتدل که زمستان ملایمی دارند قارچ

بصورت S.Pomi به شکل میسلیوم در شاخسارهای آلوده زمستانگذرانی می کند.

پس از اونکه

میسلیومهای دو تیپ جنسی مختلف سازگار (Mating Type) نیز با یکدیگر آمیزش پیدا

کردند، اجسامی تیره رنگ (پریتس های دروغی ) بین بافتهای برگهای ریخته شده برکف باغ

تشکیل می شوند غالب پریتس های دروغی اولیه در خلال چهار هفته سپس ریزش برگها

تشکیل می شوند.

رطوبت برای تکامل پریتس دروغی ضرورت دارد.

دمای بهینه برای تکامل

آسکوگون 0C 18-20 و برای بلوغ آسکوسپورها 18-16 هست.

رقم سیب و تاریخ خزان

برگها در بلوغ و رسیدن آسکوسپورها در بهار تأثیری ندارد.

وقتی برگ زمستان گذرانده

موجود در کف باغ مرطوب می گردد (بارانهای آخر زمستان و اول بهار)آسکهای رسیده و

بالغ با جذب رطوبت از طریق روزنه پرتیس دروغی متورم شده با فشار آسکوسپورها را

تخلیه می نمايند ، ‌آسکوسپورها همراه با جریان باد در فضا پخش می شوند و عفونت اولیه روی

اندامهای تازه روییده ایجاد می گردد.

پیش بینی این بیماری در اپیدمی ها بر پايه مؤثر بودن,

مایه تلقیح اولیه Primary inoculum یا در واقع آسکوسپورهای تولید شده در پرتیس های

دروغی زمستانگذران موجود برگهای کف باغ و جوانه در سطوح گیاهی بر پايه شرایط آب

و هوایی صورت می گیرد).

وقتی آسکوسپورها روی کاسبرگ ، برگ یا میوه جوان در

مجاورت لایه نازکی از رطوبت ، برنامه بگیرند جوانه می زنند برای آغاز تندش رطوبت آزاد

(رطوبت نسبی بیش از 95 % (ضرورت دارد.

وقت لازم برای وقوع آلودگی به دمای محیط

و تعداد ساعات خیس شدگی بستگی دارد بطور مثال در دمای0C 2/2 به 48 ساعت خیس

شدگی سطح بافت نیاز هست تا اسکوسپورها جوانه زده و آلودگی شروع گردد در حالیکه در

دمای 0C 6 به 21 ساعت خیس شدگی ، دمای 100C به 14 ساعت خیس شدگی ، دمای 150C به 10 ساعت خیس شدگی ، دمای 0C 26 به حدود 12 ساعت خیس شدگی نیاز هست

البته در دماهای بالاتر از0C 26 معمولاً بیماری به ندرت اتفاق می افتد(شرایط خنک و

مرطوب برای وقوع بیماری لازمست، منحنی Milles 1944).

قارچ سپس نفوذ در کوتیکول

منشعب شده و زیر کوتیکول تشکیل هستروما می دهد و لکه های بیماری که روی اون ها

کنیدیوفورو کنیدی های .pomi S تشکیل می گردد، ظاهر می شوند.

لکه ها و کنیدی ها در

مرکز لکه ها بسته به رطوبت نسبی و دما سپس 9 تا 17 روز دیده می شوند .

کنیدیها عامل

اصلی ایجاد عفونت و بیماری در تابستان هستند که با قطره های باران یا باد روی سطح برگها

یا میوه درختان دیگر پخش می گردند.

این کنیدیها به شیوه آسکوسپورها جوانه زده و با نفوذ

در میزبان لکه های جدید را بوجود می آورند .

در خلال فصل رشد بسته به دوره کمون

بیماری و نیز حساسیت بافت رقم میزبان چرخه های ثانویه دیگری نیز ممکنست تکرار شود.

کنترل :

1- اقدامات بهداشتی : - جلوگیری از تشکیل پریتس دروغی احتمال بروز همه گیری بیماری

را کاهش می دهد برای این منظور شخم زمستانه می تواند با زیر خاک نمودن بقایا بشدت

بیماری را کاهش دهد - پاشیدن کودهای نیتروژن دار (اوره) در پائیز روی برگهای ریخته

شده در کف باغ باعث تسریع فساد و تجزیه اونها و مانع تشکیل پریتس دروغی می گردد.

این

عمل بویژه در سالهایی که زمستان ملایم باشد نتیجه بخش هست - پاشیدن قارچ کشهایی مثل

بنومیل در آخر فصل (قبل از خزان) روی برگهای درخت یا سپس خزان روی برگهای کف

باغ نیز مانع تشکیل پریتس دروغی در پائیز و زمستان می گردد.

2- عملیات زراعی : وقتی جریان هوا در بین تاج درختان به خوبی صورت گیرد به سبب

وجود هوا و جریان باد در میان شاخساره ها و خشک شدن شاخساره ها ، شرایط آب و هوایی

برای وقوع بیماری نامساعد می گردد.

لذا تنظیم فاصله‌درختان هنگام کاشت و هرس مرتب

اونها با ایجاد شرایط خشک و نیز فراهم آوری شرایط مناسب برای سمپاشی باعث کاهش

بیماری می گردد.
3- ارقام مقام: شامل میخوش اردبیل ،‌آق پائیزی و بل د بوسکوپ Bell De Boskop- گلدن

رد Goloden-Red رد فری Red Free- لیبرتیliberty- پریما Prima-پرسیلا‍Priscilla ـ

سر پرایز Sir Prize-جونا فریJona Free-فری دام Free Dom- مک فریMac Free-

موریاMoria- ترنتTrent- نوا Nova – ایزی گروEasygro- نوواماک Novamac-

ریشلیوRichelieu-روویلRouville- فلوریدا Florida

4- شیمیایی : در شمال شرق ایالات متحده نزدیک به 50% از کل قارچکشهای مصرفی در

باغهای سیب فقط برای کنترل این بیماری بکار می رود.

قارچکش ها ی مورد هستفاده عبارتند

از :‌کاپتان ، دودین، گروه اتیلن بیس دی تیوکار با ماتها و سموم گوگردی، ‌بنزیمیرازولها و

بازدارنده های بیوسنتز در ارگوسترول (;SBI StroleBiosynthesis Inhibitores).



امروزه از بنومیل (از بنزیمیدازولها) و دودین به خاطر بروز مقاومت در قارچ عامل بیماری

کمتر هستفاده می شود .

پیش از وقوع آلودگی بایستی بر پايه پیش بینی های هواشناسی (طول

وقت رطوبت بالای 90%) با هستفاده از قارچکشهای پیشگیری نماينده سمپاشی صورت گیرد.



سپس ایجاد عفونت خصوصاً در نواحی نیمه خشک ، باغدار با دانستن وقت وقوع آلودگی با

هستفاده از قارچکشها می تواند 24 تا 96 ساعت (1-4 روز) پس از شروع عفونت بیماری را

مهار کند، (با هستفاده از داده های هواشناسی و جدول میلز وقت وقوع عفونت تعیین می

گردد).

وقت سمپاشی بر پايه مراحل رشد و نمو درخت سیب انجام می شود .

سمپاشی اول

در مرحله نوک نقره ای Silver Tip (جوانه ها تازه شکفته و نوک برگهای اولیه به رنگ

سفید نقره ای نمایان هست).

انجام می شود و سمپاشهای محافظتی و پیشگیری نماينده بعدی در

مراحل نوک سبزی Green Tip (اندامهای رویشی و جوانه ها به یک سانتی متر رسیده اند).



مرحله ظهور دسته های گل Tight ,Cluster (مرحله گلدهیBloom) و در آخر سپس

ریزش گلبرگها صورت می گیرد .

سمپاشی های پوششی به فاصله هر دو هفته یکبار سپس

ریزش گلدهی تا حدود 3-2 هفته مانده به برداشت محصول ادامه می یابد.

قابل ذکر هست

برنامه مبارزه شیمیایی با لکه سیاه سیب ، سفیدک حقیقی ، زنگها و بیماریهای مختلف دیگر که

در خلال تابستان بروز می نمايند از جمله لکه دودی ، فضله مگسی،‌آفات و کنه ها بطور تلفیقی

صورت می گیرد.





































4.

لکه آجری برگ بادام و لکه قرمز برگ آلو

هردودرایران وجود دارد،ولی لکه آجری مهمتر هست.

اولین بار اسفندیاری در سال 1348

بیماری را روی بادام در ارومیه و لرستان مشاهده کرد.

سپس Steyaert بلژیکی متخصص

بیماریهای گیاهی که مامور کمک و همکاری با ایران بود این بیماری را مشاهده کرد.

در

منطقه خفر فارس بیماری لکه آجری به شدت دیده میشود.

عامل لکه آجری Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لکه قرمزآلو Polystigma rubrum هست.

روی برگ بادام لکه‌ها کشیده و بزرگند ولی روی برگ آلو لکه‌ها تقریبا

گردند.

لکه آجری بادام به برگ حمله می‌‌کند، ولی لکه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نیز حمله

می‌کند.

در هردو لکه‌ها چرمی وضخیم هستند.

بیماری منوسیکل هست.

روی برگهای زمین

ریخته پری‌تیسها تشکیل می‌شود.آلودگی توسط آسکوسپور ایجاد می‌شود، نقش پیکنیدها

دربیماری مشخص نیست وآلودگی نمی‌دهد.

برای تشکیل آسکوکارپ 2-1 ماه سرمای نزدیک

صفردرجه لازم هست.

قارچ در محیط کشت قابل کشت نمی باشد.

این بیماری از نظر بیولوژی

تقریباً مشابه لکه سیاه سیب هست، یعنی دارای دو فاز ساپروفیتی و پارازیتی هست.

حذف

مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ??‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ ساپروفیتی می‌تواند تا حدی بیماری را کنترل کند.

کنترل شیمیایی

1- مانکوزب (دیتان ام-45) WP 80% و 2 در هزار

2- اکسی کلرورمس(کوپراویت) WP 35% و 3 در هزار

3- ترکیب بردو ---------- 1 %

4- سم جدید Triforin (ساپرول) به مقدار : 3 در هزار

توصیه‌ها: نوبت اول سمپاشی سپس ریزش گلبرگها وسپس به فواصل12روز.

جمع آوری

ودفن برگها



5.سپتورياي برگ گندم ( Septoria leaf blotch )وسپتورياي سنبله گندم ( Septoria glum blotch )

سپتورياي برگ گندم ( Septoria leaf blotch )

به اين بيماري، سوختگي خالدار برگ گندم نيز فرموده مي‌شود و اولينبار در كشور در سال

1320 توسط پتراك و سپس در سال 1326 توسط اسفندياري نقل شده هست.

هم اكنون نيز

در برخي هستانهاي كشور از جمله ؛ گلستان، مازندران، خوزستان، فارس و ايلام مشاهده شده

و خسارت مي‌زند.

نشانه‌هاي بيماري ابتدا به صورت لكه‌هاي كوچك نامنظم به رنگ قهوه‌اي مايل به قرمز ظاهر

مي‌شود.

لكه‌ها بوسيله رگبرگها محدود شده و بصورت طولي توسعه مي‌يابند.

به تدريج كه

لكه‌ها پيشرفت مي‌كنند، از مركز تغيير رنگ داده و خاكستري مي‌شوند و به مرور تمام سطح

برگ را فرا مي‌گيرند و در نهايت خالهاي سياه ريز (پيكنيديومها ) در رايشان لكه‌ها ظاهر

مي‌شوند.

در اغلب موارد زردي و خشكيدگي برگ نيز اتفاق مي‌افتد.

عامل بيماري در مرحله غير جنسي قارچ Septoria tritici Rob.in Desm.

(ايجاد

پيكنيديوم و پيكنيديوسيپور مي‌كند ) و در مرحله جنسي قارچ .

Mycosphaerella graminicola (Fuckel ) Schroeter ( ايجاد پرتيسيوم‌ها، آسك و آسكوسپور مي‌كند )

مي‌باشد.



پيكنيديوسپورها شفاف، رشته‌اي باريك و اندازه اونها 4/3-7/1 * 86-39 ميكرومتر مي‌باشد.



آسكوسپورها شفاف، بيضايشان و 6- 5/2 * 16-9 ميكرومتر با دو سلول مساايشان هست.

در سيكل بيماري، كاه و بقاياي گندم منبع اينوكلوم اوليه هستند.

پيكنيديوسپورها براي ماهها در

دماي 10-2 درجه سانتي‌گراد زنده باقي مي‌مانند.

مايعي كه در اون اسپورها تراوش مي‌شود،

اونها را از تاثير تابش نور خورشيد و خشك كردن حفظ كرده و جوانه‌زدن اونها را تحريك ميكند.



در واقعيات مرطوب اين اسپورها بوجود آمده و در اثر باران انتشار يافته و در فصل زراعي

آلودگيهاي اوليه را سبب مي‌شوند.

آسكوسپورها در تابستان و پاييز ايجاد شده و لوله تندش

حاصل از دو نوع اسپور، گندمها را بطور مستقيم يا از راه روزنه آلوده مي‌كنند.

حرارت

مناسب براي جوانه‌زدن و ايجاد آلودگي 15 تا 25 درجه سانتي‌گراد و محدوده اون 5 تا 35

درجه سانتي‌گراد هست.

حقدل و بني‌هاشمي (1381) نحوه بقا و تعيين دامنه ميزباني S.tritici را مورد بررسي برنامه

دادند.

در مطالعه بقا قارچ، برگهاي آلوده حاايشان پيكنيديوم در اعماق مختلف خاك (0-10-20-

30 و 40 سانتي متري) برنامه داده شدند.

پيكنيديوسپورها در سطح خاك قدرت جوانه‌زني خود

را سپس گذشت 8 ماه كاملاً ‌از دست داده، در صورتيكه در دماي 5-4 درجه سانتي‌گراد

قدرت جوانه ‌زني اسپورهاي قارچ سپس 25 ماه به 18 تا 20 % رسيد.

در اعماق مختلف

خاك با كلونيزه شدن برگها توسط قارچهاي پوده‌زني (ساپروفيت)، پيكنيديوم‌ها در مدت كمتر

از دو ماه از بين رفتند.

جهت تشكيل فرم جنسي در واقعيات طبيعي، بوته‌هاي گندم آلوده به

سپتوريوز سپس برداشت در هواي آزاد برنامه داده شد.

مشخصات مورفولوژيكي فرم جنسي

توليد شده با مشخصات M.graminicola نقل شده توسط محققين ديگر مطابقت داشت،

ولي به علت عدم تندش آسكوسپورها اثبات بيماريزايي انجام نگرديد.

تلاش براي تشكيل فرم

جنسي در آزمايشگاه موفقيت آميز نبود، همينطور از بذور جمع‌آوري شده از مزارع گندم آلوده

به سپتوريوز، قارچ عامل بيماري جداسازي نشد.

جهت بررسي دامنه ميزباني قارچ به منظور تعيين نقش علفهاي هرز در بقا و ازدياد عامل بيماري، در واقعيات گلخانه گياهان مختلفي كه

تعدادي از اونها علفهاي هرز مزارع گندم مي‌باشند، با جدايه‌هاي پاتوژن مايه‌زني شدند.

چهل تا

چهل و پنج روز سپس مايه‌زني، در برگهاي خشك و پير دو گياه Lolium rigidum و Secale cereale پيكنيديوم‌هاي قهوه‌اي و ريز مشاهده گرديد كه با اثبات بيماريزايي رايشان گياه

گندم، دو گونه فوق ميزبان ثانايشان براي قارچ تعيين گرديدند.

در واقعيات مزرعه در هيچ يك از

علفهاي هرز بررسي شده علايم سپتوريوز مشاهده نگرديد.



مبارزه

ميزان كاهش عملكرد ناشي از آلودگي سپتوريوز برگي در ارقام تجاري گندم با مقاومت‌هاي

متفاوت در خوزستان بررسي شد.

به جز رقم چمران كه نسبت به بيماري نيمه مقاوم ارزيابي

گرديد، تقريباً تمامي ارقام گندم نان توصيه شده يا در حال كشت هستان نسبت به اون حساس

مي‌باشند.

در اين مطالعه % كاهش عملكرد چمران به عنوان يك رقم نيمه مقاوم، نسبت به

ارقام حساس و نيمه حساس توصيه شده هستان در مزارع آلوده بررسي شد.

نتايج نشان داد كه

ميزان كاهش عملكرد رقم چمران در وقتهاي مختلف آلودگي نسبت به شاهد محافظت شده (با

قارچكش) 3 تا 11 % بود.

حداكثر كاهش عملكرد ارقام حساس فلات، اترك و داراب2 به

ترتيب 44، 42 و 31 % تعيين شد.

بيشترين خسارت در ارقام حساس مربوط به وزن

هزار دانه و تعداد دانه در سنبله بود.

كاهش عملكرد چمران نسبت به ارقام حساس بطور

معني‌داري، كمتر بود (‌دادرضايي و همكاران ، 1381).

مقاومت لاين‌هاي پيشرفته گندم ديم در برابر بيماري سپتوريا برگي در مراحل گياهچه‌اي و گياه

كامل در نقاط مختلف ايران، مورد بررسي و ارزيابي برنامه گرفت.

به منظور تعيين مقاومت

200 ژنوتيپ پيشرفته گندم ديم سردسيري و گرمسيري، جدايه‌هاي عامل بيماري از مناطق

مختلف كشور جمع‌آوري و پس از جداسازي از بافت ميزبان، رايشان محيط كشت مصنوعي

YMSA خالص‌سازي و ‌تكثير شدند.

مخلوط جدايه‌ها در واقعيات دمايي 18 درجه سانتي‌گراد و

رطوبت 85% در فيتوترون، رايشان گياهچه‌ها مايه‌زني گرديد و در دومين و سومين هفته پس

از تلقيح از سطح نكروز برگ يادداشت برداري به عمل آمد.

براي ارزيابي مقاومت در واقعيات

مزرعه‌اي، لاين‌ها در خطوط يك متري و فواصل 30 سانتي‌متر از هم كشت شدند و تلقيح

طبيعي و مصنوعي با هستفاده از جدايه‌هاي همان محل در واقعيات مناسب و زير سيستم افشانه

انجام گرفت.

يادداشت برداري پس از توسعه كافي بيماري رايشان رقم حساس انجام شد.

نتايج

مبين اين بودند كه بين تيپ‌هاي آلودگي گياهچه‌اي و گياه كامل ارتباط معني‌داري وجود ندارد و

نيز ارتباط بين تيپ‌هاي آلودگي گياه كامل بين دو محل اجرا به ايشانژه براي لاين‌هاي سردسير

معني‌دار نيست.

همينطور بر مبناي تيپ آلودگي گياه كامل ارتباط معني‌داري وجود ندارد و نيز

ارتباط بين تيپ‌هاي آلودگي گياه كامل بين دو محل اجرا به ايشانژه براي لاين‌هاي سردسير

معني‌دار نيست.

همينطور بر مبناي تيپ آلودگي گياه كامل 8%‌ لاين‌ها بدون هيچگونه آلودگي،

9% مقاوم، 15% نيمه حساس و بقيه كاملاً حساس بودند (ترابي و همكاران ، 1381).

در مورد كنترل شيميايي بيماري، قارچكش‌هاي گروه تريازول مانند : تيلت و فوليكور مي‌توانند

موثر واقع شدند.

سپتورياي سنبله گندم ( Septoria glum blotch )

به اين بيـــماري، سوختگي گلوم يا سوختگي سنبله گندم نيز فرموده مي‌شود .

به نقل از ارشاد

(1374)، ابراهيمي و ميناسيان در سال 1352 قارچ Stagonospora nodorum را از

خوزستان نقل نموده‌اند.

از اون سال تا بهار 1381 گزارشي از اين بيماري در كشور وجود

نداشته هست.

در اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد 1381، نمونه‌هايي از گندم‌هاي مزارع هستان

گلستان با علايم سوختگي در سنبله و تيره‌شدن ساقه در ناحيه زير محور سنبله، ‌جمع‌آوري و

در آزمايشگاه اقدام به بررسي رايشان اونها شد.

طي اين بررسيها پيكنيديوم‌ها و پرتيسيوم‌هاي

قارچ عامل بيماري رايشان سنبله گندم مشاهده و از بافتهاي آلوده‌ جداسازي گرديد.

با توجه به

مشاهدات ميكروسكوپي‌، ‌مشخصات مراحل غيرجنسي و جنسي قارچ به شرح زير بود:

پيكنيديوم‌ها به صورت فرو رفته در بافت (زيراپيدرمي )، ‌كرايشان شكل و به رنگ قهوه‌اي

روشن (عسلي) بوده كه در سطح فوقاني گلوم‌ها تشكيل‌شده و اندازه‌اونها 210-160 ميكرومتر

بود.

پيكنيديوسپورها بي‌رنگ، هستوانه‌اي، مستقيم گاهي با خميدگيهاي نامنظم، اغلب با سه بند

و با نوك و انتهاي گرد بوده و اندازه اونها 4-2 * 32-15 ميكرومتر بود.

تحت واقعيات مرطوب

اين اسپورها بصورت رشته‌هاي صورتي رنگ از دهانه پيكنيديوم خارج مي‌شدند.

پريتسيوم‌ها

بصورت فرورفته دربافت، كرايشان شكل و به رنگ قهوه‌اي تا سياه بود و اندازه اونها 200-120

ميكرومتر بود.

در دهانه هر يك پاپيل كوچكي وجود داشت كه از اپيدرم خارج گرديده و اندازه

اون حدود 15 ميكرومتر بود.

آسك‌ها چماقي شكل، هستوانه‌اي يا خميده، برخي پايه‌دار، با ديواره

دو جداره ضخيم كه در هر يك هشت آسكوسپور وجود داشت.

اندازه آسك‌ها 10-8 * 64-48

ميكرومتر بود.

آسكورسپورها تا حدودي دوكي ‌شكل، بيرنگ تا كهربايي، با سه بند كه در محل

بند فشردگي داشته، سلول ما قبل آخر متورم و اندازه آسكوسپورها 6-4 * 32-23

ميكرومتربود.

برپايه مشخصات مرفولوژيك، قارچ عامل بيماري در مرحله غير جنسي Stagonospora nodorum (Berk.)E.Castellni and (syn.

Septoria nodorum (Berk.)Berk.

aupd Berk .

and E.G.Germano phaeosphaeria و Broome)و در

مرحل جنسي nodorum ( E.Muller) Hedjaroude مي‌باشد.

بنا بر اونچه كه شرح داده شد، اين اوليننقل تفضيلي از بيماري سپتورياي سنبله گندم نان

در كشور مي‌باشد (آقاجاني، كاظمي، دهقان، صلاتي وارشاد؛ منتشر نشده).

به دليل بذرزاد بودن عامل بيماري، وجود اين بيماري در هستان گلستان ميتواند از اهميت

اقتصادي قابل توجهي برخوردار باشد.

از سايشان ديگر، عامل بيماري علاوه برگلوم، پهنك و

غلاف برگ و جوانه‌ها را نيز مورد حمله برنامه مي‌دهد.
















6.بيماري لكه موجي گوجه فرنگيAlternaria Solani (Ell.and)

علائم بيماري لكه موجي يا سوختگي زود رس گوجه فرنگي

عامل بيماريزا، قارچي با نام علمي( Alternaria Solani (Ell.and مي باشد.

اين قارج ساقه

ها ، برگها و ميوه هاي گوجه فرنگي را آلوده مي سازد.



اين بيماري در خزانه موجب مرگ گياهچه مي شود.

رايشان برگها لكه هاي قهوه اي مدور و

اغلب احاطه شده با هاله زرد ظاهر مي گردد.

لكه هاي برگي معمولا" ابتدا در برگهاي پير

ظاهر مي شوندو به سمت بالا پيشرايشان مي كنند.

با توسعه بيماري قارچ ممكن هست ساقه ها و

ميوه ها را آلوده سازد.

لكه هاي رايشان ميوه شبيه به لكه هاي رايشان برگها به رنگ قهوه اي با

حلقه هاي متحدالمركز تيره مي باشند.

اسپورهاي تيره وپودر مانند از اين لكه هاي حلقه مانند

توليد مي شوند.

با ذره بين مي توان اسپورهاي رايشان لكه را مشاهده نمود.



چرخه بيماري

قارچ ميتواند در خاك و بقاياي گياه زراعي و علف هرز آلوده زنده بماند.

اين قارچ ممكن هست

بذر زاد باشد.

و توسط باد، آب، حشرات ،كارگران و ادوات مزرعه انتشار مي يابد.

وقتي

اندام بوته گوجه فرنگي خيس باشد اسپورهاي نشسته رايشان بوته جوانه زده و برگها را آلوده مي

سازند.

اسپورها باجوانه زنی مي توانند وارد برگ ،ساقه و يا ميوه گردند.

قارچ در دماي

معتدل تا گرم و آب وهواي مرطوب بسيار فعال هست.

در فصل پر باران فعاليت بيماري شديد

تر هست .حمله بيماري سوختگي زود رس رايشان بوته هاي تحت تنش هايي از قبيل: بار زياد

ميوه ،حمله نماتد، يا كمبود ازت بسيار شديدتر هست.




ميزبان

گياهان خانواده سولاناسه از قبيل گوجه فرنگي ،بادمجان ، فلفل سبز ،فلفل قرمز و غيره

ميزبان اين بيماري هستند.



كنترل

بهترين روش مديريت بيماري برمبناي پيشگيري مي باشد.

در صورت هستبرنامه بيماري رايشان

بوته كنترل اون خيلي مشكل مي شود.

دوباردر هفته مزرعه را مورد بازديد برنامه دهيد و در

صورت مشاهده علائم اوليه بيماري كاربرد قارچكش را شروع نمائيد.



راهكارهاي مديريت تلفيقي بيماري

فصل كاشت

كاشت گوجه فرنگي در فصل خشك بعلت پائين بودن شيوع بيماري سوختگي زود رس بهتر

مي باشد.



محل كاشت

كاشت گوجه فرنگي در مزرعه و يا در نزديكي مزارع داراي سابقه آلودگي به اين بيماري

بهتر هست انجام نشود.

چون مزارع آلوده به عنوان منبع مايه تلقيح اين بيماري عمل مي كنند.



در اطراف مزرعه گوجه فرنگي گياهاني كاشته شده باشد كه ميزبان اين بيماري نباشند.



بادشكن ها

كاشت گياهان گراس علوفه اي پا بلند يا درختاني مانند مانگو، انجير، موز يا توت در اطراف

مزرعه به عنوان باد شكن مانع از ورود اسپورها توسط باد به داخل مزرعه مي شوند.



آبياري

از آبياري باراني هستفاده نشود.

در صورت هستفاده از آبياري باراني در اوايل صبح اين

آبياري انجام شود تا موقعيت كافي براي خشك شدن اندام بوته ها وجود داشته باشد.



كيفيت بذر

از بذرهاي عاري از بيماري هستفاده كنيد.



گياهچه ها
خزانه گوجه فرنگي بايستي دورتر از مزارع گوجه فرنگي سال قبل برنامه گيرد.

زدن شخم

عميق و بهبود خواص زهكشي بستر بذر مهم هست.

خاك را با آب گرم يا خاكستر براي حذف

قارچ ها از خاك ضد عفوني كنيد .

گياهچه هاي گوجه فرنگي را در خزانه مورد بازديد مكرر

برنامه دهيد در صورت مشاهده علائم بيماري و يا علائم مشكوك ،گياهچه هاي آلوده را از

خزانه خارج و از بين ببريد.



كود دهي

ماده آلي خاك را حتي المكان به مقدار زياد مخصوصا" با هستفاده از كودهاي حيواني پوسيده

افزايش دهيد.

با افزايش حاصلخيزي خاك نماتدها كاهش مي يابند.

هستفاده از بقولات تثبيت

كننده ازت در تناوب زراعي نيز مي توانند حاصلخيزي زمين را افزايش داده و تا حدي مايه

تلقيح قارچ را كاهش دهد.



حذف بقاياي گياهي آلوده

بقاياي بوته هاي گوجه فرنگي را پس از پايان محصول دهي از بين ببريد.



تناوب

در تناوب گياهانی از قبيل گوجه فرنگي ، سيب زميني، فلفل يا بادمجان در يك زمين حداقل به

مدت دو سال و ترجيحا" سه سال كاشته نشوند.



كنترل شيميائي

توصيه هاي قارچكش

با مشورت كارشناسان حفظ نباتات قارچكش مناسب و موثر در مبارزه با اين بيماري انتخاب

شود.

هنگام مشاهده علائم اوليه سوختگي زودرس در مزرعه از قارچكش هاي حفاظتي از

قبيل كاربامات ها، كلروتالونيل، تركيبات مسي به فاصله 7 روز در آب و هواي خنك و

مرطوب و تا فاصله 10 روز در آب و هواي خشك هستفاده گردد.

آبياري باراني و بارندگي

موجب شسته شدن قارچكش حفاظتي مي شوند.

در صورت بارش شديد باران مصرف

قارچكش حفاظتي تكرار شود.


فنون شيميائي

سمپاشي بايستي در واقعيات مناسب با هستفاده از سمپاش مطلوب انجام شود.

از نازل هاي

مخروط توخالي بايستي در سمپاشي هستفاده شود.

در هنگام سمپاشي تمام اندام بوته گوجه

فرنگي با قارچكش حفاظتي پوشش داده شود.












7.اونتراکنوز: Anthracnose

در لغت به معنای شبه زغال Like-Coal هست و اولین بار روی انگور نقل شد.

علائم در:

مرکبات: لکه های نکروتیک در برگ، خشکیدن سرشاخه ها، لکه های قهوه ای تا سیاه روی میوه

گردو: لکه های فرورفته گرد یا بیضی روی شاخه و میوه و برگ، حلقه های متحدالمرکز روی برگها

انبه: حمله به قسمت های هوایی، لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه روی شاخه و برگ

مو: لکه های فرورفته با بافت های مرده

موز: لکه های قهوه ای تا سیاه روی پوست میوه

مبارزه در:

مرکبات: قارچ کش فربام و زینب و کاپتان،سم پاشی پائیزه با سولفات مس و روی و آهک

گردو: هستفاده از قارچ کش زینب و ترکیب برور

انبه: هستفاده از قارچ کش فربام و زینب و کاپتان

موز: هستفاده از قارچ کش فربام و زینب

به طور کلی:

علائم شامل لکه های نکروتیک در برگ، لکه های فرورفته ی گرد یا بیضی اکثراً با بافت

های مرده می باشد.

این لکه ها ابتدا سبز مات بوده و بعداً به رنگ تیره (قهوه ای تا سیاه با

حاشیه ی زرد) روی قسمت های هوایی در می آیند.

در مرکز زخم اجسام ریز سیاه وجود

دارند.

در میوه ها زخم ابتدا بصورت لکه های سبز رنگ پریده هست که سریعاً بزرگ شده و

عمیق و فرورفته می شوند.

شرایط ایجاد بیماری:

شرایط مرطوب و دمای 21 تا 27 درجه ی سلسیوس، آبیاری بارانی عامل اصلی انتشار
هست.

چند توصیه:

تقویت گیاه، حذف شاخه های خشکیده در پائیز و جمع آوری و سوزاندن اونها، کنترل آفات و

سایر بیماریها.

مبارزه ی عمومی:

هستفاده ازقارچ کش فربام و زینب با نسبت های مختلف، هستفاده از بذر سالم ، سم پاشی های

فصلی






























10.

پژمردگی ورتیسلیومی(پژمردگی آوندی) پنبه Cotton Verticillium wilt

این بیماری یکی از بیماریهای پنبه در مناطق پنبه خیز ایران هست.

دو گونه ورتیسیلیوم به

نامهای Verticilium dahliae و V.albo-atrum عامل این بیماری می باشند.

که هر دو

گونه در ایران وجود دارند ولی گونه غالب V.dahliae می باشد.

گونه (G.barbadense) (پنبه مصری) نسبت به ورتیسلیوم مقاوم هست.

دامنه میزبانی

ورتیسلیوم وسیع بوده و حدود 160 گونه از 40 خانواده را دربر می گیرد.



هر دو گونه دارای کنیدیوفورهای منشعب فراهم (Verticillate branching) می باشند.گونه

(V.dahliae) دارای میکرواسکلروتهای سیاهرنگ بوده که اندام مقاوم قارچ محسوب می

شوند ولی گونه دیگردارای ریسه های ضخیم و سیاهرنگی می باشد که به اونها ریسه سیاه می

گویند و اندام مقاوم قارچ هست.

با برنامه گرفتن ریشه گیاه در مجاورت میکرواسکلروتهای موجود در خاک،این

میکرواسکلروتها جوانه زده و از طریق تارهای کشنده وارد آوندهای چوبی شده و در اونجا

کنیدیوفور و کنیدی تشکیل میدهند.از طریق آوند چوبی،کنیدیومها به سرعت حرکت کرده و به

نقاط بالای گیاه میرسند.



علایم در گیاه متنوع هست.

کمی زردی و پژمردگی دیده میشود که رفته رفته برگها خشک

میشوند.

روی پهنک برگ قسمتهایی کلروزه و سپس نکروزه می شوند که V شکل هست.

اگر

ساقه را قطع کنیم آون& #1583;ها قهوهای دیده می شوند.

هنگامی که گیاه پیر می شود

ورتیسلیوم از آوند خارج شده و به قسمتهای دیگر گیاه میرسد علایم 1 تا 1.5 ماه سپس کشت

دیده میشوند.شدت علایم به حساسیت گیاه میزبان، میزان تراکم قارچ در خاک و هسترین قارچ

بستگی دارد.

V.dahliae دو هسترین مهم دارد: 1- هسترین معمولی( ss-4)

2- هسترین برگ ریز (T-9).

در هسترین معمولی قارچ قسمتهای وسط برگ را خشک کرده ولی برگها بر روی گیاه باقی

می مانند و حرکت قارچ در برگها به شکل Vمیباشد.

ولی هسترین برگ ریز هنگامی که هنوز

برگ سبز هست باعث خم شدن دمبرگها (epinasty) میشود،اگر به چنین برگی دست بزنیم یا

در اثر هر لرزش دیگری، به راحتی از شاخه جدا می شود.

سپس مدتی گیاه کاملاً لخت شده

و برگهای کوچک جدیدی تولید می کند.

سویه برگ ریز گرمادوست تراست.



هسترین برگ ریز حتی باعث ریزش غوزه ها نیز می شود.

در این هسترین گسترش قارچ تا

نوک گیاه ادامه می یابد ولی در هسترین معمولی تا اواسط گیاه گسترش می یابد.گیاه مقاوم به

هسترین معمولی نسبت به هسترین برگ ریز هم تا حدودی مقاوم هست.

برگ ریزی در نتیجه

ایجاد لایه جداشونده در محل اتصال برگ به دلیل تولید اتیلن یا آبسزیک اسید صورت می

گیرد.

کنترل بیماری:

1- هستفاده ازارقام مقاوم یا محتمل.



2- تناوب با گیاهان غیر میزبان بخصوص برنج ،یونجه و آیش.



3- حذف بقایای گیاهی آلوده.



4- آفتابدهیSoil solarization

5- تنظیم میزان آبیاری وکود دهی.کود پتاس مقاومت گیاه را بالا می برد.

نوع کود ازته هم

مهم هست.

ازت باید به صورت اوره یا آمونیوم به خاک داده شود نه به صورت خود نیترات که

این را در مسئله PH دور ریشه توجیه مینمايند

11.

پژمردگی آوندی فوزاریومی(زردی فوزاریومی) Cotton Fusarium wilt

این بیماری توسط Fusarium oxysporum f.sp.Vasinfectum که اختصاصی پنبه هست

ایجاد می شود ولی اهمیت اون در ایران به اندازه ورتیسلیوم نیست.در خاکهای اسیدی و شنی یا

آلودگی نماتد ریشه گرهی بیماری زیادتر هست.

علائم بیماری از موقع کاشت تا موقع برداشت دیده میشود ومیزان اون بستگی به میزان آلودگی

خاک دارد.علائم به صورت پژمردگی در گیاه دیده میشود و آوندها نیز قهوه ای میشوند و حتی

برگریزی نیز پدید می آید.

منتهی تفاوتهایی نیز با ورتیسلیوم دارد.از جمله اینکه در اینجا

بیشتر زردی دیده میشود و گیاهان آلوده کمی کوتاه می مانند.در فوزاریوم رنگ قهوهای آوندها

خیلی تند و سیر می باشد و تغییر رنگ فقط در ناحیه آوندها دیده میشود ولی در ورتسلیوم

تغییر رنگ در ناحیه مغز ساقه هم دیده میشود.

فوزاریوم یک قارچ ناقص هست و تولید ماکرو کنیدی و میکروکنیدی میکند و نیز اسپورهای

مقاومی به نام کلامیدوسپور تولید می نماید.

فرم تخصص یافته ای که به پنبه می زند دارای

پنج نژاد می باشد که از نظر دامنه میزبانی (ارقام پنبه ای که آلوده میکند) تفاوت دارند.

بقایای

قارچ به صورت کلامیدوسپور هست که پس از جوانه زدن و ورود به ریشه وارد آوندها شده و

تولید میکروکنیدیوم می کند.

براثرسمی که قارچ ترشح میکند پارانشیم آوندی به داخل

آوندهاهجوم آورده و جلوی انتشار قارچ را با ایجاد تایلوز می گیرد.

زردی گیاه به علت

توکسین وتیلوز می باشد.

وقتی که آوندها کاملاً نابود شدند قارچ از آوند وارد بافت های دیگر

شده در اونها کلامیدوسپور تولید مینمايندکه این کلامیدوسپورها همراه با بافت مرده گیاه وارد

خاک میشوند.

کنترل بیماری :

1- هستفاده از ارقام مقاوم (ارقام ساحل و ورامین).

2- تناوب 3ساله با غلات ویونجه.

3- کنترل نماتد خصوصاً درخاک های سبک زیرا نماتد مقاومت گیاه را می شکند.

4- هستفاده از کودهای ازته وپتاسه

این قارچ گرما دوست هست (بهینه دما 28 درجه سانتی گراد) و در نتیجه در خیلی از مناطق

جنوبی ایران می تواند مشکل ساز شود.


105:

چرا کامل نیست

106:

چرا کامل نوشته نشده

107:

اثر واقعيات محيطي رايشان رهاشدن، جوانه زني و بيماري زايي آسكوسپورهاي Uncinula necator عامل بيماري سفيدك سطحي انگور

مجله :
علوم کشاورزي ايران

حاجيان شهري محمد,زاد سيدجواد,شريفي تهراني عباس,اخوت سيدمحمود,صفرنژاد عباس

رهاشدن و جوانه زني آسكوسپورهاي U.necator عامل بيماري سفيدك سطحي انگور با نگهداري برگ هاي انگور حامل كليستوتسيوم هاي قارچ عامل بيماري در حرارتهاي20 و 4 درجه سانتيگراد و واقعيات رطوبتي نيمه خشك و خشك پس از 120, 150, 20, 80 و 180 روز به تفكيك اندازه گيري شدند.

همينطور اثر درجه حرارت هاي 0-35 درجه سانتيگراد پس از 24 ساعت در رهاشدن آسكوسپورها و ميزان رها شدن آسكوسپورها در دوره وقتي 0-168 ساعت در واقعيات رطوبت اشباع و در دماي 25 درجه سانتيگراد در مورد آسكوكارپهايي كه براي ايجاد واقعيات زمستان گذراني قارچ عامل بيماري به مدت 150 روز در 4 درجه سانتيگراد نگه داري شده بودند، اندازه گيري شد و بيماري زايي آسكوسپورهاي بالغ رايشان برگ هاي بريده و سالم انگور مورد بررسي برنامه گرفت.

نتايج به دست آمده نشان داد كه بيشترين ميزان رها شدن آسكوسپورها پس از 120 روز در تيمار نيمه خشك 20 درجه سانتيگراد با 8 آسكوسپور در سانتيمترمربع و بيشترين ميزان جوانه زني آسكوسپورها پس از150 روز با 41 % مربوط به تيمار نيمه خشك 4 درجه سانتيگراد بود.

بهترين درجه حرارت براي رهاشدن آسكوسپورها پس از 24 ساعت 2 آسكوسپور در سانتيمتر مربع و در دماي 25 درجه سانتيگراد به دست آمد و بيشترين ميزان رهاشدن آسكوسپورها پس از 36 ساعت 11 عدد در سانتيمتر مربع اندازه گيري شد.

بيماريزايي آسكوسپورهاي U.necator رايشان برگ هاي بريده و سالم انگور نيز اثبات شد كه مي تواند مايشاند نقش احتمالي آسكوسپورهاي اين قارچ به عنوان مايه تلقيحي اوليه در شروع اين بيماري باشد.



108:

سلام كمك
پيتيوم باعث چه بيماريهايي ميشود
روش برسي تاثير سموم بر رايشان اون چگونه هست
از چه سمومي ميتوان هستفاده كرد

109:

علائم:

سفيدك سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و ميوه ها حمله مي كند.

علائم رايشان برگها بصورت لكه هاي خاكستري تا سفيد كثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شكلي شده و نهايتاً خشك مي شوند.

شكوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند.

در اثر آلودگي شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكيده و كاسبرگها گوشتي و كلفت مي شوند و توانايي تشكيل ميوه را از دست مي دهند.

كاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها كنيديوفورها و كنيديهاي قارچ رايشان سرشاخه ها منظرة سفيد رنگي را ايجاد مي كنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها كوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشك مي شوند معمولاً رايشان سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (كليستوتسيوم) تشكيل مي شود .

ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبكة چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد.

در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان رايشان ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر اون بصورت لكه زنگاري(Russet
) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همة برگهاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .



عامل بيماري : رايشان سيب و گلابي قارچ زير هست:




Te) Podosphaera leucotricha(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شكل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل كليسترتسيوم فقط يك آسك وجود دارد كه حاايشان 8 آسكوسپور بيضايشان هست .

اين قارچ هتروتاليك هست.


كنيديهاي O.farinosum شفاف، تك سلولي و دو سر تخت و هستوانه اي شكل اند و بصورت زنجيري رايشان كنيديوفور تشكيل مي شوند.

چرخة بيماري :

ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري هست .

اگر آسكوكارپ تشكيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد كليستوتسيوم در چرخة زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن واقعيات محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد كنيديوم مي كند كنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لكه هاي جديد نيز كنيديوفورها توليد كنيديهاي جديد را كرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانايشانه مي گردند.

فعاليت قارچ در تابستان شديداً كاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با انتشاركنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينكه تا اواخر پائيز رشد مي كنند بسيار مستعد آلودگي هستند.

البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز سپس باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از اون آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود كه بطور مكانيكي صدمه ديده اند.

كنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي كنند.

اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود.

قارچ در گسترة دمايي0C 32-4 فعاليت مي كند ولي بهينة دماي اون 0C
20-16 هست.

اين بيماري در مناطق نيمه خشك به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشك ظاهر مي شود.

از شرایط مهم و موثر در جوانه زدن كنيديها دما و رطوبت هست هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت هست زيرا ميزان آب در داخل كنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير كمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد.

سپس عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مكان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.



اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته سپس مرحلة گلدهي صورت گيرد حالت زنگار رايشان ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.

مبارزه :

1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب كاهش مايه تلقيح اوليه گردد.

كاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانايشانه در مبارزه با اين بيماري مهم هست.


2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت كمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورك ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.

ارقام گلابي مقاوم به سفيدكهاي سطحي عبارتند از :دواونژو،لوئيزبون Louise Bonne

3-شيميايي: قارچكشهاي عليه سفيدكهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول

(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوكاپ (كاراتان).

قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدك كشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون كه به شدت از توليد كنيدي جلوگيري مي كنند ضرورت ندارد.

در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و واقعيات مناسب بيماري در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشي مي كنند.



وقت سمپاشي:

الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجيحاً از سموم سيستميك هستفاده مي شود .

چون خنكي هوا مانع تسعيد گوگرد هست و از طرفي ديگر سموم سيستميك رايشان آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.



ب)نوبت دوم سپس ريزش گلبرگها كه مي توان از گوگرد و تابل هستفاده نمود همينطور كاراتان و ساير سموم سيستميك نيز قابل هستفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي اونها مي شود كه بايستي دقت نمود).



ج) نوبت سوم : بستگي به واقعيات جايشان و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشي باشد.

قارچ كشهاي باز دارندة بيوسنتز ارگوسترول وقتيكه بيماري هنوز شدت پيدا نكرده هست بسيار موثرند.



110:

بیماری سرطان ریشه و ساقه مو :




عامل بیماری:Agrobacterium vitis
(Rhizobiumvitis)
علایم بیماری:

علایم بیماری ابتدا بصورت غده های ریز و تقریبا کروی روی
ریشه، شاخه ،دمبرگ، رگبرگ ،و ساقه بخصوص در نزدیکی
طوقه درخت ظاهر می شود.غدهای کوچک به رنگ سفید ،نرم
و گوشتی هستند وسپس بزرگ می گردند.سطح خارجی غدها به
علت فساد خارجی به رنگ قهوه ای تا سیاه در می آید که ممکن
است در پاییز از خارج به داخل پوسیده شوند و در سال بعد
دوباره در همان جا ظاهر می گردند.خوشه های درختان مبتلا
اغلب تنک هستند و گاهی روی شا خه ها آلوده می خشکند.

مبارزه:

برای کنترل این بیماری رعایت موارد زیر ضروری هست:
1- انتخاب قلمه سالم از موستان سالم.


2- عدم ابیاری موستان سالم با آبی که از موستان آلوده می گذرد.
3- مبارزه با حشرات ریشه خوار بالاخص لارو زنجره مو در خاک.
4- هرس شاخهای آلوده و ضد عفونی ادوات باغبانی با محلول ده در
صد هیپوکلریت سدیم یا محلول یک در هزار سوبلیمه.
5- کشت ذرت یا سایر غلات در زمینهای آلوده به مدت چند سال.

نوشته شده توسط محمد آروین((آردین))

111:

.لکه قهوه ای یونجه
Alfalfa common leaf spot

عامل بیماری قارچ Pseudopeziza medicaginis از گروه آسکومیستهاست.

این بیماری

کم وبیش در تمام مناطق ایران وجود دارد.

علائم عبارت هست از تشکیل لکه های گرد قهوه

ای رنگ به قطر 1-2 میلی متردر روی برگچه ها که در صورت زیاد بودن تعداد لکه ها،

برگچه ها ممکن هست خشک شده و بیفتد و کیفیت محصول کاهش یابد.

اما به طور کلی

خسارت این بیماری چندان مهم نیست.



آپوتیسیوم قارچ به شکل یک نقطه برجسته کوچک در وسط لکه های روی برگ تشکیل میشود

که حاوی آسکهای هستوانه ای و آسکوسپورهای تک سلولی هست.

همچنین در آپوتسیوم رشته

های عقیمی به نام پارافیز در لابه لای آسکها دیده میشود.



این قارچ زمستان را بصورت میسلیوم یا آپوتسیوم در برگهای ریخته ولی نپوسیده گیاه می

گذارند.

آپوتسیوم در فصل رشد و نمو گیاه، هر وقت شرایط مساعد شد، تشکیل شده و

آسکوسپورها مرتباً آزاد شده و تولید آلودگیهای جدید مینمايند.



کنترل:

1- هستفاده از ارقام مقاوم.

2- برداشت زود هنگام یونجه.



3- در صورت آلودگی شدید از مانب 2 و wp80% در هزار هستفاده می کنیم











3.لكه سياه سيب




لکه سیاه سیب Apple Scab _ Black Spot of Apple

از لحاظ اقتصادی مهمترین بیماری سیب در شمال شرقی آمریکا ، اروپا،‌آمریکای جنوبی و

آسیا هست.

اولین بار فریز(Fries) در سوئد در 1819 بیماری را توصیف نمود.

این بیماری

در مناطقی که آب و هوای نیمه خشک دارند کمتر شایع هست ولی در مناطقی که بهار خنک و

مرطوبی دارند خسارت بیماری شدید بوده و تابیش از 70% به محصول خسارت می زند و

اگر با بیماری مبارزه نشود تا 100% خسارت محصول و میزبان قابل پیش بینی هست.

پايه اً

خسارت بیماری به دو صورت دیده می شود.

الف) کاهش بازار پسندی میوه ها به سبب وجود

لکه های سیاه یا تغییر شکل میوه ها ب)نابودی کامل درخت در 3-2 سال متوالی اپیدمی شدید.



بیماری لکه سیاه سیب در هستانهای شمالی کشور ؛ آذربایجان شرقی و غربی ، ‌خراسان ،

گیلان و مازندران ، شهرستان تهران ، کرج و دماوند و در خوزستان و بروجرد هر ساله خسارت قابل

توجهی به بار می آورد.
علائم :

بیماری لکه سیاه سیب به برگ ،دمبرگ ، شکوفه ، کاسبرگ ،‌میوه ، دم میوه و گاهی شاخه و

فلس و جوانه حمله می کند.

در ابتدای بهار قبل از باز شدن شکوفه ها ،‌اولین جائیکه آلوده می

شود کاسبرگهای گل سیب هست.

کاسبرگها در اثر شدت بیماری در شرایط مساعد محیطی

(رطوبت بالا) به رنگ سبز زیتونی درآمده و از این طریق میوه ها و برگهای جوان نیز آلوده

می گردند.

بارزترین علائم بیماری روی برگها و میوه ها دیده می شود .

لکه ها ابتدا در سطح

زیرین برگهای جوان مشاهده می شوند و با بازتر شدن برگها هر دو سطح اونها آلوده می

گردند.

لکه های اولیه، ‌مخملی و به رنگ سبز زیتونی تا قهوه ای و با حاشیه نامشخص می

باشند به تدریج حاشیه لکه ها واضح شده و ممکن هست چند لکه بهم چسبیده و به رنگ سیاه

درآیند .

اگر تعداد لکه های روی برگهای جوان زیاد باشد ؛ برگها بدشکل و پیچیده می شوند ( Deformation=Distortion) و معمولاً ریزش (Defoliation) می نمايند.

روی هر برگ از

یک تا چند صد لکه ممکن هست وجود داشته باشد.

آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از

تکامل اون می گردد که این موجب ضعف شدید درخت و حساس شدن اون در برابر آسیبهای

زمستانی می گردد.

لکه های روی میوه ها در ابتدا مشابه لکه های روی برگهاست.

بعداً قهوه

ای ، سیاه و چوب پنبه ای می شوند.

آلودگیهای زود هنگام به سبب انهدام و مرگ بافتهای

مریستمی اطراف لکه ها و توقف رشد این قسمتها روی میوه و از طرفی رشد قسمتهای سالم

روی میوه موجب بد شکلی و پیچ خوردگی میوه می گردند.

معمولاً این میوه ها ترک خورده و

زود می ریزند.

لکه های ریز و آلودگیهای اواخر تابستان و اوایل پائیز معمولاً در شرایط

انباری گسترش یافته و در انبار و سرد خانه آشکار می گردند.

آلودگی دم میوه موجب ریزش

میوه قبل از رسیدن اون می گردد.

عامل بیماری:

قارچ :
Teleomorph: Venturia inaequalis (Venturiaceae-Pleosporales-Loculoascomycetidae)
Anamorph: Spilocaea pomi (Dematiaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

قارچ V.inaequalis : دارای پریتس دروغی (Pseudoperithecium) هست که در بافت

هسترومای برگها یا میوه های ریخته شده بر کف باغ زمستانگذرانی می نمايند و بصورت منفرد

،‌قهوه ای تا سیاهرنگ می باشند .

در هر پریتس 100-50 آسک بطور مجتمع به شکل هستوانه

ای با پایه کوتاه که درون هر یک 8 آسکوسپور هست دیده می شود.

دیواره آسکها دو جداره و

نازک هست .

آسکوسپورها سبز مایل به زرد تا قهوه ای و دو سلولی هستند که سلول بالایی اون

کوچکتر و پهن تر از سلول پائینی هست (Inaequal = نامساوی ).

این قارچ هتروتالیک دو

قطبی هست لذا اونتریدی روی یک پایه و آسکوگون روی پایه دیگر تشکیل می گردد.

قارچ S.

pomi : دارای کنیدیوفورهایی معروف به Annellophore هست به سبب اونکه اثر

افتادن هر کنیدی روی کنیدیوفور بصورت حلقه ای (Annellide) باقی می ماند کنیدیها

زیتونی مایل به زرد و معمولاً یک سلولی و گاهی دو سلولی ، منفرد و تخم مرغی شکل هستند

که در انتهای اونلوفورها بوجود می آیند .

اونلوفورها قهوه ای رنگ و بدون بند (Septum) یا

دارای بند،‌موج دار و با برجستگیهای زگیل مانند هستند.

چرخه بیماری :

قارچ عامل بیماری غالباً زمستان را بصورت پریتس های دروغی در برگها و میوه های آلوده

افتاده در کف باغها طی می کند البته در نواحی ساحلی و معتدل که زمستان ملایمی دارند قارچ

بصورت S.Pomi به شکل میسلیوم در شاخسارهای آلوده زمستانگذرانی می کند.

پس از اونکه

میسلیومهای دو تیپ جنسی مختلف سازگار (Mating Type) نیز با یکدیگر آمیزش پیدا

کردند، اجسامی تیره رنگ (پریتس های دروغی ) بین بافتهای برگهای ریخته شده برکف باغ

تشکیل می شوند غالب پریتس های دروغی اولیه در خلال چهار هفته سپس ریزش برگها

تشکیل می شوند.

رطوبت برای تکامل پریتس دروغی ضرورت دارد.

دمای بهینه برای تکامل

آسکوگون 0C 18-20 و برای بلوغ آسکوسپورها 18-16 هست.

رقم سیب و تاریخ خزان

برگها در بلوغ و رسیدن آسکوسپورها در بهار تأثیری ندارد.

وقتی برگ زمستان گذرانده

موجود در کف باغ مرطوب می گردد (بارانهای آخر زمستان و اول بهار)آسکهای رسیده و

بالغ با جذب رطوبت از طریق روزنه پرتیس دروغی متورم شده با فشار آسکوسپورها را

تخلیه می نمايند ، ‌آسکوسپورها همراه با جریان باد در فضا پخش می شوند و عفونت اولیه روی

اندامهای تازه روییده ایجاد می گردد.

پیش بینی این بیماری در اپیدمی ها بر پايه مؤثر بودن,

مایه تلقیح اولیه Primary inoculum یا در واقع آسکوسپورهای تولید شده در پرتیس های

دروغی زمستانگذران موجود برگهای کف باغ و جوانه در سطوح گیاهی بر پايه شرایط آب

و هوایی صورت می گیرد).

وقتی آسکوسپورها روی کاسبرگ ، برگ یا میوه جوان در

مجاورت لایه نازکی از رطوبت ، برنامه بگیرند جوانه می زنند برای آغاز تندش رطوبت آزاد

(رطوبت نسبی بیش از 95 % (ضرورت دارد.

وقت لازم برای وقوع آلودگی به دمای محیط

و تعداد ساعات خیس شدگی بستگی دارد بطور مثال در دمای0C 2/2 به 48 ساعت خیس

شدگی سطح بافت نیاز هست تا اسکوسپورها جوانه زده و آلودگی شروع گردد در حالیکه در

دمای 0C 6 به 21 ساعت خیس شدگی ، دمای 100C به 14 ساعت خیس شدگی ، دمای 150C به 10 ساعت خیس شدگی ، دمای 0C 26 به حدود 12 ساعت خیس شدگی نیاز هست

البته در دماهای بالاتر از0C 26 معمولاً بیماری به ندرت اتفاق می افتد(شرایط خنک و

مرطوب برای وقوع بیماری لازمست، منحنی Milles 1944).

قارچ سپس نفوذ در کوتیکول

منشعب شده و زیر کوتیکول تشکیل هستروما می دهد و لکه های بیماری که روی اون ها

کنیدیوفورو کنیدی های .pomi S تشکیل می گردد، ظاهر می شوند.

لکه ها و کنیدی ها در

مرکز لکه ها بسته به رطوبت نسبی و دما سپس 9 تا 17 روز دیده می شوند .

کنیدیها عامل

اصلی ایجاد عفونت و بیماری در تابستان هستند که با قطره های باران یا باد روی سطح برگها

یا میوه درختان دیگر پخش می گردند.

این کنیدیها به شیوه آسکوسپورها جوانه زده و با نفوذ

در میزبان لکه های جدید را بوجود می آورند .

در خلال فصل رشد بسته به دوره کمون

بیماری و نیز حساسیت بافت رقم میزبان چرخه های ثانویه دیگری نیز ممکنست تکرار شود.

کنترل :

1- اقدامات بهداشتی : - جلوگیری از تشکیل پریتس دروغی احتمال بروز همه گیری بیماری

را کاهش می دهد برای این منظور شخم زمستانه می تواند با زیر خاک نمودن بقایا بشدت

بیماری را کاهش دهد - پاشیدن کودهای نیتروژن دار (اوره) در پائیز روی برگهای ریخته

شده در کف باغ باعث تسریع فساد و تجزیه اونها و مانع تشکیل پریتس دروغی می گردد.

این

عمل بویژه در سالهایی که زمستان ملایم باشد نتیجه بخش هست - پاشیدن قارچ کشهایی مثل

بنومیل در آخر فصل (قبل از خزان) روی برگهای درخت یا سپس خزان روی برگهای کف

باغ نیز مانع تشکیل پریتس دروغی در پائیز و زمستان می گردد.

2- عملیات زراعی : وقتی جریان هوا در بین تاج درختان به خوبی صورت گیرد به سبب

وجود هوا و جریان باد در میان شاخساره ها و خشک شدن شاخساره ها ، شرایط آب و هوایی

برای وقوع بیماری نامساعد می گردد.

لذا تنظیم فاصله‌درختان هنگام کاشت و هرس مرتب

اونها با ایجاد شرایط خشک و نیز فراهم آوری شرایط مناسب برای سمپاشی باعث کاهش

بیماری می گردد.
3- ارقام مقام: شامل میخوش اردبیل ،‌آق پائیزی و بل د بوسکوپ Bell De Boskop- گلدن

رد Goloden-Red رد فری Red Free- لیبرتیliberty- پریما Prima-پرسیلا‍Priscilla ـ

سر پرایز Sir Prize-جونا فریJona Free-فری دام Free Dom- مک فریMac Free-

موریاMoria- ترنتTrent- نوا Nova – ایزی گروEasygro- نوواماک Novamac-

ریشلیوRichelieu-روویلRouville- فلوریدا Florida

4- شیمیایی : در شمال شرق ایالات متحده نزدیک به 50% از کل قارچکشهای مصرفی در

باغهای سیب فقط برای کنترل این بیماری بکار می رود.

قارچکش ها ی مورد هستفاده عبارتند

از :‌کاپتان ، دودین، گروه اتیلن بیس دی تیوکار با ماتها و سموم گوگردی، ‌بنزیمیرازولها و

بازدارنده های بیوسنتز در ارگوسترول (;SBI StroleBiosynthesis Inhibitores).



امروزه از بنومیل (از بنزیمیدازولها) و دودین به خاطر بروز مقاومت در قارچ عامل بیماری

کمتر هستفاده می شود .

پیش از وقوع آلودگی بایستی بر پايه پیش بینی های هواشناسی (طول

وقت رطوبت بالای 90%) با هستفاده از قارچکشهای پیشگیری نماينده سمپاشی صورت گیرد.



سپس ایجاد عفونت خصوصاً در نواحی نیمه خشک ، باغدار با دانستن وقت وقوع آلودگی با

هستفاده از قارچکشها می تواند 24 تا 96 ساعت (1-4 روز) پس از شروع عفونت بیماری را

مهار کند، (با هستفاده از داده های هواشناسی و جدول میلز وقت وقوع عفونت تعیین می

گردد).

وقت سمپاشی بر پايه مراحل رشد و نمو درخت سیب انجام می شود .

سمپاشی اول

در مرحله نوک نقره ای Silver Tip (جوانه ها تازه شکفته و نوک برگهای اولیه به رنگ

سفید نقره ای نمایان هست).

انجام می شود و سمپاشهای محافظتی و پیشگیری نماينده بعدی در

مراحل نوک سبزی Green Tip (اندامهای رویشی و جوانه ها به یک سانتی متر رسیده اند).



مرحله ظهور دسته های گل Tight ,Cluster (مرحله گلدهیBloom) و در آخر سپس

ریزش گلبرگها صورت می گیرد .

سمپاشی های پوششی به فاصله هر دو هفته یکبار سپس

ریزش گلدهی تا حدود 3-2 هفته مانده به برداشت محصول ادامه می یابد.

قابل ذکر هست

برنامه مبارزه شیمیایی با لکه سیاه سیب ، سفیدک حقیقی ، زنگها و بیماریهای مختلف دیگر که

در خلال تابستان بروز می نمايند از جمله لکه دودی ، فضله مگسی،‌آفات و کنه ها بطور تلفیقی

صورت می گیرد.





































4.

لکه آجری برگ بادام و لکه قرمز برگ آلو

هردودرایران وجود دارد،ولی لکه آجری مهمتر هست.

اولین بار اسفندیاری در سال 1348

بیماری را روی بادام در ارومیه و لرستان مشاهده کرد.

سپس Steyaert بلژیکی متخصص

بیماریهای گیاهی که مامور کمک و همکاری با ایران بود این بیماری را مشاهده کرد.

در

منطقه خفر فارس بیماری لکه آجری به شدت دیده میشود.

عامل لکه آجری Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لکه قرمزآلو Polystigma rubrum هست.

روی برگ بادام لکه‌ها کشیده و بزرگند ولی روی برگ آلو لکه‌ها تقریبا

گردند.

لکه آجری بادام به برگ حمله می‌‌کند، ولی لکه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نیز حمله

می‌کند.

در هردو لکه‌ها چرمی وضخیم هستند.

بیماری منوسیکل هست.

روی برگهای زمین

ریخته پری‌تیسها تشکیل می‌شود.آلودگی توسط آسکوسپور ایجاد می‌شود، نقش پیکنیدها

دربیماری مشخص نیست وآلودگی نمی‌دهد.

برای تشکیل آسکوکارپ 2-1 ماه سرمای نزدیک

صفردرجه لازم هست.

قارچ در محیط کشت قابل کشت نمی باشد.

این بیماری از نظر بیولوژی

تقریباً مشابه لکه سیاه سیب هست، یعنی دارای دو فاز ساپروفیتی و پارازیتی هست.

حذف

مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ??‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ ساپروفیتی می‌تواند تا حدی بیماری را کنترل کند.

کنترل شیمیایی

1- مانکوزب (دیتان ام-45) WP 80% و 2 در هزار

2- اکسی کلرورمس(کوپراویت) WP 35% و 3 در هزار

3- ترکیب بردو ---------- 1 %

4- سم جدید Triforin (ساپرول) به مقدار : 3 در هزار

توصیه‌ها: نوبت اول سمپاشی سپس ریزش گلبرگها وسپس به فواصل12روز.

جمع آوری

ودفن برگها



5.سپتورياي برگ گندم ( Septoria leaf blotch )وسپتورياي سنبله گندم ( Septoria glum blotch )

سپتورياي برگ گندم ( Septoria leaf blotch )

به اين بيماري، سوختگي خالدار برگ گندم نيز فرموده مي‌شود و اولينبار در كشور در سال

1320 توسط پتراك و سپس در سال 1326 توسط اسفندياري نقل شده هست.

هم اكنون نيز

در برخي هستانهاي كشور از جمله ؛ گلستان، مازندران، خوزستان، فارس و ايلام مشاهده شده

و خسارت مي‌زند.

نشانه‌هاي بيماري ابتدا به صورت لكه‌هاي كوچك نامنظم به رنگ قهوه‌اي مايل به قرمز ظاهر

مي‌شود.

لكه‌ها بوسيله رگبرگها محدود شده و بصورت طولي توسعه مي‌يابند.

به تدريج كه

لكه‌ها پيشرفت مي‌كنند، از مركز تغيير رنگ داده و خاكستري مي‌شوند و به مرور تمام سطح

برگ را فرا مي‌گيرند و در نهايت خالهاي سياه ريز (پيكنيديومها ) در رايشان لكه‌ها ظاهر

مي‌شوند.

در اغلب موارد زردي و خشكيدگي برگ نيز اتفاق مي‌افتد.

عامل بيماري در مرحله غير جنسي قارچ Septoria tritici Rob.in Desm.

(ايجاد

پيكنيديوم و پيكنيديوسيپور مي‌كند ) و در مرحله جنسي قارچ .

Mycosphaerella graminicola (Fuckel ) Schroeter ( ايجاد پرتيسيوم‌ها، آسك و آسكوسپور مي‌كند )

مي‌باشد.



پيكنيديوسپورها شفاف، رشته‌اي باريك و اندازه اونها 4/3-7/1 * 86-39 ميكرومتر مي‌باشد.



آسكوسپورها شفاف، بيضايشان و 6- 5/2 * 16-9 ميكرومتر با دو سلول مساايشان هست.

در سيكل بيماري، كاه و بقاياي گندم منبع اينوكلوم اوليه هستند.

پيكنيديوسپورها براي ماهها در

دماي 10-2 درجه سانتي‌گراد زنده باقي مي‌مانند.

مايعي كه در اون اسپورها تراوش مي‌شود،

اونها را از تاثير تابش نور خورشيد و خشك كردن حفظ كرده و جوانه‌زدن اونها را تحريك ميكند.



در واقعيات مرطوب اين اسپورها بوجود آمده و در اثر باران انتشار يافته و در فصل زراعي

آلودگيهاي اوليه را سبب مي‌شوند.

آسكوسپورها در تابستان و پاييز ايجاد شده و لوله تندش

حاصل از دو نوع اسپور، گندمها را بطور مستقيم يا از راه روزنه آلوده مي‌كنند.

حرارت

مناسب براي جوانه‌زدن و ايجاد آلودگي 15 تا 25 درجه سانتي‌گراد و محدوده اون 5 تا 35

درجه سانتي‌گراد هست.

حقدل و بني‌هاشمي (1381) نحوه بقا و تعيين دامنه ميزباني S.tritici را مورد بررسي برنامه

دادند.

در مطالعه بقا قارچ، برگهاي آلوده حاايشان پيكنيديوم در اعماق مختلف خاك (0-10-20-

30 و 40 سانتي متري) برنامه داده شدند.

پيكنيديوسپورها در سطح خاك قدرت جوانه‌زني خود

را سپس گذشت 8 ماه كاملاً ‌از دست داده، در صورتيكه در دماي 5-4 درجه سانتي‌گراد

قدرت جوانه ‌زني اسپورهاي قارچ سپس 25 ماه به 18 تا 20 % رسيد.

در اعماق مختلف

خاك با كلونيزه شدن برگها توسط قارچهاي پوده‌زني (ساپروفيت)، پيكنيديوم‌ها در مدت كمتر

از دو ماه از بين رفتند.

جهت تشكيل فرم جنسي در واقعيات طبيعي، بوته‌هاي گندم آلوده به

سپتوريوز سپس برداشت در هواي آزاد برنامه داده شد.

مشخصات مورفولوژيكي فرم جنسي

توليد شده با مشخصات M.graminicola نقل شده توسط محققين ديگر مطابقت داشت،

ولي به علت عدم تندش آسكوسپورها اثبات بيماريزايي انجام نگرديد.

تلاش براي تشكيل فرم

جنسي در آزمايشگاه موفقيت آميز نبود، همينطور از بذور جمع‌آوري شده از مزارع گندم آلوده

به سپتوريوز، قارچ عامل بيماري جداسازي نشد.

جهت بررسي دامنه ميزباني قارچ به منظور تعيين نقش علفهاي هرز در بقا و ازدياد عامل بيماري، در واقعيات گلخانه گياهان مختلفي كه

تعدادي از اونها علفهاي هرز مزارع گندم مي‌باشند، با جدايه‌هاي پاتوژن مايه‌زني شدند.

چهل تا

چهل و پنج روز سپس مايه‌زني، در برگهاي خشك و پير دو گياه Lolium rigidum و Secale cereale پيكنيديوم‌هاي قهوه‌اي و ريز مشاهده گرديد كه با اثبات بيماريزايي رايشان گياه

گندم، دو گونه فوق ميزبان ثانايشان براي قارچ تعيين گرديدند.

در واقعيات مزرعه در هيچ يك از

علفهاي هرز بررسي شده علايم سپتوريوز مشاهده نگرديد.



مبارزه

ميزان كاهش عملكرد ناشي از آلودگي سپتوريوز برگي در ارقام تجاري گندم با مقاومت‌هاي

متفاوت در خوزستان بررسي شد.

به جز رقم چمران كه نسبت به بيماري نيمه مقاوم ارزيابي

گرديد، تقريباً تمامي ارقام گندم نان توصيه شده يا در حال كشت هستان نسبت به اون حساس

مي‌باشند.

در اين مطالعه % كاهش عملكرد چمران به عنوان يك رقم نيمه مقاوم، نسبت به

ارقام حساس و نيمه حساس توصيه شده هستان در مزارع آلوده بررسي شد.

نتايج نشان داد كه

ميزان كاهش عملكرد رقم چمران در وقتهاي مختلف آلودگي نسبت به شاهد محافظت شده (با

قارچكش) 3 تا 11 % بود.

حداكثر كاهش عملكرد ارقام حساس فلات، اترك و داراب2 به

ترتيب 44، 42 و 31 % تعيين شد.

بيشترين خسارت در ارقام حساس مربوط به وزن

هزار دانه و تعداد دانه در سنبله بود.

كاهش عملكرد چمران نسبت به ارقام حساس بطور

معني‌داري، كمتر بود (‌دادرضايي و همكاران ، 1381).

مقاومت لاين‌هاي پيشرفته گندم ديم در برابر بيماري سپتوريا برگي در مراحل گياهچه‌اي و گياه

كامل در نقاط مختلف ايران، مورد بررسي و ارزيابي برنامه گرفت.

به منظور تعيين مقاومت

200 ژنوتيپ پيشرفته گندم ديم سردسيري و گرمسيري، جدايه‌هاي عامل بيماري از مناطق

مختلف كشور جمع‌آوري و پس از جداسازي از بافت ميزبان، رايشان محيط كشت مصنوعي

YMSA خالص‌سازي و ‌تكثير شدند.

مخلوط جدايه‌ها در واقعيات دمايي 18 درجه سانتي‌گراد و

رطوبت 85% در فيتوترون، رايشان گياهچه‌ها مايه‌زني گرديد و در دومين و سومين هفته پس

از تلقيح از سطح نكروز برگ يادداشت برداري به عمل آمد.

براي ارزيابي مقاومت در واقعيات

مزرعه‌اي، لاين‌ها در خطوط يك متري و فواصل 30 سانتي‌متر از هم كشت شدند و تلقيح

طبيعي و مصنوعي با هستفاده از جدايه‌هاي همان محل در واقعيات مناسب و زير سيستم افشانه

انجام گرفت.

يادداشت برداري پس از توسعه كافي بيماري رايشان رقم حساس انجام شد.

نتايج

مبين اين بودند كه بين تيپ‌هاي آلودگي گياهچه‌اي و گياه كامل ارتباط معني‌داري وجود ندارد و

نيز ارتباط بين تيپ‌هاي آلودگي گياه كامل بين دو محل اجرا به ايشانژه براي لاين‌هاي سردسير

معني‌دار نيست.

همينطور بر مبناي تيپ آلودگي گياه كامل ارتباط معني‌داري وجود ندارد و نيز

ارتباط بين تيپ‌هاي آلودگي گياه كامل بين دو محل اجرا به ايشانژه براي لاين‌هاي سردسير

معني‌دار نيست.

همينطور بر مبناي تيپ آلودگي گياه كامل 8%‌ لاين‌ها بدون هيچگونه آلودگي،

9% مقاوم، 15% نيمه حساس و بقيه كاملاً حساس بودند (ترابي و همكاران ، 1381).

در مورد كنترل شيميايي بيماري، قارچكش‌هاي گروه تريازول مانند : تيلت و فوليكور مي‌توانند

موثر واقع شدند.

سپتورياي سنبله گندم ( Septoria glum blotch )

به اين بيـــماري، سوختگي گلوم يا سوختگي سنبله گندم نيز فرموده مي‌شود .

به نقل از ارشاد

(1374)، ابراهيمي و ميناسيان در سال 1352 قارچ Stagonospora nodorum را از

خوزستان نقل نموده‌اند.

از اون سال تا بهار 1381 گزارشي از اين بيماري در كشور وجود

نداشته هست.

در اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد 1381، نمونه‌هايي از گندم‌هاي مزارع هستان

گلستان با علايم سوختگي در سنبله و تيره‌شدن ساقه در ناحيه زير محور سنبله، ‌جمع‌آوري و

در آزمايشگاه اقدام به بررسي رايشان اونها شد.

طي اين بررسيها پيكنيديوم‌ها و پرتيسيوم‌هاي

قارچ عامل بيماري رايشان سنبله گندم مشاهده و از بافتهاي آلوده‌ جداسازي گرديد.

با توجه به

مشاهدات ميكروسكوپي‌، ‌مشخصات مراحل غيرجنسي و جنسي قارچ به شرح زير بود:

پيكنيديوم‌ها به صورت فرو رفته در بافت (زيراپيدرمي )، ‌كرايشان شكل و به رنگ قهوه‌اي

روشن (عسلي) بوده كه در سطح فوقاني گلوم‌ها تشكيل‌شده و اندازه‌اونها 210-160 ميكرومتر

بود.

پيكنيديوسپورها بي‌رنگ، هستوانه‌اي، مستقيم گاهي با خميدگيهاي نامنظم، اغلب با سه بند

و با نوك و انتهاي گرد بوده و اندازه اونها 4-2 * 32-15 ميكرومتر بود.

تحت واقعيات مرطوب

اين اسپورها بصورت رشته‌هاي صورتي رنگ از دهانه پيكنيديوم خارج مي‌شدند.

پريتسيوم‌ها

بصورت فرورفته دربافت، كرايشان شكل و به رنگ قهوه‌اي تا سياه بود و اندازه اونها 200-120

ميكرومتر بود.

در دهانه هر يك پاپيل كوچكي وجود داشت كه از اپيدرم خارج گرديده و اندازه

اون حدود 15 ميكرومتر بود.

آسك‌ها چماقي شكل، هستوانه‌اي يا خميده، برخي پايه‌دار، با ديواره

دو جداره ضخيم كه در هر يك هشت آسكوسپور وجود داشت.

اندازه آسك‌ها 10-8 * 64-48

ميكرومتر بود.

آسكورسپورها تا حدودي دوكي ‌شكل، بيرنگ تا كهربايي، با سه بند كه در محل

بند فشردگي داشته، سلول ما قبل آخر متورم و اندازه آسكوسپورها 6-4 * 32-23

ميكرومتربود.

برپايه مشخصات مرفولوژيك، قارچ عامل بيماري در مرحله غير جنسي Stagonospora nodorum (Berk.)E.Castellni and (syn.

Septoria nodorum (Berk.)Berk.

aupd Berk .

and E.G.Germano phaeosphaeria و Broome)و در

مرحل جنسي nodorum ( E.Muller) Hedjaroude مي‌باشد.

بنا بر اونچه كه شرح داده شد، اين اوليننقل تفضيلي از بيماري سپتورياي سنبله گندم نان

در كشور مي‌باشد (آقاجاني، كاظمي، دهقان، صلاتي وارشاد؛ منتشر نشده).

به دليل بذرزاد بودن عامل بيماري، وجود اين بيماري در هستان گلستان ميتواند از اهميت

اقتصادي قابل توجهي برخوردار باشد.

از سايشان ديگر، عامل بيماري علاوه برگلوم، پهنك و

غلاف برگ و جوانه‌ها را نيز مورد حمله برنامه مي‌دهد.
















6.بيماري لكه موجي گوجه فرنگيAlternaria Solani (Ell.and)

علائم بيماري لكه موجي يا سوختگي زود رس گوجه فرنگي

عامل بيماريزا، قارچي با نام علمي( Alternaria Solani (Ell.and مي باشد.

اين قارج ساقه

ها ، برگها و ميوه هاي گوجه فرنگي را آلوده مي سازد.



اين بيماري در خزانه موجب مرگ گياهچه مي شود.

رايشان برگها لكه هاي قهوه اي مدور و

اغلب احاطه شده با هاله زرد ظاهر مي گردد.

لكه هاي برگي معمولا" ابتدا در برگهاي پير

ظاهر مي شوندو به سمت بالا پيشرايشان مي كنند.

با توسعه بيماري قارچ ممكن هست ساقه ها و

ميوه ها را آلوده سازد.

لكه هاي رايشان ميوه شبيه به لكه هاي رايشان برگها به رنگ قهوه اي با

حلقه هاي متحدالمركز تيره مي باشند.

اسپورهاي تيره وپودر مانند از اين لكه هاي حلقه مانند

توليد مي شوند.

با ذره بين مي توان اسپورهاي رايشان لكه را مشاهده نمود.



چرخه بيماري

قارچ ميتواند در خاك و بقاياي گياه زراعي و علف هرز آلوده زنده بماند.

اين قارچ ممكن هست

بذر زاد باشد.

و توسط باد، آب، حشرات ،كارگران و ادوات مزرعه انتشار مي يابد.

وقتي

اندام بوته گوجه فرنگي خيس باشد اسپورهاي نشسته رايشان بوته جوانه زده و برگها را آلوده مي

سازند.

اسپورها باجوانه زنی مي توانند وارد برگ ،ساقه و يا ميوه گردند.

قارچ در دماي

معتدل تا گرم و آب وهواي مرطوب بسيار فعال هست.

در فصل پر باران فعاليت بيماري شديد

تر هست .حمله بيماري سوختگي زود رس رايشان بوته هاي تحت تنش هايي از قبيل: بار زياد

ميوه ،حمله نماتد، يا كمبود ازت بسيار شديدتر هست.




ميزبان

گياهان خانواده سولاناسه از قبيل گوجه فرنگي ،بادمجان ، فلفل سبز ،فلفل قرمز و غيره

ميزبان اين بيماري هستند.



كنترل

بهترين روش مديريت بيماري برمبناي پيشگيري مي باشد.

در صورت هستبرنامه بيماري رايشان

بوته كنترل اون خيلي مشكل مي شود.

دوباردر هفته مزرعه را مورد بازديد برنامه دهيد و در

صورت مشاهده علائم اوليه بيماري كاربرد قارچكش را شروع نمائيد.



راهكارهاي مديريت تلفيقي بيماري

فصل كاشت

كاشت گوجه فرنگي در فصل خشك بعلت پائين بودن شيوع بيماري سوختگي زود رس بهتر

مي باشد.



محل كاشت

كاشت گوجه فرنگي در مزرعه و يا در نزديكي مزارع داراي سابقه آلودگي به اين بيماري

بهتر هست انجام نشود.

چون مزارع آلوده به عنوان منبع مايه تلقيح اين بيماري عمل مي كنند.



در اطراف مزرعه گوجه فرنگي گياهاني كاشته شده باشد كه ميزبان اين بيماري نباشند.



بادشكن ها

كاشت گياهان گراس علوفه اي پا بلند يا درختاني مانند مانگو، انجير، موز يا توت در اطراف

مزرعه به عنوان باد شكن مانع از ورود اسپورها توسط باد به داخل مزرعه مي شوند.



آبياري

از آبياري باراني هستفاده نشود.

در صورت هستفاده از آبياري باراني در اوايل صبح اين

آبياري انجام شود تا موقعيت كافي براي خشك شدن اندام بوته ها وجود داشته باشد.



كيفيت بذر

از بذرهاي عاري از بيماري هستفاده كنيد.



گياهچه ها
خزانه گوجه فرنگي بايستي دورتر از مزارع گوجه فرنگي سال قبل برنامه گيرد.

زدن شخم

عميق و بهبود خواص زهكشي بستر بذر مهم هست.

خاك را با آب گرم يا خاكستر براي حذف

قارچ ها از خاك ضد عفوني كنيد .

گياهچه هاي گوجه فرنگي را در خزانه مورد بازديد مكرر

برنامه دهيد در صورت مشاهده علائم بيماري و يا علائم مشكوك ،گياهچه هاي آلوده را از

خزانه خارج و از بين ببريد.



كود دهي

ماده آلي خاك را حتي المكان به مقدار زياد مخصوصا" با هستفاده از كودهاي حيواني پوسيده

افزايش دهيد.

با افزايش حاصلخيزي خاك نماتدها كاهش مي يابند.

هستفاده از بقولات تثبيت

كننده ازت در تناوب زراعي نيز مي توانند حاصلخيزي زمين را افزايش داده و تا حدي مايه

تلقيح قارچ را كاهش دهد.



حذف بقاياي گياهي آلوده

بقاياي بوته هاي گوجه فرنگي را پس از پايان محصول دهي از بين ببريد.



تناوب

در تناوب گياهانی از قبيل گوجه فرنگي ، سيب زميني، فلفل يا بادمجان در يك زمين حداقل به

مدت دو سال و ترجيحا" سه سال كاشته نشوند.



كنترل شيميائي

توصيه هاي قارچكش

با مشورت كارشناسان حفظ نباتات قارچكش مناسب و موثر در مبارزه با اين بيماري انتخاب

شود.

هنگام مشاهده علائم اوليه سوختگي زودرس در مزرعه از قارچكش هاي حفاظتي از

قبيل كاربامات ها، كلروتالونيل، تركيبات مسي به فاصله 7 روز در آب و هواي خنك و

مرطوب و تا فاصله 10 روز در آب و هواي خشك هستفاده گردد.

آبياري باراني و بارندگي

موجب شسته شدن قارچكش حفاظتي مي شوند.

در صورت بارش شديد باران مصرف

قارچكش حفاظتي تكرار شود.


فنون شيميائي

سمپاشي بايستي در واقعيات مناسب با هستفاده از سمپاش مطلوب انجام شود.

از نازل هاي

مخروط توخالي بايستي در سمپاشي هستفاده شود.

در هنگام سمپاشي تمام اندام بوته گوجه

فرنگي با قارچكش حفاظتي پوشش داده شود.












7.اونتراکنوز: Anthracnose

در لغت به معنای شبه زغال Like-Coal هست و اولین بار روی انگور نقل شد.

علائم در:

مرکبات: لکه های نکروتیک در برگ، خشکیدن سرشاخه ها، لکه های قهوه ای تا سیاه روی میوه

گردو: لکه های فرورفته گرد یا بیضی روی شاخه و میوه و برگ، حلقه های متحدالمرکز روی برگها

انبه: حمله به قسمت های هوایی، لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه روی شاخه و برگ

مو: لکه های فرورفته با بافت های مرده

موز: لکه های قهوه ای تا سیاه روی پوست میوه

مبارزه در:

مرکبات: قارچ کش فربام و زینب و کاپتان،سم پاشی پائیزه با سولفات مس و روی و آهک

گردو: هستفاده از قارچ کش زینب و ترکیب برور

انبه: هستفاده از قارچ کش فربام و زینب و کاپتان

موز: هستفاده از قارچ کش فربام و زینب

به طور کلی:

علائم شامل لکه های نکروتیک در برگ، لکه های فرورفته ی گرد یا بیضی اکثراً با بافت

های مرده می باشد.

این لکه ها ابتدا سبز مات بوده و بعداً به رنگ تیره (قهوه ای تا سیاه با

حاشیه ی زرد) روی قسمت های هوایی در می آیند.

در مرکز زخم اجسام ریز سیاه وجود

دارند.

در میوه ها زخم ابتدا بصورت لکه های سبز رنگ پریده هست که سریعاً بزرگ شده و

عمیق و فرورفته می شوند.

شرایط ایجاد بیماری:

شرایط مرطوب و دمای 21 تا 27 درجه ی سلسیوس، آبیاری بارانی عامل اصلی انتشار
هست.

چند توصیه:

تقویت گیاه، حذف شاخه های خشکیده در پائیز و جمع آوری و سوزاندن اونها، کنترل آفات و

سایر بیماریها.

مبارزه ی عمومی:

هستفاده ازقارچ کش فربام و زینب با نسبت های مختلف، هستفاده از بذر سالم ، سم پاشی های

فصلی






























10.

پژمردگی ورتیسلیومی(پژمردگی آوندی) پنبه Cotton Verticillium wilt

این بیماری یکی از بیماریهای پنبه در مناطق پنبه خیز ایران هست.

دو گونه ورتیسیلیوم به

نامهای Verticilium dahliae و V.albo-atrum عامل این بیماری می باشند.

که هر دو

گونه در ایران وجود دارند ولی گونه غالب V.dahliae می باشد.

گونه (G.barbadense) (پنبه مصری) نسبت به ورتیسلیوم مقاوم هست.

دامنه میزبانی

ورتیسلیوم وسیع بوده و حدود 160 گونه از 40 خانواده را دربر می گیرد.



هر دو گونه دارای کنیدیوفورهای منشعب فراهم (Verticillate branching) می باشند.گونه

(V.dahliae) دارای میکرواسکلروتهای سیاهرنگ بوده که اندام مقاوم قارچ محسوب می

شوند ولی گونه دیگردارای ریسه های ضخیم و سیاهرنگی می باشد که به اونها ریسه سیاه می

گویند و اندام مقاوم قارچ هست.

با برنامه گرفتن ریشه گیاه در مجاورت میکرواسکلروتهای موجود در خاک،این

میکرواسکلروتها جوانه زده و از طریق تارهای کشنده وارد آوندهای چوبی شده و در اونجا

کنیدیوفور و کنیدی تشکیل میدهند.از طریق آوند چوبی،کنیدیومها به سرعت حرکت کرده و به

نقاط بالای گیاه میرسند.



علایم در گیاه متنوع هست.

کمی زردی و پژمردگی دیده میشود که رفته رفته برگها خشک

میشوند.

روی پهنک برگ قسمتهایی کلروزه و سپس نکروزه می شوند که V شکل هست.

اگر

ساقه را قطع کنیم آون& #1583;ها قهوهای دیده می شوند.

هنگامی که گیاه پیر می شود

ورتیسلیوم از آوند خارج شده و به قسمتهای دیگر گیاه میرسد علایم 1 تا 1.5 ماه سپس کشت

دیده میشوند.شدت علایم به حساسیت گیاه میزبان، میزان تراکم قارچ در خاک و هسترین قارچ

بستگی دارد.

V.dahliae دو هسترین مهم دارد: 1- هسترین معمولی( ss-4)

2- هسترین برگ ریز (T-9).

در هسترین معمولی قارچ قسمتهای وسط برگ را خشک کرده ولی برگها بر روی گیاه باقی

می مانند و حرکت قارچ در برگها به شکل Vمیباشد.

ولی هسترین برگ ریز هنگامی که هنوز

برگ سبز هست باعث خم شدن دمبرگها (epinasty) میشود،اگر به چنین برگی دست بزنیم یا

در اثر هر لرزش دیگری، به راحتی از شاخه جدا می شود.

سپس مدتی گیاه کاملاً لخت شده

و برگهای کوچک جدیدی تولید می کند.

سویه برگ ریز گرمادوست تراست.



هسترین برگ ریز حتی باعث ریزش غوزه ها نیز می شود.

در این هسترین گسترش قارچ تا

نوک گیاه ادامه می یابد ولی در هسترین معمولی تا اواسط گیاه گسترش می یابد.گیاه مقاوم به

هسترین معمولی نسبت به هسترین برگ ریز هم تا حدودی مقاوم هست.

برگ ریزی در نتیجه

ایجاد لایه جداشونده در محل اتصال برگ به دلیل تولید اتیلن یا آبسزیک اسید صورت می

گیرد.

کنترل بیماری:

1- هستفاده ازارقام مقاوم یا محتمل.



2- تناوب با گیاهان غیر میزبان بخصوص برنج ،یونجه و آیش.



3- حذف بقایای گیاهی آلوده.



4- آفتابدهیSoil solarization

5- تنظیم میزان آبیاری وکود دهی.کود پتاس مقاومت گیاه را بالا می برد.

نوع کود ازته هم

مهم هست.

ازت باید به صورت اوره یا آمونیوم به خاک داده شود نه به صورت خود نیترات که

این را در مسئله PH دور ریشه توجیه مینمايند

11.

پژمردگی آوندی فوزاریومی(زردی فوزاریومی) Cotton Fusarium wilt

این بیماری توسط Fusarium oxysporum f.sp.Vasinfectum که اختصاصی پنبه هست

ایجاد می شود ولی اهمیت اون در ایران به اندازه ورتیسلیوم نیست.در خاکهای اسیدی و شنی یا

آلودگی نماتد ریشه گرهی بیماری زیادتر هست.

علائم بیماری از موقع کاشت تا موقع برداشت دیده میشود ومیزان اون بستگی به میزان آلودگی

خاک دارد.علائم به صورت پژمردگی در گیاه دیده میشود و آوندها نیز قهوه ای میشوند و حتی

برگریزی نیز پدید می آید.

منتهی تفاوتهایی نیز با ورتیسلیوم دارد.از جمله اینکه در اینجا

بیشتر زردی دیده میشود و گیاهان آلوده کمی کوتاه می مانند.در فوزاریوم رنگ قهوهای آوندها

خیلی تند و سیر می باشد و تغییر رنگ فقط در ناحیه آوندها دیده میشود ولی در ورتسلیوم

تغییر رنگ در ناحیه مغز ساقه هم دیده میشود.

فوزاریوم یک قارچ ناقص هست و تولید ماکرو کنیدی و میکروکنیدی میکند و نیز اسپورهای

مقاومی به نام کلامیدوسپور تولید می نماید.

فرم تخصص یافته ای که به پنبه می زند دارای

پنج نژاد می باشد که از نظر دامنه میزبانی (ارقام پنبه ای که آلوده میکند) تفاوت دارند.

بقایای

قارچ به صورت کلامیدوسپور هست که پس از جوانه زدن و ورود به ریشه وارد آوندها شده و

تولید میکروکنیدیوم می کند.

براثرسمی که قارچ ترشح میکند پارانشیم آوندی به داخل

آوندهاهجوم آورده و جلوی انتشار قارچ را با ایجاد تایلوز می گیرد.

زردی گیاه به علت

توکسین وتیلوز می باشد.

وقتی که آوندها کاملاً نابود شدند قارچ از آوند وارد بافت های دیگر

شده در اونها کلامیدوسپور تولید مینمايندکه این کلامیدوسپورها همراه با بافت مرده گیاه وارد

خاک میشوند.

کنترل بیماری :

1- هستفاده از ارقام مقاوم (ارقام ساحل و ورامین).

2- تناوب 3ساله با غلات ویونجه.

3- کنترل نماتد خصوصاً درخاک های سبک زیرا نماتد مقاومت گیاه را می شکند.

4- هستفاده از کودهای ازته وپتاسه

این قارچ گرما دوست هست (بهینه دما 28 درجه سانتی گراد) و در نتیجه در خیلی از مناطق

جنوبی ایران می تواند مشکل ساز شود.


112:

چرا کامل نیست

113:

چرا کامل نوشته نشده


59 out of 100 based on 54 user ratings 1129 reviews

@